طبق بر شمارۀ جلد ورق زدن > جلد سوم > دعوت بسوى خدا

واز دعوتگران بسوی خدا که در این آیت داخل میشوند مؤذنان هستند وآنها دعوتگران بسوی خداوند كه به گوش همه نداي تكبير وتعظيم خدا وشهادت ووحدانیت برای او ورسالت برای پیامبرش عليه الصلات والسلام را بلند میکنند، پس آنها از دعوتگران بسوی خداوند وداخل این آيت كريمه میباشند.
وآنچه که از سنت صحیح رسول الله عليه الصلات والسلام در شأن دعوت وفضیلت آن آمده، فرمودۀ آنحضرت عليه الصلات والسلام است هنگامیکه على
(شماره بخش 3; صفحه 112)
رضي الله عنه به خیبر فرستاد فرمود: آنها را به اسلام دعوت کن وآنچه از حق خداوند برایشان واجب است به آنها ابلاغ نما پس سوگند به خداوند اینکه خداوند یک مرد را بوسیلۀ تو هدایت کند از شترهای سرخ برایت بهتر است
متفق بر درستش است از حديث سهل بن سعد رضی الله عنه.
آنحضرت عليه الصلات والسلام سوگند یاد کرده اند در حالیکه ایشان صادق اند، واگرچه که قسم یاد نکند، که هدايت یک مرد بدست علی رضي الله عنه بهتر است برای او از شترهای سرخ پس این دلالت بر آن دارد که دعوت بسوی خداوند دارای شأن عظيم است واینکه آن منزلت وفضیلت بزرگی است، ودر این بيان آن است که مقصود از دعوت وجهاد کشتن مردم وگرفتن اموال آنها نیست بلکه مقصود هدايت ونجات دادن آنها از آن حالت باطل است که در آن قرار دارند وبیرون کردن آنان از تاریکیها بسوی نور وکشیدن آنها از گودال گمراهی بسوی عزت هدایت وشرف تقوى است. ولذا پیامبرعليه الصلات والسلام فرمودند: سوگند به خدااینکه خداوند بوسیلۀ تو یک مرد را هدایت کند برایت بهتر از شترهای سرخ است
(شماره بخش 3; صفحه 113)
ودر آن فوائد تشویق کردن غازیان وفرماندهان جهاد بر رعایت تانی وشتاب نکردن در جنگ است واینکه در دعوت وإرشاد مخاطبان خود کوشش بخرج دهند واسباب نجات را برای آنها بگویند وابلاغ نمایند تا شاید بر گردند ودعوت را بپذیرند، وشاید هم قتال را ترک کنند وداخل در دين خداوند سبحانه وتعالى شوند، پس مقصود مسلمانان ومقصود اسلام وجهاد کشتن واسیر گرفتن زنان وفرزندان وغنیمت گرفتن اموال نیست، بلکه مقصود از آن هدايت مردم وإرشاد آنها بسوی حقی است که برای آن آفریده شده اند چنانکه پیش گذشت، پس اگر امتناع ورزیدند واصرار نمودند وحق را قبول نکردند، بعد از آن دست به جهاد برده میشود اما اگر دعوت کفایت کرد وحق را قبول کردند پس نیازی به جهاد نیست، وتنها در هنگام امتناع ورزیدن شخصی که دعوت میشود وحق را قبول نمی کند خداوند جهاد با سلاح را برای قلع وقمع کردن اهل باطل وبر داشتن آنها از سر راه دعوت، وخارج کردن مردم از تاریکیها بسوی نور وگشودن راه دعوت بسوی خداوند عز وجل مشروع کرده تا اسلام در زمین خدا انتشار یابد. ودر آن فوائد دیگری نیز وجود دارد وآن اینکه هدايت یک انسان بهتر از شترهای سرخ است، یعنی: هدايت شدن یک نفر از کفار بدست تو ای دعوتگر ویا ای امیر وفرمانده خيرش عظیم وفضیلتش بزرگ است. بعض علما گفته اند: معنای آن اینکه: بهتر از دنيا وآنچه در آن است زیرا دنيا زائل شونده است وآخرت باقیست پس خير آن اگرچه اندک باشد از دنيا وآنچه در آن است خیر وبهتر است، به همین خاطر است که پیامبر صلی الله علیه وسلم میفرماید: جای تازیانۀ یکی از شما در بهشت بهتر از دنیا وآنچه در آن است میباشد
وآنحضرت صلى الله عليه وسلم که شترهای سرخ را ذکر کرده زیرا شترهای سرخ، نفیسترین اموال عرب وارزشمند ترین آن میباشد لذا به آن مثال زده اند، واگر نه مقصود این است که هدايت یک مرد ویا زیاده از آن بهتر از دنیا ومال فانی آن است.
