طبق بر شمارۀ جلد ورق زدن > جلد سوم > بیان توحید پیامبران وآنچه که مخالف آن است از دین کفار ومشرکین

(شماره بخش 3; صفحه 1)
صفحه خالی
(شماره بخش 3; صفحه 2)
صفحه خالی
(شماره بخش 3; صفحه 3)

بیان عقیدۀ توحید پیامبران وآنچه که مخالف آن است از دین کفار ومشرکین

سپاس وستایش خداوند پروردگار جهانیان راست، وعاقبت نیکو از پرهیزگاران است، درود وسلام بر پیامبر ما محمد وبر همۀ پیامبران ورسولان، وآل هر یک وسائر صالحين، اما بعد:
پس هر آئینه خداوند سبحانه وتعالى رسولان گرامی خود را برای شناساندن خود برای مردم، ودعوتگران به یکتا پرستی خدا وإخلاص عبادت برای خود فرستاد، چنانچه خداوند متعال فرمود: و هر آئينه فرستاديم در هر گروهي پيغامبري را که عبادت خدا را كنيد و احتراز كنيد از بتان (یا از شیطان )
پس خداوند سبحانه وتعالی در این آية كريمه بیان نموده، او در هر امتی از مردم رسولی را فرستاد تا آن مردم را به عبادت کردن خداوند به یگانگی دعوت دهد، وازعبادت طاغوت اجتناب نمایند.
وعبادت همان یکتاپرستی است، زیرا خصومت بين رسولان الهی وامتهای آنها در همین نقطه بود، چون مشركين خداوند سبحانه وتعالی را عبادت می کردند وغیر خدا را نیز همراه او پرستش می کردند، پس خداوند متعال رسولان را فرستاد تا آنها را به عبادت خدای یگانه، وترك عبادت ما سوای خدا امر کنند چنانچه خداوند متعال فرمود: و ياد كن چون گفت ابراهيم پدر خود را و قوم خود را هر آئينه من بي تعلقم از آنچه شما پرستش ميكنيد(26) الا آنكسي که بيافريد مرا پس هر آئينه او هدايت خواهد كرد مرا آیت.
خداوند سبحانه وتعالی از خليل خود ابراهيم خبر داد که او از معبودهای قومش بیزار است، جز خداوند یگانه، وآن معناى این گفتۀ اوست: الا آنكسي که بيافريد مرا پس دلالت بر آن کرد که آن خدا را عبادت می کنند، وغير خدا را نیز عبادت می کنند، ولذا از همه آن معبودان بیزاری کرده جز آنکه او را آفریده است، وآن خدای یگانه است، زیرا خداوند سبحانه وتعالی تنها او مستحق عبادت است چرا که آفریدگار وروزی دهندۀ همه اوست.
(شماره بخش 3; صفحه 4)
ومعناى (فطرني) یعني مرا آفرید بدون مثال ونمونۀ سابق، وکسی که صفت را دارد پس او مستحق آن است که عبادت شود نه غیر او، وخداوند متعال فرموده است: ﭿ و نه فرستاديم پيش از تو هيچ از پيغمبري مگروحي فرستاديم بسوي وی که نيست هيچ معبود برحق غير از من پس منرا پرستش كنيد پس خداوند عز وجل بیان نموده است که او به همۀ رسولان قبل خاتم آنها پیامبر ما محمد صلى الله عليه وسلم وحی کرده که معبود بر حقی جز او نیست، که مستحق عبادت باشد، واو به ایشان امر فرموده که تنها او را عبادت کنند.
پس این دلالت بر آن دارد که همۀ خدایان عبادت شده غیر از خدا مانند انبياء واولياء وبتها ودرختان، وجن وملائكه وغير آن همه به نا حق وباطل پرستش شده اند.
