طبق بر شمارۀ جلد ورق زدن > جلد سوم > تفسير فرمودۀ خداوند متعال دست خدا بالای دستان آنهاست

(شماره بخش 3; صفحه 83)

تفسير فرموده خداوند تعالى: دست خداست بالاي دست ايشان

از عبد العزيز بن عبد الله بن باز به حضرت برادر گرامی سلام عليكم ورحمة الله وبركاته.. وسپس:

پس به استفتای شما قيد شده در ادارۀ مطالعات علمي وافتاء به شماره 3137 في 11 / 7 / 1408 هـ اشاره میکنم که در آن آمده است: بدرستی که ما در حلقه تفسير در مسجد (ابو هیثم تیهان) در منطقۀ صلیبی در کویت بودیم وامام مسجد به تفسير این فرموده خداوند متعال پرداخت: دست خداست بالاي دست ايشان پس گفت: معنای آن منت خداوند بر آنها گفته شده، وگفته شده: قوت خداوند به همراه ایشان است، وگفته شده: خداوند دانا به حال ونيات آنهاست، پس یکی از جانان از برادران ما بعد از درس در بارۀ خداوند صحبت کرد وگفت: این تفسير تو از عقيدۀ اهل سنت وجماعت بلكه آن از كلام اشاعره است، پس امام خشم گین شد وگفت: این در كتاب ماوردی وابن کثیر موجود است، جوان پاسخ داد گفت: این در ابن کثیر نیست، وبلکه نزد ماوردی اشعری است، پس چون مردم شيخ را خشمگین وناراحت دیدند برای او ناراحت شدند وبعض آنها از شدت ناراحتی به جوان گفتند: (تو مسيحي هستی) (تو بوداي هستی) واگر برخی ها او را حمایت نمیکرد وی را لت وکوب میکردند، وخدا می داند این جوان سخن نگفت مگر برای دفاع وغیرت بر عقيدۀ مسلمانان واز باب اینکه تأخير بيان از وقت حاجت جایز نیست، پس جوان اشاره کرد که جناب شما در میان آنها قضاوت کنید پس عوام بر این پیشنهاد موافقت کردند، پس ما را رهنمایی فرمایید ودر انتظار پاسخ شما هستیم وخداوند شمارا از جانب ما ومسلمانان اجر بزرگ نصیب فرماید.
(شماره بخش 3; صفحه 84)
وبه اطلاع شما برسانیم آنچه ما در اثبات صفت دست به خداوند متعال وصفات دیگری که خداوند در كتاب خویش خود را توصیف کرده ویا رسول او محمد صلى الله عليه وسلم در سنت مطهرة ما به آن اعتقاد داریم همانا اثبات آن برای خداوند تبارك وتعالى اثبات حقيقي است به گونۀ که لایق جلال خداوند سبحانه است بدون تحريف وتعطيل وبدون تكييف وتمثيل.
وایمان داریم که خداوند چیزی مانند او نیست واو شنوا ودانا است وبه آنچه که خود را توصیف نموده ما آنرا نفی نمیکنیم وكلمات حق را از جای آن تغیر وتحریف نمی کنیم وبرای او کیفیت بیان نمیکنیم وصفات او را به صفات خلق مثال نمی زنیم؛ زیرا خدا سبحانه وتعالی را همنام وهمانند وشریکی نیست وبه خلقش سبحانه وتعالى قیاس نمیشود. همان گونه که او سبحانه وتعالی را ذات حقيقي است وشبیه ذات خلقش نیست هم چنین او را صفات حقيقي است که شبیه صفات خلقش نمیباشد، واز اثبات صفت برای خالق سبحانه وتعالی مشابهت آن به صفت مخلوق لازم نمی آید واین همان مذهب سلف امت از صحابه وتابعين وکسانی که بر راه وروش آنها در سه قرن بهتر رفتند وکسانیکه تا امروز در راه آنها روان هستند میباشد.
شيخ الإسلام ابن تیمیه رحمه الله گفته است: (بیش از یک نفر اجماع سلف را نقل کرده است که صفات باري تعالی بر ظاهر آن تفسیر میشود به همراه نفي كيفيت وتشبيه از او، وچون سخن در باره صفات فرع سخن در باره ذات است واز آن پیروی می کتد، پس اگر اثبات ذات اثبات وجود بود نه ثبات كيفيت پس همچنین اثبات صفات ثبات وجود است نه اثبات كيفيت پس میگوییم خداوند سبحانه وتعالی را دست است وشنوایی است ونمیگوییم که از دست قدرت مراد است واز سمع شنیدن علم مراد است، سپس - رحمه الله - بر اثبات صفت دست به خداوند سبحانه وتعالی از قرآن به این فرموده خداوند متعال استدلال کرده: ﰿ ﰿ و گفتند يهود دست خدا بگردن بسته است بگردن بسته با دستهاي ايشان و لعنت كرده شد ايشانرا بسبب آنچه گفتند بلكه دو دست او گشاده است خرج ميكند چنانچه ميخواهد وخداوند متعال به ابلیس فرمود: چه چيز بازداشت ترا آنكه سجده كني چيزيرا که آفريدمش بدو دست خود خداوند پاک فرمود: و نشناختند خدا را حق شناختن او و زمين همه يكجا در مشت او باشد روز قيامت و آسمانها پيچيده شوند در دست راست او