وپیامبرعلیه الصلاة والسلام فرمودند: کسیکه به کار نیک دعوت میکند پس ثواب و پاداش او همانند کننده آن کار است . آنرا مسلم در صحیح خود تخریج کرد وآن دلالت بر آن که هر که دعوت بسوی خير وارشاد به آن کند اجر فاعل آنرا دارد، واین فضيلت عظيم دعوت وشرف عظيم دعوتگران بسوی خداوند سبحانه وتعالى را نشان می دهد که مثل اجرکسی را که را بدست آنها هدایت شده است برای آنها میدهد. پس اين چه خير بزرگ وچه فضیلت بزرگ ومنزلت والای است. ای برادرم بسوی پروردگار خود وبسوی دین خود وبسوی پیروی از پیامبرت عليه الصلاة والسلام دعوت کن مثل اجر کسی که خدا او را بدست تو او را هدایت کرده برایت حاصل میشود که چه فضیلت بزرگ ومنزلت عظیمی است، ودر این تشویق وترغیب برای دعوتگران بر دعوت کردن وصبر بر آن است پس وقتیکه باد عوت کردن بسوی خدا مثل اجر وثواب کسانی را که بدست تو هدایت میشوند حاصل میکنید، پس سزاوار است که بازو را بر بزن وبه دعوت کردن مردم بسوی خدا بشتاب وبر آن صبر کن تا آن خير عظيم را حاصل نمایید، وپیامبر عليه الصلات والسلام در حدیثی که مسلم آنرا در صحيح خود روایت کرده می فرمایند: هر که به هدایت دعوت کرد برای اوست مثل پاداش کسی که از آن پیروی میکند، این از پاداش های ایشان چیزی کم نمی کند واین نیز فضيلت بزرگی است. هرکه به هدایت دعوت دادبرای او مثل ثواب کسی است که ازآن پیروی می کند واین مثل آنچه که در حديث سابق گذشته است: کسیکه به کار نیک دعوت میکند پس ثواب وپاداش او همانند کننده آن کار است
(شماره بخش 3; صفحه 114)
واین احاديث وآنچه در معنای آن آمده است در آن تشویق وترغیب بر دعوت وبيان فضیلت ومنزلت عظيم آن در اسلام است واینکه آن وظيفۀ پیامبران عليهم الصلات والسلام میباشد، وهر آئینه خداوند متعال همۀ پیامبران را دعوتگران بسوی خداوند عز وجل وبشارت دهندگان برای فرمان بران وبیم دهندگان برای نافرمانان فرستاده پس شایسته ولازم است تو بندۀ مومن بر راه وروش انبیای خدا بر وی واز سیرت پاک آنها پیروی نمایید. وراه آنها را در دعوت بسوی خدا وبشارت دادن به دین او ادامه دهید، وهشدار از مخالفت آن، وهمانا این فضیلت واین خير حاصل میشود ومضاعف می گردد، که صبر واخلاص وصدق وراستی را در آن پیشه کنیم، پس کسی که صبر وصدق ویا اخلاص او ضعیف بود با این امر عظيم نمیتواند استقامت کند، ومطلوب به گونۀ لازم حاصل نمیشود، پس این مقام به وجود اخلاص نیاز دارد وانسان ریا کار می شکند وفرو می ریزد ودر هنگام سختی ها ثابت وپایدار نمیماند وبه صبر احتیاج دارد، پس شخص کسول وتنبل مقصود بطور تمام بوسیلۀ او حاصل نمیشود پس این مقام به اخلاص وصدق وصبر نیاز دارد، چنانکه خداوند متعال فرموده است: بگو اينکه راه من است ميخوانم بسوئي خدا با حجتي ظاهر من چنانکه خداوند متعال فرموده است: ﯿ اي مسلمانان بترسيد از خدا و باشيد با راست گويان خداوند عز وجل فرمودند: و شكيبائي ورزيد هر آئينه خدا با شكيبايانست پس باید صدق داشت چنانکه خداوند عز وجل فرموده است: اين روزيست که نفع كند در آن راستگويان را راستي ايشان وباید صبر پیشه کرد چنانکه خداوند جل وعلا فرموده است: و شكيبائي ورزيد هر آئينه خدا با شكيبايانست وچنانکه خداوند پاک می فرماید: و پيدا كرديم از ايشان پيشوايان که راه مينمودند بفرمان ما وقتي که صبر كردند و بآيات ما يقين ميآوردند