وآنچه که این معنا را توضیح می دهد این فرمودۀ خداوند متعال است: اين نصرت به سبب آنست که خدا همانا او ثابت و آنچه مي خوانند كافران بجز وي همانااو باطل است وفرمودۀ خداوند عز وجل در بارۀ مشركين آنگاه که پیامبر ما محمد صلى الله عليه وسلم آنها را به گفتن لا إله إلا الله دعوت داد، آنها گفتند: آيا گردانيد خدايان متعدد را يك خداي هر آئينه اينکه چيزيست عجيب وفرمودۀ خداوند سبحانه: هر آئينه ايشان چون گفته ميشد بديشان که نيست هيچ معبود مگر خدا سركشي ميكردند(35) و ميگفتند آيا ما ترك كننده معبودان خود باشيم براي گفته شاعري ديوانه پس این دلالت بر آن کرد که آنها كلمۀ توحيد لا إله إلا الله را دانستند آنچه را که از شرک بر آن هستند آنرا باطل می کند ودلالت بر آن می دارد که خدایان آنها باطل هستند. پس به آن دانسته شد که لا اله الا الله اقتضای اخلاص عبادت برای خدای یگانه را می کند، ودلالت بر آن میدارد که خداوند سبحانه وتعالی معبود بر حق او است، واگر این معنا در میان نمی بود آنها از گفتن آن استکبار نمی ورزیدند، ونمی گفتند که این کلمه ابطال همه خدایان آنها را ایجاب می کند.
(شماره بخش 3; صفحه 5)
واین نکته بر بسیاری از مردم پوشیده مانده، تا اینکه گمان کردند کسی لا اله الا الله گفت پس او مسلمان است وخون ومال او معصوم ومحترم میباشد، واگرچه که بسیاری از عبادتها برای غیر خدا بگرداند، مانند دعاء وخوف ورجاء وتوكل وذبح ونذر وغير آن را برای غیر خدا بکند، واین وقعیتی است در میان قبر پرستان، وآنها لا إله إلا الله میگویند، وبا آن هم به صاحبان قبرها که از آنها بنام اولياء یاد می کنند پناه می برند، ورفع نيازها ومشکلات، وپیروزی بر دشمنان را گاهی، در نزد قبرهای آنها وگاهی از راه دور از آنها طلب می کنند.
وگاهی این کار را با پیامبر ما محمد صلى الله عليه وسلم، وبا غير او از انبياء می کنند، وگاهی برای رفع حاجات خود به جن رو می آورند واز آنها طلب مدد ونجات می کنند، وبرای آنها ذبح، وشفاء برای بیماران خود، ودفاع از خود وکشتهای خود وغیر آن را از آنها میخواهند.
وهمۀ این کار ها معلوم ومشهور است برای کسی که با قبر پرستان در تماس وارتباط است، وکارهای شرک صريح آنهارا دیده است، وكفر آشکار آنها را مشاهده کرده است. پس خداوند همه رسولان خود را برای منع وبر حذر داشتن از این شرک ودعوت به عبادت خدای یگانه فرستاد، چنانکه این معنا در آيات کریمه سابق نیز گذشت.
وهر آئینه خداوند سبحانه وتعالى پیامبران خود را امر فرمود، اینکه مردم را با پروردگار خالق ورازق شان آشنا کنند، واینکه نامهای نیکو وصفات بر این او را که دال بر كمال عظمت وقدرت، وعلم وإحسان او به بندگانش هست برای آنها بیان کنند، واینکه خداوند سبحانه وتعالی نفع رسان وضرر رسان، ومدبر همۀ اور خلق وآگاه به احوال آنها اوست، پس سزاوار نیست که غیر او را عبادت کنند، ویا حاجات ونیازهای خود را از غیر او بخواهند، زیرا خداوند سبحانه وتعالی اوست قادر بر همه چیز وعلمش محيط به همه چیز است، وغیر او همه به او نیازمند ومحتاجند، چنانچه خداوند عزوجل فرموده است: و نيافريديم جن و انس را مگر براي آنكه پرستند مرا(56) نميخواهم از ايشان رزق را و نميخواهم که مرا طعام دهند(57) هر آئينه خدا همونست رزق دهنده توانمند استوار وخداوند متعال فرموده است: اي مردمان بپرستيد پروردگار خويش را آنكه آفريد شما را و كساني را که پيش از شما بودند تا در پناه شويد تا فرمودۀ او سبحانه وتعالی: پس مقرر مكنيد همتايان براي خدا در حاليكه شما ميدانيد وخداوند متعال فرمود:
