طبق بر شمارۀ جلد ورق زدن > جلد سوم > هشدارهای مهم بر آنچه که شيخ محمد علي الصابوني در بارۀ صفتهاى خداوند عز وجل نوشته است > تفرقه زشت است وهنگام اختلاف حکم به كتاب وسنت میشود

تفرقه زشت است وحُكم هنگام اختلاف به كتاب وسنت میشود
7 - سپس نویسنده شيخ محمد علی صابونی مقاله دوم خود چند دستگی مسلمانان را به سلفي واشعري وصوفي وماتريدي ..تا اخر مورد اعتراض قرار داد، وشکی نیست که این تفرّقه هر مسلمانی را رنج میدهد وبر مسلمانان واجب است که بر سر حق جمع شوند وبنیکوی وتقوا باهم دیگر همکاری نمایند ولیکن خداوند متعال این را بنابر حکمتهای عظیم واهداف پسندیدۀ بر امت مقدرفرموده است وتفصیلات آن را جز خداوند کسی دیگر نمیداند، واز آن جمله تمييز بين اوليای خدا ودشمنان او وتمييز بين مجتهدين وتحقیق کنندگان در طلب حق واعراض کنندگان از آن وپیروی کنندگان از هوای نفس وحکمتهای دیگری وتصديق پیامبر خود صلى الله عليه وسلم ودليل بر آن باشد که آنحضرت که رسول بر حق الهی است از این تفرقه قبل از وقوع آن خبر داده بود پس واقع شد همانگونه که آنحضرت خبر داده بود آنجا که صلى الله عليه وسلم فرموند: امت من بر هفتاد وسه گروه تقسیم خواهد شد همه در دوزخ اند جز یک کروه. گفتند: این گروه که میباشد ای رسول خدا؟ فرمودند: آن جماعت است ودر روايت دیگری فرمود: آنچه که من واصحابم بر آن هستیم واین بر مسلمانان واجب می گرداند که بر سر حق جمع شوند وآنچه را که در آن اختلاف مینمایند به خدا ورسول او بر گردانند بنابه فرمودۀ خداوند عز وجل: پس اگر اختلاف كنيد در چيزي پس برګردانید او را بسوي خدا و پيغامبر اگر اعتقاد داريد بخدا و به روز آخرت این بهترست و نيكوتر باعتبار عاقبت. وفرموده خداوند سبحانه: و آنچه اختلاف كرديد دران هر چه باشد پس فيصل كردن او حواله بخدا است.
(شماره بخش 3; صفحه 60)
واین دو آيت كريمه دلالت بر آن میدارند که بر مسلمانان واجب است آنچه را که در آن تنازع واختلاف می کنند به خداوند سبحانه وبه رسول او صلى الله عليه وسلم بر گردانند وبدین ترتیب حق برایشان واضح میگردد وسخن ایشان بر آن جمع وصف ایشان در برابر دشمنان متحد میگردد،. اما بقای هر طائفۀ بر آنچه از باطل نزد خود دارد وتسليم نشدن به طائفۀ دیگر در آنچه که او بر حق است پس این ممنوع ونا جایز است وهمین سبب مسلط شدن دشمنان بر مسلمانان گردیده، پس عتاب وملامتی کامل بر کسی است که به باطل خود را پابست کرده وبه حق تن نمی دهد، اما آنکه متمسك به حق است وبه آن دعوت داده وبطلان آنچه را که مخالف حق است توضیح داده پس این ملامتی بر او نیست بلکه قابل تشکر کردن است واو را دو اجر است یک اجر اجتهادش ویک اجر رسیدن به حق است.



  قبلی     بعد