(شماره بخش 3; صفحه 115)
پس با صبر ويقين مقام والای امامت دين حاصل میشود- پس دعوتگران بسوی خداوند عز وجل هرگاه صبر وصدق را پیشه کردند ودعوت آنها بر اساس دانش وبصيرت بود، پیشوایان مردم میگردند ودر سختی وآسانی ودر توانای وناتوانی به آنها اقتدا می کنند، چنانکه در این فرمودۀ خداوند متعال گذشت: و پيدا كرديم از ايشان پيشوايان که راه مينمودند بفرمان ما وقتي که صبر كردند و بآيات ما يقين ميآوردند پس بر تو لازم است ای بندۀ خدا صبر کردن در راه دعوت وإيمان وعمل صالح وبر توست که همواره در اعمال خود يقين داشته باشی، پس با بصيرت باش، وبطور ادامه در دین خود تفقَّه وتبحر واطلاع عمیق وگسترده حاصل کن تا دعوت شما بر اساس صبر ويقين باشد، وبه این ترتیب پیشوای میشوید که به او اقتدا می شود، ودر اعمال نیک وشایسته وسيرت پاکیزۀ خود الگو ومقتدای دیگران قرار می گیرید، وبا این سخن در بارۀ فضیلت دعوت که بخش اول موضوع سخنرانی بود پایان میابد.
اما بخش دوم: یعنی نقش وتاثیر دعوت در انتشار اسلام است، پس میگوییم: خداوند عز وجل پیامبران عليهم الصلاة والسلام دعوتگران برای حق وهُدایت کنندگان برای خلق فرستاد وبه ما نرسیده است که پیامبران نخستین در دعوت خود جهاد میکردند، وهمانا خداوند جهاد را بعد از بعثت موسى عليه الصلاة والسلام ذکر فرموده است.
واز زمان آدم تا نزول تورات پیامبران تنها دعوتگر بودند وآنجا جهاد وجود نداشت پس اسلام با دعوت وبيان وكتب منزله از آسمان انتشار یافت وپیامبران عليهم الصلات والسلام بسوی خدا دعوت می دادند ومردم را از عذاب وخشم خدابیم وبر حذر میداشتند ودين واسلام آنها از طریق دعوت از زمان آدم تا بعثت موسى عليه الصلات والسلام انتشار پیدا کرد.
واسلام همان دين خداست، خداوند جل وعلا میفرماید: ﭿ هر آئينه دين معتبر در نزد خدا اسلام است. پس اسلام دين خدا برای همۀ پیامبران وهمه امتها میباشد چنانکه خداوند متعال از نوح می فرماید: و فرموده شد مرا که باشم از مسلمانان واو نخستین فرستادۀ خداست عبد الله ابن عباس رضي الله تعالى عنهما گفته است:
(شماره بخش 3; صفحه 116)
میان نوح وآدم علیهما السلام ده قرن فاصله بود همۀ آنها بر اسلام بودند تا آنکه شرک در قوم نوح رخ داد