(شماره بخش 3; صفحه 6)
ﭿ اي مردمان شمائيد محتاج بسوي خدا و خدا همونست بي احتياج ستودهكار(15) اگر خواهد نابود سازد شما را و بيارد آفرينش نو(16) و نيست اين كار بر خدا دشوار واز رسولان خود عليهم الصلات والسلام خبر داده که آنها عظمت خداوند سبحانه وتعالی، وقدرت او بر همه چیز، وعلم او بر هر چیز، واینکه خداوند تعالی اوست که دعا را میشنود، وبرای درماندگان وبیچارگان اجابت می فرماید، واینکه نفع رسان وضرر رسان اواست این امور وتعالیم را برای امتهای خود رساندند، واینکه برای امتان خود بگویند که معبودهای آنها نفع وضرری نمی رسانند، ودعای دعا کننده را نمیشوند واجابت هم نمی کنند، وبه آنها نیز خبر دادند که آنها با ایشان سخن نمی گویند، وراهی را برایشان رهنمایی نمی کنند، ومالک نفع وضرر برای آنها نیستند، وهمه اینها واجب میگرداند که عبادت را خالص برای خداوند یگانه انجام دهند، وبه او توبه کنند، وحاجات خود را از او بخواهند، وپیامبران او را تصدیق وبه شریعت او پای بند باشند، چنانچه خداوند متعال از نوح عليه الصلات والسلام خبر می دهد که به قوم خود گفت: ﰿ طلب آمرزش كنيد از پروردگار خود هر آئينه اوست آمرزنده(10) تا بفرستد بر شما باران را ريزنده(11) و پيدرپي دهد شما را اموال و فرزندان و بدهد شما را بوستانها و پديد آرد براي شما جويها
واز هود عليه الصلات والسلام خبر می دهد که به قوم خود گفت: ﭿ ﭿ ﭿ ﭿ آيا میسازید به هر بلندی علامتي بي فائده(128) و ميسازيد محلهای استوار گويا جاويد خواهيد ماند(129) و چون دست ميگشائيد دست ميگشائيد ستمگار شده(130) پس بترسيد از خداو فرمانبرداري من كنيد(131) و بترسيد از كسيكه امداد كرد شما را بآنچه ميدانيد(132) امداد كرده است شما را بچهار پايان و فرزندان(133) و بوستانها و چشمهها(134) هر آئينه ميترسم بر شما از عذاب روز بزرگ
واز پیامبر خود صالح عليه الصلات والسلام خبر داد که به قوم خود گفت: ﭿ آيا ايمن گذاشته خواهيد شد در آنچه اينجا است(146) در بوستانها و چشمها(147) و كشتها و درختان خرمائی که شكوفه آن نازك ست(148) و ميتراشيد از كوهها خانه های ماهرانه(149) پس بترسيد از خدا و فرمانبرداري من كنيد(150) و اطاعت مکنید فرمان از حد گذرندگانرا(151) آنانكه فساد ميكنند در زمين و اصلاح نمينمايند
(شماره بخش 3; صفحه 7)
آیات، واز دوست محبوب خود إبراهيم عليه السلام خبر داد: ﭿ و بخوان بر ايشان خبر ابراهيم(69) چون گفت به پدر خود و قوم خود چه چيز را ميپرستيد(70) گفتند ميپرستيم بتان را پس ميباشيم بر ايشان مجاورت كننده(71) گفت آيا ميشنوند آواز شما چون ميخوانيد(72) يا سود ميرسانند بشما يا زيان ميدهند(73) گفتند ني بلكه يافتيم پدران خود را که چنين ميكردند تا فرمودۀ او: ﭿ ليكن صاحب فائده آن بود که بيارد پيش خدا دل بيعيب را ودر بارۀ قصۀ بني إسرائيل وعبادت کردن گوسالۀ آنها فرمود: ﭿ ﰿ ﭿ و ساختند قوم موسي بعد رفتنش از زيور قبطيان گوساله بدني که او را آواز گاو بود آيا نديدند که آن گوساله بايشان هيچ سخن نه ميگفت و دلالت نميكرد ايشان را هيچ راه آيات، ودر سورۀ طه، در بارۀ همین قصه فرمود: ﭿ آيا نميديدند اين گمراهان که باز نميگرداند بسوي ايشان سخني را و نميتواند براي ايشان هيچ زياني و نه سودي
ومعنى اينکه عقلهای اینها کجا رفت تا آنکه مجسمۀ گوساله را عبادت کردند، وآن سخنی را به آنها جواب نمی دهد، ومالک ضرر ونفع برای آنها نیست، وبا آنها سخن نمیگوید وراهی را برای آنها نشان نمی دهد.
