طبق بر شمارۀ جلد ورق زدن > جلد سوم > اسلام دین خدا است ودین دیگری اورا نیست

(شماره بخش 3; صفحه 41)

اسلام دین خدا است دین دیگری اورا نیست

ستایش خداوند یکتا را ودرود وسلام بر پیامبر خدا، وبر آل واصحاب او وبر کسیکه از هدايتش پيروى كرد باد.. اما بعد پس هر آئینه آنچه را که روزنامۀ مدينه صادر شده در تاريخ 10/ ربيع الآخر / 1403 هـ. وشماره 5785 از جوابها صادر شده از بعض نویسندگان برای سوالهای مجلة (لوفيفا رومافزين) منتشر کرده بود خواندم در آن بعد از سخن كذشته این را یافتم " کشمکش میان مسيحيت واسلام که خودم آنرا تقبیح میکنم وتوانستم ملاحظه کنم اینکه بعضی از مبلغان مسیحی که نطق های خود را در جهان سوم ایراد میکنند منشورهای را توزیع می نمایند اسلام را بباد انتقاد میگیرند همچنین من میدانم که بعض واعظان مسلمانان کتابهای را چاپ وتوزیع میکنند وطی آن مسيحيت را مورد انتقاد قرار میدهند واین بسیار جای تاسف است پس اسلام ومسيحيت دو دین منزل میباشند وما معتقد به یک خدا هستیم وبدین تزتیب واجب است که از هر گونه بر خورد ودرگیری میان دینهای ما جلوگیری نماییم، وبرای تفاهم میان مسلمانان ومسیحیان در خدمت كس تلاش کنیم" پایان یافت.
ونظر بر اینکه در این مقال غلط روشنى است بر من ومانند من واجب است بر آن آگهی دهیم ودیگران را متوجه اشتباهات آن که مخالف شریعت مطهر ماست بکنیم وميگويم: هر آئینه در گیری میان اسلام ودينهاى باطل مانند يهوديت ونصرانيت وبود ای وغير آن همیشه از هنگامیکه خداوند متعال محمد صلى الله عليه وسلم را مبعوث کرده تا امروز وجود داشته پس اسلام يهود"جهوديان" ونصارى" مسیحیان" مذمت
(شماره بخش 3; صفحه 42)
وكارهاى زشت آنها را نکوهش نموده وصریحا آنها را کافر خطاب میکند ومسلمانان را از آنها بر حذر میدارد چنانچه که خداوند متعال فرموده است: ﰿ ﰿ و گفتند يهود دست خدا بگردن بسته است بگردن بسته با دستهاي ايشان و لعنت كرده شد ايشانرا بسبب آنچه گفتند آیت، وفرمودۀ خداوند عز وجل: ﰿ هر آئينه شنيد خدا سخن آنانكه گفتند که خدا فقيرست و ما توانگريم خواهيم نوشت آنچه گفتند و بنويسيم كشتن ايشان پيغمبران را بناحق آیت، وآيتها بعد از آن وخداوند متعال فرمود: هر آينه كافر شدند كسانيكه گفتند خدا همان است عيسي پسر مريم ﭿ ﭿ هر آئينه كافر شدند كسانيكه گفتند که خدا سوم سه كس ست وآيتها در مذمت وتقبیح يهود"جهوديان" ونصارى"مسیحیان" وبر حذر داشتن از آنچه که از باطل بر آن هستند بسیار است. ودر مورد مشركان مثل بوداگرایان"بوذي ها وغیر آنها فرمود: ﯿ ﰿ ﯿ و زنان مشرك