وخداوند متعال در قصۀ إبراهيم وإسماعيل که کعبۀ مشرفه را آباد میکردند فرموده است: ﭿ اي پروردگار ما و بكن ما را فرمانبردار خودت و از اولاد ما بكن گروهي منقاد خودت و بنما ما را طريق عبادتهاي ما و به مهرباني باز آي بر ما هر آئينه توئي باز آينده مهربان پس از خدا خواستند که آنها مسلمانان باشند، ودر قصۀ يوسف فرمود: توئي كارساز من در دنيا و آخرت مسلمان بميران مرا و لاحق كن مرا با صالحان ودر قصۀ موسى فرمود: و گفت موسي اي قوم من اگر ايمان آوردهايد بخدا پس بروي توكل كنيد اگر هستيد مسلمان واز بلقیس فرمود: و اسلام آوردم همراه سليمان براي خدا پروردگار عالمها پس دين نزد خداوند همان اسلام است، ولیكن خداوند محمد عليه الصلات والسلام را با كاملترین وتمام آن فرستاد، او را با اسلام وبا شريعت كامل در اسلام مبعوث کرد، پس آنچه خداوند محمد صلى الله عليه وسلم را به آن فرستاد کاملترین دين وتمام آن بود، اورا با اسلام مبعوث کردکه آن دين خداست وبا شريعت كامل قابل تطبیق برای همۀ زمانها ومکانها وتا روز قیامت فرستاد، اما آنچه که خداوند پیامبران گذشته را بر آن فرستاد همان دين اسلام بوده ولیكن با شرائع خاص برای اقوام خاص هستند، هر رسولی را خداوند بسوی قوم او با شريعت خاص ارسال داشت ودين همانا اسلام بود، وآن توحید ویگانگی خداست وچنانکه خداوند متعال فرموده است: و هر آئينه فرستاديم در هر گروهي پيغامبري را که عبادت خدا را كنيد و احتراز كنيد از بتان (یا از شیطان )
(شماره بخش 3; صفحه 117)
پس هر امتی رسولی بسوی او فرستاده شده تا آنها را به إسلام، وتسلیم بودن به توحيد وانقياد برای خداوند با طاعت وبرائت از شرك واهل آن دعوت کند، پس هر رسولٍی را خداوند با این اسلام فرستاد وآن دين خدا وتوحيد وبه یگانگی عبادت کردن او، وترك عبادت ما سوای او وهمراه آن پیامبر شريعت خاصی فرستاد که مناسب وملایم با زمان وقوم او بود تا آنکه خداوند جل وعلا شرائع ونبوات را با بعثت محمدٍ عليه الصلات والسلام وبا شريعت كامل ودين همه جانبه ونظام فراگیر برای همۀ امت در زمان نزول قرآن ودر آیندۀ آن تا روز قيامت ختم کرد.
وآنرا دين شامل برای همۀ امور؛ شئون دين ودنيا، شئون عبادت وشئون معامله، وشئون احوال شخصية وشئون جنايات، وغير آن در تمامی امور دين شامل وفراگیر وتنظیم کنندۀ جميع مصالح ومنافع بندگان، وتنظیم کنندۀ همه آنچه که در امور وشئون دنیا وآخرت شان نیاز دارند قرار داد.
وبدین ترتیب دانسته میشود که انتشار اسلام در زمان آدم وبعد از او ودر زمان نوح وهود وصالح وابراهيم ولوط وإسحاق ويعقوب وهود وإسرائيل ويوسف عليهم الصلات والسلام همه آنها وانبيای بعد از ایشان از طریق دعوت بود، انتشار وظهور اسلام از طریق دعوت بود، پیامبران دعوت می دادند وهمچنین پیروان وطرفداران آنها مردم را بسوی خدا دعوت می کردند.
پس اسلام در میان امتهای آنها توسط دعوت منتشر شد نه از راه جهاد با شمشیر خداوند متعال در کتاب خود از پیامبران نخستین ذکر نکرده که آنها با شمشیر جهاد کرده باشند بلکه تنها مردم را دعوت نمودند وبیم وبشارت دادند پس کسی را که خدا هدایت کرد دعوت را قبول کرد وکسی که بدبخت وشقی بود از قبول دعوت سر باز زد.