پس بدین ترتیب دانسته شد که خداوند سبحانه وتعال نفع رسان وضرر رسان اوست که دعا را میشنود، ودعای در مانده وبیچاره را اجابت می کند، واگر خواست سخن میگوید، واینکه این صفات از صفات كمال است وواجب است که معبود بر حق، موصوف به آن باشد، بخلاف بتها ومانند آن، که نمیشنود ونفعی نمی رسانند وضرری ودعای را اجابت نمیکنند، وسخنی را جواب نميدهند، وراهی را نشان نمی دهند.
پس چگونه با پادشاه حق شنونده اجابت کنده، نفع رسان وضرر رسان، عالم به همه چیز، وقادر بر هر چیز معبود بر حقی جز او نیست، وپروردگاری غیر از او وجود ندارد.
(شماره بخش 3; صفحه 8)
آیت ها در این معنی بسیار است، وهمه دلالت بر آن میدارد که خداوند سبحانه وتعالی موصوف به صفات كمال ومنزه صفات نقص وعيب است، وآن به یگانگی شناختن وبه یگانگی پرستش کردن او وخلاص عبادت برای او سبحانه وتعالی ومتوجه کردن قلبها را بسوی او، وتوكل کردن بر او در همۀ امور ایجاب می کند، چون او آفریدگار وروزی رسان ومالك همه چیز، مدبر همۀ امور است، پس جایز نیست چیز دیگری به همراه او عبادت شود.
وهر آئینه خداوند سبحانه وتعالی از انبيای خود: نوح وهود وصالح وشعيب خبر داده اند: که آنها به قوم خود گفتند: ﰿ عبادت كنيد خدا را نيست شما را هيچ معبود غير او همچنین خبر داده از همۀ رسولان خود که آنها به امتان خود گفتند چنانکه در آيات سابق گذشت.
وخداوند متعال فرمود: ﭿ ﭿ ﭿ ﭿ و فرستاديم ابراهيم را وقتي که گفت بقوم خود پرستش خدا كنيد و بترسيد از وي اين بهتر است شما را اگر ميدانيد(16) جز اين نيست که ميپرستيد بجز خدا بتان را و برميبنديد دروغ را هر آئينه آنانكه پرستش ميكنيد بجز خدا نميتوانند براي شما روزي دادن پس طلب كنيد از نزديك خدا روزي را و پرستش او كنيد و شكر او بجا آريد بسوي او بازگردانيده خواهيد شد وخداوند متعال در سورۀ صافات فرمود: ﭿ و هر آئينه از اتباع نوح بود ابراهيم(83) چون آمد پيش پروردگار خود بدل مبرا از عيب(84) چون گفت به پدر خود و بقوم خود چه چيز را عبادت ميكنيد(85) آيا به دروغ معبودان بجای خدابرگزیدید(86) پس چيست گمان شما بپروردگار عالمها وخداوند سبحانه وتعالى در سورۀ مريم، از ابراهيم خليل عليه الصلاة والسلام خبر مى دهد: ﭿ ﰿ ﭿ و ياد كن در كتاب ابراهيم را هر آئينه وي بود راست كردار پيغامبري(41) ياد كن چون گفت پدر خود را اي پدر من چرا عبادت ميكني چيزي را که نميشنود و نميبيند و دفع نميكند از تو چيزي(42) اي پدر من هر آئينه آمده است پيش من از علم آنچه نيامده است پيش تو پس پيروي من كن تا دلالت كنم ترا بر راه راست(43) اي پدر من عبادت مكن شيطان را هر آئينه هست شيطان مر خدائي را نافرمان برنده(44) اي پدر من ميترسم از انكه برسد بتو عقوبتي از خدا پس باشي قرين شيطان(45) گفت آيا رو گرداني تو از معبودان من اي ابراهيم اگر باز نه ايستي البته سنگسار كنم ترا و ترك صحبت من كن مدتي درازي
(شماره بخش 3; صفحه 9)
گفت سلام عليك آمرزش خواهم طلبيد براي تو از پروردگار خويش هر آئينه وي هست بر من مهربان(47) و كناره گيرم از شما و از آنچه مي پرستيد بغیر از خدا و خواهم عبادت كرد پروردگار خود را اميد آنست که نباشم بسبب پرستش پروردگار خود بد بخت(48) پس چون كناره گرفت از ايشان و از آنچه مي پرستید ند بغیر از خدا عطا كرديم وي را اسحق و يعقوب و هر يكي را پيغامبر ساختيم(49) و عطا كرديم ايشان را چيزها از بخشش خود و ساختيم براي ايشان ذكر جميل وبنهايت بزرگی است