را همسر مگيريد تا آنكه ايمان آورند و هر آئينه كنيز مسلمان از زن مشرك بهتر است اگرچه شمارا به شگفت آورده باشد و به همسرى مشركان درنياوريد تا آنكه ايمان آورند (يعنى زنان مومنه را ) و هرآئينه غلام مسلمان از مشرك بهتر است اگرچه شمارا به شگفت آورده باشد گروه مشركان به سوى دوزخ مى خوانند و خدا به سوى بهشت و به سوى آمرزش بقدرت خود مى خواند و آيه هاى خود را براى مردمان بيان ميكند تا باشد كه آنان پند پذيرشود. وخداوند متعال فرمود: ﭿ هر آئينه آنانكه كافر شدند از اهل كتاب و مشركان در آتش دوزخ باشند جاويدان آنجا آنجماعت ايشانند بدترين خلق است وخداوند متعال فرمود: ﰿ و هر که طلب كند غیر اسلام دينی ديگر را پس هرگز قبول كرده نخواهد شد ازو و او در آخرت از زيان كاران است
آیتها در این معنی بسیار است، وبه تحقیق ثابت شده از پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم که فرمودند: خداوند لعنت کرد يهود"جهوديان" ونصارى" مسیحیان" را که قبرهای پيامبران خود را مساجد گرفتند متفق علیه ودر صحیح بخاری ومسلم از عایشه رضی الله عنها هر آئینه ام حبیبه و ام سلمه رضي الله عنهما از کليسا در سر زمین حبشه وآنچه که از عكسها در آن بود برای پيامبر صلى الله عليه وسلم حکایت کردند
(شماره بخش 3; صفحه 43)
پس پیامبر صلى الله عليه وسلم فرمود آنها مردمی هستند هرگاه مرد نیکو کاری از می میرد بر قبر او مسجد بنا میکنند واین عكسها را در آن نقاشی می کنند واین گروه مرد بد ترین خلق نزد خدا میباشند
وحديثها در این معنی بسیار است، ویهود بر شريعت تورات بودند وبعد از آنکه موسى عليه الصلاة والسلام وفات يافت شریعت تورات را تغیر دادند وتحریف وتبدیل کردند وبه هفتاد ویک گروه تقسیم شدند همه آنها در آتش است جز یک گروه وآنها پیروان موسى عليه الصلاة والسلام هستند وهنگامیکه خداوند عيسى عليه الصلاة والسلام را با شريعت تورات مبعوث کرد وخداوند انجيل را بر او نازل فرمود وبعضی آن چیزهای را که بر آنها حرام بود حلال ساخت وبعض چیزهای را که در آن اختلاف کرده بودند بر ایشان بیان کرد يهود"جهوديان" به آن کافر شدند واو را تکذیب نمودند وگفتند او فرزند زناست واو را تکذیب کردند وگفتند وخداوند آنها را تکذیب کرد ودر باره اى ایشان این آیت را نازل فرمود: ﭿ پس بسبب شكستن ايشان عهد خود را و بسبب كفر ايشان بآيات خدا و كشتن ايشان انبياء را بنا حق تا اینکه خداوند متعال فرمود: ﭿ و بسبب كفر ايشان و گفتن ايشان بر مريم بهتاني بزرگ را(156) و گفتن ايشان که ما كشتيم مسيح عيسي پسر مريم را آیت.