وامتهای قبل از موسى عليه الصلات والسلام با پیامبر خدا عناد ولجاجت ميكردند عذاب خدا نازل میشد همه را هلاک میکرد بجز کسانی را که ایمان آورده بودند. پس آدم عليه الصلاة والسلام وکسانیکه در زمان اوبودند از نسل او تا زمان نوح همه بر اسلام وهدایت بودند واین آن را لازم ندارد که در میان آنها گناه رخ نمی داد، وهر آئینه قابیل نافرمانی وعصیان کرد، وبرادر خود هابیل را بدون وجه
(شماره بخش 3; صفحه 118)
حق کشت ولیكن هر دو بر اسلام بودند. سپس شيطان غلو ومبالغه درشان صالحين را در قالب محبت برای آنها برای قوم نوح مزین ساخت وآنها را به تصویر کردن عکسهای آنان ونصب کردن آن در مجالس ایشان دعوت داد، سپس برای کسانی که بعد از آنها آمدند تعلق ودلبستن وعبادت آنها را برایشان مزین گردانید تا آنکه شرک در قوم نوح بسبب غلو در محبت صالحين وتصوير عکسهای آنها وایجاد بدعت در دین واقع شد، ولذا رسول عليه الصلات والسلام از تصویر واز بدعت بر حذر داشتند زیرا بدعت وسیلۀ از وسائل شرك است واز خداوند متعال عافيت را میخواهیم. وهنگامیکه ام حبیبه وام سلمه از كنيستی که در حبشه وتصاویری که در آن دیده بود به پیامبر صلی الله علیه وسلم خبر داد فرمود: آنها کسانی اند که هرگاه شخص صالحی در بین آنها وفات می کرد بر قبر او مسجد میساختند وآن عکسها را بر آن نصب میکردند، آنها بدترین مردم در نزد خداوند هستند
پس پیامبر عليه الصلاة والسلام خبر دادند که آنها بدترین خلق بسبب غلو آنها درشان صالحان شان وبنا کردن مساجد بر قبور آنها وتصوير کردن عکسها در آن میباشند، واین چنین در قوم نوح شرک واقع شد پس اسلام به دعوت انتشار یافت وهنگامیکه قوم نوح ابا ورزیدند جز عناد وشرک را ودعوت دعوتگر خود نوح عليه الصلات والسلام به مدت هزار سال وپنجاه سال کم قبول نکردند خداوند طوفان را بر آنها فرستاد وهمه انها را به غرق هلاک ساخت مگر کسانی را که همراه نوح در کشتی بودند، از خداوند عافيت را مسئلت میداریم.
وهمۀ قوم هود را به تند باد خزان وقوم صالح را به زلزله وصيحه هلاک گردانید، این چنین خداوند بسیاری از امتها را با انواعی از عقوبتها وعذابها بسبب كفر وگمراهی وامتناع ورزیدن آنها از قبول دعوت اسلامي هلاک ساخت، پس از آن جهاد در دوران موسى عليه الصلات والسلام نصرت حق وقلع وقمع باطل مشروع گردید، سپس جهاد بدست پیامبرما محمد صلى الله عليه وسلم بطور کامل تشریع گردید، وپیامبر ما عليه الصلات والسلام وقتیکه خداوند او را مبعوث کرد تقریبا سیزده سال در مکه ماند واهل مکه را بسوی خداوند عز وجل دعوت میداد وآنجا جهاد با شمشیر وجود نداشت وليكن دعوت وبشارت دادن به اسلام بود. وقومش دعوت او را رد کردند وپیامبر واصحابش را مورد اذیت وآزار قرار دادند وليكن آنحضرت عليه الصلاة والسلام صبر نمود ودر آغاز دعوت بطور سری پیش می بردند سپس خداوند به او فرمان داد که دعوت را آشکار کند وبر اذیت وآزار مشرکان صبر کردند وهمچنین اصحاب آن حضرت، واز پیش قدمان در قبول دعوت اسلام ابوبکر صدیق رضي الله عنه وخدیجه رضی الله عنها وعلی رضی الله عنه، وزید بن حارثه اینان چهار نفر از پیش قدمان به قبول اسلام ودعوت بودند، سپس دیگران به اسلام پیوستند،
(شماره بخش 3; صفحه 119)
وصدیق رضي الله عنه مرد شريف ومعظم ونیکوکار در میان قوم خود ودارای تجارت ومال وثروت ودارای اخلاق شایسته وگرامی بود، ومردم را بطور محرمانه به اسلام دعوت می داد تا آنکه تعداد زیادی بدست او به اسلام گرویدند از آن میان عثمان رضی الله عنه وزبیر بن عوام وعبد الرحمن بن عوف وسعد بن ابو وقاص وطلحه بن عبید الله رضي الله عنهم اجمعین بودند. وجمع بزرگی از اهل مکه با دعوت مسلمان شدند نه از راه زور واجبار وجهاد بلکه به دعوت ورهنمایی وخواندن قرآن وشرح دادن زیبایی ها وعظمتهای اسلام به آن گرویدند، ورسول صلى الله عليه وسلم دعوت می کردند وقرآن را میخواندند وآنچه که بر مسلمانان مشکل می بود آن را شرح می دادند وحق را قبول می کردند وبه آن راضی می شدند وداخل دین خداوند جل وعلا می شدند.



  قبلی     بعد