وخداوند سبحانه وتعالى در سورۀ اعراف از قوم هود خبر می دهد: آنها برای هود عليه الصلات والسلام گفتند: گفتند آيا آمده پيش ما تا عبادت كنيم خدا را تنها و بگذاريم آنچه ميپرستيدند پدران ما پس بيار پيش ما آنچه وعيد ميكني ما را اگر هستي از راست گويان ودر سورۀ يونس از مشركين عرب خبر داد، که پیامبر ما محمد صلى الله عليه وسلم بسوی آنها فرستاد، ﭿ و ميپرستند بجز خدا چيزيكه ضرر نكند ايشان را و سود نرساند ايشانرا و ميگويند ايشان شفاعت كنندگان مااند در نزد خدا پس خداوند جل وعلا در جواب آنها فرمود: بگو آيا خبردار ميكنيد خدا را بآنچه نميداند در آسمانها و نه در زمين پاكي ويراست و برترست از آنكه شريك مقرر ميكنند ودر سورۀ زمر: ﭿ ﭿ فرو فرستادن اينکه كتاب از جانب خداي غالب با حكمت است(1) هر آئينه ما فرو فرستاديم بسوي تو كتاب را براستي پس عبادت كن خداي را خالص كرده براي او پرستش كردن خالص(2) آگاه باش مر خدايراست پرستش كردن خالص و آنانكه دوستان گرفتند بجز خدا و گفتند عبادت نميكنيم ايشانرا مگر براي آنكه نزديك سازند ما را بخدا در مرتبه قرب هر آئينه خدا حكم ميكند ميان ايشان در آنچه ايشان در آن اختلاف دارند هر آئينه خدا راه نمينمايد كسي را که دروغگوئي ناسپاس است
(شماره بخش 3; صفحه 10)
پس خداوند سبحانه وتعالی در این آيات فرمود مشركين محمد صلى الله عليه وسلم در میان آنها مبعوث شد، بتها وانبياء وصالحين وغير آنها را پرستش نکردند که آنها ضرر ویا نفع می رسانند، ویا خلق میکنند وروزی می دهند، وبلکه آنها را عبادت کردند وشفاعت آنها در نزد خداوند، ونزدیک کردن ایشان را به خدا امید داشتند، پس خداوند سبحانه وتعالى بنا بر این عمل آنها بر آنها حکم کرد، که آنها كفار مشركین هستند.
وخداوند تبارك وتعالى در این معنا می فرماید: ﭿ اينست خدا پروردگار شما او را است پادشاهي و آنانكه ميپرستيد بجز وي مالك نميشوند مقدار پوست خسته.(13) اگر بخوانيد ايشان را نشنوند خواندن شما را و اگر بفرض بشنوند قبول نكنند گفته شما را روز قيامت منكر شوند شريك مقرّر كردن شما را و خبر ندهد ترا هيچكس مانند دانا پس خداوند سبحانه در این آيت خبر داده است، که پادشاهی تنها از آن خداوند است، واو متصرف در همۀ امور خلق است، واینکه همۀ معبودات مشركين غیر از خداوند از جن وانس ودرخت وسنگ وغير آن، همۀ آنها مالک قطمیر نیستند، وقطمیر پست هستۀ خرماست، وآنها دعای دعا کننده را نمشنوند، واگر هم بشنوند جواب نمی دهند زیرا آنها یا مرده ویا غائب اند، ویا چیز بی روح وبی جان وجامد است کاری نمیکنند، وخداوند سبحانه وتعالی توضیح داده است که معبودان آنها بغیر خدا، در روز قيامت شرک آنها را انکار می کنند، پس دلالت بر آن که تعلق ایشان به آنها میکند، ودعا کردن وخواستن از آنها شرك به خداوند سبحانه وتعالى است، چنانچه خداوند عز وجل فرموده است: ﭿ ﭿ و بترسيد از روز که برانگيزيم ايشانرا همه يكجا باز گوئيم مشركان را بايستيد بجائي خود شما و آنانكه شما ايشانرا شريك خدا ساختهايد پس تفرقه اندازيم ميان ايشان و گويند شريكان ايشان که شما ما را نميپرستيد(28) پس بس است خدا گواه ميان ما و ميان شما هر آئينه ما بوديم از پرستش شما بي خبر وخداوند عز وجل فرمود: ﭿ ﰿ و كيست گمراه تر از كسيكه بخواند بکند بجز خدا چيزي را که قبول نكند خواندن اورا تا روز قيامت و اينکه معبودان باطل از خواندن ايشان غافلاند(5) و چون جمع كرده شوند مردمان میباشد اين معبودان ايشانرا دشمن و باشند به عبادت ايشان منكر پس خداوند سبحانه وتعالی در این آيات بیان میدارد که همه معبودان بغیر خداوند، از عبادت کنندگان خود در روز قيامت بیزاری می کنند، وعبادت آنها را انکار ميكنند، ومیگویند که از آنها غافل بوده اند.