وهمچنين، مسیحیان يا نصارى بعد از آنکه عيسى عليه الصلاة والسلام به آسمان بر داشته شد در آن به هفتاد ودو گروه تقسیم شدند همه در آتش اند جز یک گروه وآن همان گروهی است که به موسى وعيسى وبه همه پيامبران وفرستادكان گذشته ایمان آوردند وزمانیکه خداوند پیامبر خود محمد صلى الله عليه وسلم را مبعوث کرد يهود"جهوديان" ونصارى" مسیحیان" همه به او کافر شدند وتكذیبش کردند جز تعداد اندکی از آنها وبدین ترتیب همه بسبب تكذيب کردن محمد صلى الله عليه وسلم وإنكار رسالت او کافر شدند، وخداوند بسبب کفرشان آنهارا نکوهش وبه عذاب آتش وعده داد، وخداوند متعال همچنان يهود را بسبب این گفتۀ آنها که عزير پسر خداست تکفیر نمود چنانچه که مسیحیان يا نصارى را بسبب این گفتۀ آنها که خدا همان مسيح پسر مريم است وبه این قول آنها که خدا سه تا است وبه این گفته آنها که مسيح پسرخدا است تکفیر نمود، پس بر اهل اسلام واجب است کسانی را که خدا وبيامبرش آنها را تكفیر کرده اند کنند واینکه باطل آنها را بیان نمایند ومسلمانان را از مكر آنها آگاه سازند زیرا دين يهوديت ودين نصرانيت دو دين باطل گردیدند وگرفتن به آنها وباقی ماندن بر آنها جایز نیست زیرا خداوند به فرستادن محمد صلى الله عليه وسلم وواجب گردانیدن پیروی وكرفتن به شریعت آن بر جن وانس آنها را نسخ کرد چنانچه در این فرمودۀ خداوند ملاحظه می کنیم:
(شماره بخش 3; صفحه 44)
ﭿ ﭿ ﭿ و مهرباني من احاطه كرده است هر چيز را پس خواهم نوشت (رحمت كامله خود را) براي کسانیکه پرهیزګاری ميكنند و زكات ميدهند و كسانيكه ايشان بآيات ما معتقد ميشوند(156) آنانكه پيروي ميكنند آن پيغمبر را که نبي امّي است آنكه مييابند نعت اورا نوشته نزديك خويش در توريت و انجيل ميفرمايد ايشان را بكار پسنديده و منع ميكند ايشان را از ناپسنديده و حلال ميسازد براي ايشان پاكيزها و حرام ميكند بر ايشان ناپاكيزها را و ساقط ميكند از ايشان بارگران ايشان را و آن مشقتها را که بود بر ايشان پس آنانكه ايمان آوردند به او تعظيم كردند او را و ياري دادند او را پيروي كردند نوري را که همراه وي نازل كرده شده است ايشانند رستگاران پس بااین آيت يهود"جهوديان" ونصارى" مسیحیان" وبودایی ها وهمۀ مشركان از اسلام واز سببهاى رستگاری خارج شدند چون آنها متصف به این وصفها که خداوند رستگاران را به آن توصیف کرده متصف نیستند بلکه همۀ آنها با او دشمنی کردند واو را یاری ونصرت نکردند واز روشنى که با او نازل شد پیروی نکردند جزکسی که خدا او را هدایت کرد واو از مسلمانان نجات یافتگان شد، سپس خداوند سبحانه وتعالی بعد از این آيت فرمود: بگو اي مردمان هر آئينه من پيغمبر خدا ام بسوي شما همه يکجا آن خداي که او را است پادشاهي آسمانها و زمين نيست هيچ معبود برحق مگر او زنده ميكند و ميميراند پس ايمان آريد بخدا و به پيغامبر او که نبي اميست آنكه تصديق مينمايد خدا را و سخنان او را و پيروي كنيد او را تا بود که شما راه ياب شويد پس خداوند سبحانه وتعالی در این آيت توضیح داد که او بيامبر خود محمدًا صلى الله عليه وسلم را بسوی همه عرب وعجم ومردان وزنان وجن وانس وثروتمندان وفقيران واولى الامر ومحكومان فرستاد، وخداوند سبحانه وتعالی بیان نموده که هدايت نیست مگر برای کسی که به او ایمان آورد واو را پیروی کرد پس این دلالت دارد بر این که همۀ فرقه ها وگروههای که به او ایمان نیاورده واو را پیروی نکرده اند همه کافر وگمراه هستند.