(شماره بخش 3; صفحه 85)
وخداوند متعال فرمود: بسيار با بركت است آن خدا که بدست اوست پادشاهي وخداوند متعال فرمود: بدست تست نيكي هر آئينه تو بر همه چيز توانائي سپس - رحمه الله تعالى - گفته است: پس از این كلام بر داشت میشود که خداوند تعالی را دو دست خاص ذاتی است آن گونه که لایق جلال اوست می باشد واینکه او سبحانه وتعالی آدم را به دست خود آفرید نه ملائكه وإبليس را واینکه او سبحانه وتعالی زمین را در دست خود می گیرد وآسمان را بدست راست خود می پیچد واینکه دستان او گشاده است، ومعنى بسط وگشاده بودن آنها عطا کردن وسخاوتمندی است زیرا عطا وبخشش غالبا با گشاده کردن دست ودراز کردن آن می باشد وعطا نکردن با بستن آن به گردن میباشد چنانچه خداوند متعال فرموده است: و مكن دست خود را بسته با گردن خود و مكشائي آنرا تمام گشادن که آنگاه بنشيني ملامت كرده شده درمانده گشته يعني در صورت اسراف
واز جمله حقائق عرفي گردیده وقتیکه گفته میشود او دستش باز است از آن دست حقیقی فهمیده میشود، وشیخ - رحمه الله تعالى - گفته است: لفظ (يدين) دو دست بصورت تثنيه در نعمت استعمال نشده وهمچنان در قدرت استعمال نشده زیرا لفظ واحد در اثنين ویا اثنين در واحد اصلی در لغت عرب که قرآن به آن نازل شده ندارد، پس فرمودۀ اوتعالی: چيزيرا که آفريدمش بدو دست خود جایز نیست که قدرت از آن مراد شود زیرا قدرت صفت واحد است وجایز نیست از واحد به اثنين تعبیر شود، وجایز نیست نعمت از آن اراده کرده شود زیرا نعمتهای خدا بی حساب است وجایز نیست از نعمتهای بی حساب به صورت تثنيه تعبیر شود، سپس - رحمه الله تعالى - بر اثبات صفت (يد) دست برای خداوند سبحانه وتعالی از سنت به این فرمودۀ پیامبر صلى الله عليه وسلم استدلال کرده: عدالت کنندگان در نزد خداوند بر منبرهایی از نور بردست راست خدای رحمن قرار دارند وهر دو دست او راست است، آنانکه در حکم خویش ودر اهل شان وآنچه که تحت سر پرستی وولایت آنهاست عدالت می کنند آنرا مسلم روايت كرد، وفرمودۀ پیامبر (صلی الله علیه وسلم):
(شماره بخش 3; صفحه 86)
دست راست خداوند پر از خیر است خرج کردن آن را کم نمیکند شب وروز خیر او فرو می ریزد آیا متوجه شده اید از وقتیکه آسمانها وزمین را آفریده چه مقدار خرج کرده پس هر آئینه آنچه در دست راست اوست کم نشده، وترازوی عدالت بدست دیگر اوست تا روز قیامت بلند وپایین میکند
آنرا مسلم روايت كرد، وهمچنان در حدیث صحيح از ابو سعید الخدرى رضي الله عنه از رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: زمین در روز قیامت مانند یک قرص نان میباشد جبار آن را در کف دست خود جمع میکند چنانکه یکی از شما نان خود را در سفر بدست خود می گیرد وهمچنان در حدیث صحيح از ابن عمر رضي الله عنهما رسول الله صلى الله عليه وسلم حکایت میکرد وفرمود: پروردگار عز وجل آسمانها وزمین خود را بدست خویش می گیرد ودست خود را بسته وباز می کند ومیگوید:" من رحمن هستم" تا آنکه به منبر نظر کردم پایین آن حرکت می کرد تا حدی که میگفتم با رسول خدا صلی الله علیه وسلبم به زمین می افتد ودر روایتی آن حضرت این آيت را بر منبر خواند: و نشناختند خدا را حق شناختن او و زمين همه يكجا در مشت او باشد روز قيامت و آسمانها پيچيده شوند در دست راست او پاكي او راست و برتر است از انكه شريك او ميكنند گفت خداوند می فرماید: من الله هستم من جبارهستم وآنرا ذکر کرد وهمچنان در حدیث صحيح از ابو هريره رضی الله عنه گفت: پيامبر خدا (صلی الله علیه وسلم) فرمود: خداوند زمین را جمع وآسمان را در دست راست خود می پیچاند سپس می فرماید: منم پادشاه کجااند پادشاهان زمین؟ ودر حديث صحيح هر آئینه هنگامیکه خداوند آدم را آفرید به او فرمود:(ودستانش بهم بسته بودند هر کدام آنها را میخواهی اختیار کن)گفت:دست راست پروردگارم را اختیار کردم وهر دو دستان پروردگارم راست مبار کند سپس دستان خود را باز کرد پس در آن آدم وذریۀ او بود
ودر حدیث صحیح : هر آئینه خداوند هنگامیکه خلق را آفرید بدست خود بر خویش نوشت که رحمت من بر غضبم غالب میباشد ودر حدیث صحیح: وهنگامیکه آدم وموسی باهم احتجاج کردند آدم گفت:(ای موسی خداوند ترا به سخن گفتن برگزید وتورات را بدست خود برایت نوشت)وهر آئینه موسی گفت:(تو آدم که خداوند ترا بدست خود آفرید واز روح خود در تو دمید) ودر حدیث دیگر خداوند متعال فرمود: سوگند به عزت وبزرگی وعظمت من نمیگردانم صالح نسلى كه او را بدست خود آفریدم مانند آنکه به او گفتم بشو شد ودر حدیث دیگر در کتابهای سنت:
(شماره بخش 3; صفحه 87)
هنگامیکه خداوند آدم را آفرید بادست راست خود بر پشت او مسح کشید پس ذریۀ او را از او بیرون کرد پس فرمود: اینها برای بهشت آفریده شده اند وعمل اهل بهشت را می کنند، سپس پشت او را با دست دیگرش مسح کرد وفرمود: اینها برای آتش خلق شده اند وبه عمل اهل دوزخ عمل می کنند
شيخ الإسلام - رحمه الله - گفته است: پس این احاديث وغير آن نصوص قاطع میباشند تأويل را بر نمی تابند وامت آنرا قبول وتصديق نموده است) سپس - رحمه الله تعالى - گفته است: پس آیا جایز است قرآن وسنت از ذکر(يد) دست پر شود واینکه خداوند تعالى بدست خود آفریده واینکه دستان او گشاده است واینکه ملك به دست اوست ودر حديث بصورت بی شمار ذکر دست خدا آمده است، سپس رسول الله صلى الله عليه وسلم واولو الأمر زمامداران مسلمین برای مردم بیان نمی کنند که این كلام حقيقت وظاهر آن مراد نیست تا اینکه جهم بن صفوان بعد از انقراض عهد صحابه میاید وآنچه را که خداوند بر پیامبرش نازل فرموده آنرا برای مردم بیان می کند، وبشر ابن غیاث ومنافق چاپ های دیگر از او پیروی کرده ودنبال او می روند، وچگونه جایز است که پیامبر ما همه چیز را برای ما تعلیم می دهد حتى (حکم مدفوع پرندگان) را ومی فرماید: چیزی را نگذاشتم که شما را به خداوند نزدیک می کرد مگر آنکه آن را برایتان آوردم، شما را بر راه صاف وروشن قرار دادم شب آن مانند روزش است کسی بعد از من از آن منحرف نمیشود مگر انسان هلاک شونده، سپس كتابی را که بر او نازل شده وسنت غراء ونورانی خود را سرشار از آنچه که خصم ادعا وکه ظاهر آن تشبيه وتجسيم گمان می کند، واینکه اعتقاد داشتن به ظاهر آن گمراهی است وآنرا بیان نمی کند وتوضیح نمی دهد وترک میکند، وچگونه جایز است برای سلف که میگویند آنرا همانگونه که آمده است بگذرانید با آنکه معنای مجازي از آن مراد است وآن چیزیست که عرب آنرا نمی فهمند تا اینکه فرزندان فارس وروم داناتر به زبان عرب از فرزندان مهاجرین وانصار میشوند. أ هـ. بر گرفته شده بطور مختصر از مجموع فتاوى جـ 6 ص 351 تا 373 وبا آنچه که ما ذکر کردیم برای همگان واضح میشود آنچه را که آن جوان ذکر کرده حق همان است.
واز خداوند متعال مسئلت میداریم همه را بر رسیدن به حق در گفتار وکردار هدایت فرماید هر آئینه او شنوا واجابت کننده است.. سلام ورحمت وبركات خداوند بر شما است.



  قبلی     بعد