(شماره بخش 3; صفحه 11)
پس حسرت وپشیمانی این مشركين، وخسارت وزیان شان در روز قیامت تا چه حد بزرگ است، آنجا که به نومیدی حسرت وندامت باز گشتند وبسبب کفر وعبادت آنها مستحق غضب جبار وعذاب خدا شدند، خداوند عز وجل فرموده: و هر که بخواند با خدا معبود ديگر را که هيچ حجتي نيست به پرستید ان درثبوت آن معبود پس جز اينکه نيست که حساب او نزدي پروردگار اوست هر آئينه رستگار نميشوند كافران
وآيات در بيان بطلان شرك، وسر انجام بد اهل آن وخسارت بزرگ آنها در روز قيامت در كتاب خدا زیاد است، وهمچنین در سنت صحيح از رسول الله صلى الله عليه وسلم آمده وگمراهی مشركين، وسر انجام بد آنها، وخسارت بزرگ آنها بیان میدارد، وآنها در توحيد ربوبيت شرک نیاوردند، بلکه میدانستند که خالق رازق، مدبر امور آنها خداوند است، وهمانا در عبادت کردن کردن خدا غیر او را در دعاء وخوف ورجا، ونفع وضرر، وذبح کردن ونذر کردن، وغیر آن از انواع عبادت آنها را شریک ساختند، در صحيحين از ابن عباس (رضی الله عنهما) گفت اینکه پیامبر (صلی الله علیه وسلم) هنگامیکه معاذ را به یمن فرستاد فرمود: هر آئینه تو نزد قومی از اهل کتاب میآیی پس اولین چیزیکه باید آنها را به آن دعوت دهی شهادت الااله الا الله (معبود بر حقی جز خدا نیست) باشد ودر روایت: پس آنها را دعوت کن بر اینکه شهادت دهند نیست معبود بر حقی جز خداوند واینکه من فرستاده خدا هستم ودر روایتی از بخاری رحمه الله - آنها را بگذار تا اینکه خداوند را به یگانگی پرستش کنند ودر ودر صحیح مسلم از سعد ابن طارق اشجعی از پدرش رضي الله عنه نبي صلى الله عليه وسلم فرمود: هرکه لااله الاالله گفت وبه آنچه که غیر از خدا پرستش میشود کافرگردید مال جان اومصئون ميگردد وحساب او برخداست ودر روایتی از مسلم به لفظ: هرکه به یگانگی خدا اقراركرد وبه آنچه غیر ازخدا پرستش میشودکافر شد حديث.
واین دو حديث در وجوب توحيد خداوند سبحانه وإخلاص عبادت برای او، وكفر ورزیدن به آنچه که غیر از خدا پرستش میشود صریح میباشند.
(شماره بخش 3; صفحه 12)
ودر صحیحین از ابو هريره رضی الله عنه از پیامبر صلى الله عليه وسلم: او به جبریل علیه السلام وقتیکه در بارۀ اسلام از وی سوال کرد گفت: اینکه خدا را عبادت کن وچیزی را به او شریک میاور ونماز فرض را بر پادار وزکات فرض شده را بپرداز حديث.