و از پیامبر(ص) درست كرد که فرمودند: پیغمبر پیش از من بسوی قوم خاص فرستاده می شد ومن بسوی همه مردم فرستاده شده ام اتفاق بر صحت آن است در صحیح مسلم پیامبر (صلی الله علیه وسلم) فرمودند:
(شماره بخش 3; صفحه 45)
سوگند به ذاتی که جان من در دست اوست احدی از این امت یهودی ونه نصرانی از من نمیشنود سپس می میرد وبه آنچه که من به آن فرستاده شده ام ایمان نمی آورد مگر آنکه آنها از اهل دوزخند
وآيتهاى وحديثها در این معنى بسیار است وآنچه که در شریعت تورات وانجيل از حق وجود داشت پس هر آئینه شريعت محمد صلى الله عليه وسلم آنرا ویا بهتر از وكاملتر از آن آورد چنانچه خداوند عز وجل فرمود: امروز كامل كردم براي شما دين شما را و تمام كردم بر شما نعمت خود را و اختيار كردم اسلام را دين براي شما پس اسلام دين همۀ پیامبران است چنانچه خداوند سبحانه وتعالی فرموده است: ﭿ هر آئينه دين معتبر در نزد خدا اسلام است. وخداوند عز وجل فرمود: ﰿ و هر که طلب كند غیر اسلام دينی ديگر را پس هرگز قبول كرده نخواهد شد ازو و او در آخرت از زيان كاران است
(شماره بخش 3; صفحه 46)
پس اسلام در زمان نوح عليه الصلات والسلام همان ايمان به خدا وتوحيد او واخلاص عبادت برای او وتصديق نوح عليه الصلات والسلام وپیروی آنچه که آورده بود، وهمینطور در زمان هود وصالح وابراهيم خليل وکسانیکه بعد از ایشان از رسولان الهی آمدند همان توحيد خدا واخلاص برای وبا ايمان امت به بيامبر او که برای او فرستاده شده است وپیروی از آنچه که با خود آورده. وهمینطور در دوران موسى وکسی که بعد از او آمد تا زمان عيسى عليه الصلات والسلام پس زمانیکه خداوند پیامبر خود محمد صلى الله عليه وسلم را فرستاد اسلام که خدا از آن راضی میشود دینی گردید که خداوند محمد صلى الله عليه وسلم بر آن فرستاد وعبارت شد از ايمان به خدا وتوحيد او واخلاص عبادت برای او وايمان به بيامبر او محمد صلى الله عليه وسلم وآنچه که از كتاب وسنت به او نازل شده وايمان به پيامبران وفرستادگان که قبل از او بودند پس هر که آنرا پیروی کرد وآنچه را که آورد تصدیق نمود پس او از جملۀ مسلمانان است وهر که از آن کج وبیراهه رفت بعد از آنکه دعوت برایش رسید پس او از جملۀ کافران است، وبايد بر اهل اسلام است که به حق دعوت کنند، واسلام ومحاسن او وحقيقت آنرا برای همۀ ملتها وامتها به زبانهاى خود آنان شرح دهند، تا از خدا وبيامبر دین او را تبلیغ کنند، همچنان برایشان واجب است شبهاتی را که دشمنان اسلام مطرح می کنند بر طرف نمایند واعتراضت های را که دشمنان اسلام بر اسلام وارد میاورند به آنها پاسخ داد وبطلان آنرا با دليلهاى نقلي وعقلي بیان کرد زیرا خداوند بر مسلمانان واجب گردانیده است که دین او وبيامبر او محمد صلى الله عليه وسلم یاری ونصرت کنند وبه آنها خبر داده است که نجات ورستگاری نیست مگر برای کسی حق را نصرت وآنرا پیروی کند وبدین ترتیب دانسته میشود که انتقاد نصرانيت موسوم به مسيحيت وبيان بطلان آن واینکه دینی است که تغیر وتبدیل خورده سپس خداوند آنرا با بعثت محمد صلى الله عليه وسلم وشريعت او آنرا نسخ کرد امری است واجب بر همه مسلمانان زیرا نصرانيت به عنوان دين درست باقی نمانده است نه برای ما ونه برای غیر ما بلکه دين صحيح برای مسلمين وبرای غیر آنها همانا اسلام است که خداوند محمد صلى الله عليه وسلم ومسلمانان را مأمور به دعوت به دين شان ودفاع از آن وبيان کردن بطلان همۀ اديان دیگر مانند يهوديت ونصرانيت وغير آنها بجز اسلام کرده است، زیرا آنها مردم را بسوی حق وجنت دعوت میدهند ودیگران به سوی آتش دعوت میدهند چنانچه خداوند سبحانه وتعالی هنگامیکه از نكاح زنان مشركان واز نکاح دادن به مردان مشرک نهی کرد فرمود: گروه مشركان به سوى دوزخ مى خوانند و خدا به سوى بهشت و به سوى آمرزش بقدرت خود مى خواند
پس خداوند سبحانه وتعالی به بهشت ومغفرت وبه كارهاى آن دعوت میدهد، وهمچنین بيامبر صلى الله عليه وسلم، وهمچنین مسلمانان دانايان به دين شان ودعوتگران آگاه به آن. اما غیر مسلمانان یعنی كفار مردم را در کتابها ونشریه ها وسيله هاى اطلاع رسانی شان به آتش دعوت می دهند. وبدین ترتیب دانسته میشود که بطور مطلق گفتن اینکه اسلام ومسيحيت دو ديانت منزل هستند جایز نیست زیرا مسيحيت به عنوان دین منزل باقی نمانده است بلکه تغير وتحریف در آن رخ داد وسپس نسخ شد وحقی که خداوند پیامبر خود محمد صلى الله عليه وسلم را از هدایت ودين حق به آن فرستاد در آن باقی نیست. واما گفتۀ نویسنده: وما به يك خدا اعتقاد داریم پس این مخصوص مسلمانانی است که به خدای یگانه اعتقاد دارند واو را به یگانگی می پرستند واز شرتعت او فرمان برداری میکنند وخداوند عز وجل آفريدگار آسمانها وزمین وآفریدگار همه چیز وپروردگار همه چیز که در کتاب روشن خود فرموده است: ﭿ و معبود شما خداي يگانه است نيست هيچ معبود بجز وي بخشاينده مهربان است
(شماره بخش 3; صفحه 47)
واوسبحانه در کتاب محکم خود فرموده: ﭿ هر آئينه پروردگار شما آن خدا است که آفريد آسمانها و زمين را در شش روز باز مستقر شد بر عرش ميپوشاند شب را بروز مي طلبد شب روز را بشتاب و آفريد خورشید را و ماه را و ستارگان را رام شده بفرمان خدا آگاه باش او راست آفريدن و فرمانروائي نهایت بزرگ است خدا که پروردگار جهانیان است واو سبحانه وتعالی نیز فرموده است: ﭿ ﭿ خدا هيچ معبود نيست بجز وي زنده تدبير كننده عالم نميگيرد او را پينكي و نه خواب او را است آنچه در آسمانهاست و آنچه در زمين است كيست آنكه شفاعت كند نزديك او الاّ بحكم او ميداند آنچه پيش دست ايشانست و آنچه پس پشت ايشان است و در نميگيرند از معلومات حق چيزي را مگر بآنچه وي خواسته است فرا گرفته است پادشاهي او آسمانها و زمين را و گران نميشود بر وي نگاهباني اينکه هر دو و او بلند مرتبه بزرگ قدرست واو عز وجل نیز فرموده: ﰿ بگو خدا يگانه است(1) خدا بينياز است(2) نه زاد و نه زاده شده(3) و نيست هيچ كس او را همانند (همتا) واما يهود"جهوديان" ونصارى" مسیحیان" پس به همراه خدا غير او را می پرستند واله وحد را نمی پرستند چنانچه خداوند فرموده است: ﭿ ﭿ هر آئينه كافر شدند كسانيكه گفتند که خدا سوم سه كس است و هيچ اله نيست مگر اله يگانه آیت، خداوند سبحانه فرمود: ﭿ ﭿ ﭿ و گفتند