ودر صحیح مسلم از ابن عمر رضي الله عنهما از پیامبر صلى الله عليه وسلم اینکه او فرمود: اسلام بر پنج پایه بنا یافته: براینکه خدا را به یگانگی شناختن ونماز را بر پاکردن وزکات را دادن ورمضان را روزه گرفتن وبه حج خانۀ خدا رفتن ودر روایت دیگری: بر اینکه خدا را پرستش کند وبه غیر او کافر شود حدیث، واصل آن در صحیحین بطورمرفوع به لفظ: اسلام بر پنج پایه بنا یافته: گواهی دادن بر اینکه معبود بر حقی جز خداوند نیست واینکه محمد فرستادۀ خداست وبر پاداشتن نماز ودادن زکات وروزۀ رمضان وحج خانۀ خدا
مسلم رحمه الله حديث سؤال جبريل در بارۀ سلام وايمان واحسان از حديث عمر رضي الله عنه از نبي صلى الله عليه وسلم روایت کرد آن حضرت به جبريل هنگامیکه در بارۀ اسلام سوال کرد فرمود: اسلام این است که گواهی دهی که معبود بر حقی نیست جز خداوند واینکه محمد فرستادۀ خداست ونماز را بر پا دار وزکات بپرداز ورمضان را روزه بگیر وحج خانۀ خدا را بجا آور اگر توان رفتن به آنجا را داشتی
پس این احاديث وآنچه که به معنای آن آمده است دلالت بر آن می کند که معناى شهادت الا إله إلا الله: همانا توحيد خدا واخلاص عبادت برای او است. وكافر شدن به آنچه که غیر از خدا پرستش میشود می باشد.
واین معنى همان حقيقت توحيد است که خداوند رسولان خود را بر آن فرستاده است، وكتابهای خود را بر آن نازل کرده، وبازار جهاد بر آن بر پا گردید، ومردم در آن به كافر ومؤمن وشقي وسعيد تقسیم شدند.
پس واجب بر مكلف آن است، که سباب نجات را بکار گیرد، وبه توحيد خداوند سبحانه پایبند باشد وعبادت را خالص برای او انجام دهد، وبه عبادت غیر او کافر است،
(شماره بخش 3; صفحه 13)
واز آن بیزاری کند، وبر همین اصل واساس دوستی ودشمنی کند، چنانکه خداوند عز وجل فرموده است: ﰿ ﭿ ﯿ هر آئينه هست شما را پيروي نيك با ابراهيم و آنانكه همراه او بودند چون گفتند قوم خود را هر آئينه ما بيتعلقيم از شما و از آنچه ميپرستيد بجز خدا نامعتقد شديم بشما و پديد آمد ميان ما و ميان شما دشمني و ناخوشي هميشه تا وقتي که ايمان آريد بخداي تنها
واین دین همۀ فرستادگان الهی است، وهمان دينی است که خاتم وبهترین آنها پیامبر ما محمد صلى الله عليه وسلم بر آن فرستاده شد.
پس بر هر مسلمان لازم است که بادندان آنرا محکم بگیرد، وبر آن استقامت کند، ومردم را با صداقت واخلاص به آن دعوت نماید، وبر آنچه که در راه تمسک ودعوت به آن برایش می رسد صبر کند چنانکه خداوند عز وجل به فرستاده خود عليه الصلاة والسلام فرمود: پس صبر كن چنانكه صبر كرده بودند خداوندان همت عالي از پيغامبران آیت، وخداوند متعال فرمود: و شكيبائي كن و نيست شكيبائي تو مگر به توفيق خدا
خداوند پاک فرمود: و شكيبائي ورزيد هر آئينه خدا با شكيبايانست وخداوند عز وجل فرمود است: قسم به بزمان(1) هر آئينه آدمي در زيان است(2) مگر آنانكه ايمان آوردند و عملهاي شايسته كردند و يك ديگر را وصيّت كردند بدين درست و يك ديگر را وصيت كردند بشكيبائي خداوند متعال فرمود: ﯿ تمام داده ميشود صابران را مزد ايشان بي شمار آیت ها در این معنی بسیار است.
(شماره بخش 3; صفحه 14)
واز خداوند متعال مسئلت میداریم ما وهمه مسلمين ودعوتگران بسوی حق را به هر آنچه مورد رضا وخشنودی او است توفیق عطا کند، وهمه زمامداران مسلمان را به آنچه که اصلاح وپیشرفت کشورها وملتهای اسلامیست موفق گرداند وبه صراط مستقيم خود هدایت کند، هر آئینه خداوند ولی این امر وقادر بر آنست، درود وسلام خداوند بر پيامبر ما محمد، وبر آل واصحاب او، وبر کسانیکه تا روز قیامت به راه آنان رفتند، باد.



  قبلی     بعد