يهود که عزير پسر خدا است و گفتند نصاري که مسيح پسر خدا است اين قول ايشان است بدهانهای شان مشابهت كرده اند با سخن قومي که كافر شدند پيش ازين لعنت كرد ايشان را خدا چگونه برگردانيده مي شوند(30) گرفتند دانشمندان و زاهدان خود را خدايان به جز خدا و خدا گرفتند مسيح پسر مريم را و نه فرموده شدهاند مگر آنكه عبادت كنند يك خدا را نيست معبود به جز وي پاك است وي از انكه شريك او مقرر ميكنند پس خداوند سبحانه وتعالی در این آيتها بیان نموده که: يهود"جهوديان" ونصارى" مسیحیان" خدايان زیادی را از احبار وراهبان عبادت کردند همان گونه که يهود"جهوديان" عزير را عبادت کردن وگمان کردند که او پسر خداست، ومسیحیان يا نصارى
(شماره بخش 3; صفحه 48)
مسيح پسر مريم را پرستش کردند وگمان کردند که او پسر خداست ودر حالیکه همۀ آنها امر شده اند که خدای یگانه خدا سبحانه وتعالی أفريدگار همه چیز وپروردگار همه را عبادت کنند، وبنابه آنچه که پیش گذشت جایز نیست در باره اى اسلام ونصرانيت آنچه را که نویسنده گفته: (وبدین ترتیب بر ما واجب است از هرگونه بر خورد بین دو دین بزرگ جلو گیری کنیم) بگوییم زیرا نصرانيت دین برای ما نیست بلکه فقط اسلام واما نصرانيت پیش گذشت که دين باطل است وآنچه از حق در آن است پس هر آئینه شريعت محمد صلى الله عليه وسلم بوجه کاملتر آن را آورده است. ومسلمانان به آن عمل می کنند بخاطر آنکه از اسلام است که خداوند پیامبر خود محمدًا صلى الله عليه وسلم به آن فرستاده است نه اینکه در تورات یا انجیل آمده است بلکه برای آنکه شريعت اسلامي ما به آمده وبه آن دعوت کرده است.
واین سخنرانی مختصری بود وخواستم بر آنچه که در مقال نویسند از غلط آمده آگهی دهم تا مبادا کسی فریب آنرا بخورد، وآن از باب نصيحت کردن میباشد که خداوند آنرا بر مسلمانان وبر اهل علم بطور ویژه واجب گردانیده است در این فرمودۀ پیامبر صلى الله عليه وسلم دین نصیحت است گفته شد برای چه کسی ای رسول خدا فرمود برای خدا وبرای کتاب ورسول او وبرای امامان وزمامداران مسلمانان وعموم آنها آنرا مسلم در صحیح خود تحقیق کرد ودر صحیح بخاری ومسلم از جریر پسر عبدالله بجلی گفت: بیعت کردم به پیامبر صلی الله علیه وسلم به بر پا داشتن نماز ودادن زکات و نصیحت برای هر مسلمان وبرای بیرون شدن از گناه كتمان علم که خداوند متعال وعدۀ عذاب بر آن داده است: ﭿ هر آئينه آنانكه ميپوشند آنچه فرود آوردهايم از سخنان روشن و هدايت بعد از انكه بيان كرديم آنرا براي مردمان در كتاب آن گروه لعنت ميكند ايشان را خدا و لعنت ميكنند ايشان را لعنت كنندگان(159) مگر كسانيكه توبه كردند و نيكوكاري پيش گرفتند و بيان كردند پس اينکه گروه بمهرباني باز ميگردم برايشان و منم باز گردنده ومهربان استم
واز خداوند عز وجل مسئلت میدارم که ما ونویسنده وهمه مسلمانان را بر فقه وفهم در دین وثبات بر آن ونصیحت برای خود وبرای بند گانش موفق کند وهمۀ ما را از شر نفسها وبدیهای كارهاى ما واز سخن گفتن بدون علم بر خدا وبيامبر او نگاه دارد ودرود وسلام خدا بر پیامبر ما محمد وبر همۀ آل واصحاب او باد.



  قبلی     بعد