طبق بر شمارۀ جلد ورق زدن > جلد سوم > اسلام ، گفتار وکردار وعقیده است

(شماره بخش 3; صفحه 88)

اسلام گفتار وکردار وایمان است

ستایش خداوند یکتا راست ودرود وسلام بر پیامبری که بعد از او پیامبری نیست، وبر آل واصحاب او باد وبعد.
(شماره بخش 3; صفحه 89)
پس هر آئینه روزنامۀ ندوه در شماره 1590 آن صادر شده در 17 / 12 / 83 تحت عنوان: (این صفحات اسلامي) بقلم نویسندۀ آن نشر کرده: در اینجا ودر بسيار کشورهای اسلامی تقریبا همه روزنامه سعی بر آن میداشته باشند بعض صفحات ویا بعضی ستون های خود را برای گفتار در بارۀ اسلام گاه وناگاه اختصاص دهند؟ آیا مگر مردم مسلمان نیستند شهادت می دهند که معبود بر حقی جز خدا نیست واینکه فرستادۀ خداست واگرچه که به زبان هم باشد، آیا آنها نامهای سلامي ندارند شهادتنامۀ ميلاد ایشان ویا کارت های شناسایی آنها گواهی میدهد که آنها مسلمان هستند وتقریبا قانون های اساسی همه کشورهای آنها میگویند که دین آنها اسلام است، پس این قدر سخن گفتن از اسلام چرا وهدف این روزنامه ها ویا این صفحات چیست آیا دعوت دادن به نماز است؟ ما شاء الله مساجد پر از نمازگذاران است وصف ها را بسیار خوب بسته وبرابر میکنند ودر جواب امام میگویند صف را برابر کردیم. ویا اینکه هدف از آن دعوت به حج است؟ مثلاً بسیاری از مسلمانان بسوی حج مسابقه میکنند وخداوند به نيات آنها دانا است. ویا دعوت دادن به زكات است؟ وبسیاری از مسلمانان زكات را به رضا وخوشی خاطر ویا به زور می دهند. به درستی اسلامی که که بسیار از آن سخن میگویند همۀ این ارکان را دربر دارد لیكن آن به عنوان قواعد در بر دارد که نظام كامل زندگی بر آن استوار میشود. همۀ زندگی به همه آنچه در آن از فعالیت وارزشها وتصورات است نشان می دهد که اسلام در صميم خود نظام زندگی است، نظامی است بر مبنای تصور خاص برای زندگی باهمه آنچه از ارزشها وجود دارد استوار است وبر اساس همین تصور صحيح نظام حكومت داری ونظام اقتصاد ونظام تربيت ونظام اخلاق همچنان روابط بین المللی بین دولتهای مسلمان وسائر مردم بر قرار میشود، ونیز تنها بر اساس همین تصور باید دعوت بسوی اسلام باید پیش برود، وبر همین تصور نیز تلاش خواهیم کرد که این صفحة إن شاء الله وجود داشته باشد، وما از خوانندگان دعوت می کنیم هنگامیکه برای ما می نویسند بر اساس همین تصور ونگاه بنویسند. خواننده گرامی این همه گفتار نویسنده در روزنامۀ الندوه بود.
ومن به توفیق خدا میگویم: این امر ناآشنا، وعجب است هنوز تمام نمیشود، که نویسندۀ از کسانیکه به آن اشاره میشود در میان اهل مکه مکان نزول وحی وجای طلوع خورشید رسالت بلند میشود وبه قلم خود اجازه می دهد که در روزنامۀ سیاری مقالۀ را با این مضمون بنویسد: دعوت کردن مسلمانان به اینکه از دین خود اعراض کنند وزیبایی ها وعظمتهای آن را نشر نکنند وبه آن دعوت ندهند ومردم را از مخالفت آن بر حذر نکنند واین سوال نا آشنا را مطرح کند که (مگر آیا مردم مسلمان نیستند) تا آخر..
ومردم را دعوت دهد بر اینکه در دین خود تنهابه محض گفتن لفظ بلکه به کمتر از آن به مجرد داشتن نامهای اسلامي مانند محمد وعبد الله وعبد الرحمن ومانند آن وبه شهادتنامۀ ميلاد وکار شناسایی وادناتر از آن منسوب بودن به دولتی که ادعا می کند که قانون اساسی آن اسلام است اکتفا نمایند. پاکیست خدا را! چگونه جهل ویانادان نشان دادن خود را به اسلام این مرد را تا این رسانده تا اینکه این مقاله را نوشته، با اینکه اوفعالیت مبلغان مسیحی را در دعوت نمودن مردم به دین باطل شان وفعالیت دعوتگران به مذاهب تخریبی مانند بعثي وسوسیالستی وکمونستی وتلاش وتمرکز آنها را در تبارز دادن آنچه را که در مذهب باطل خود آن را زیبا میدانند ودر این راه پولهای هنگفت را که صاحبش را بسوی دوزخ سوق میدهد خرج میکنند میداند.
(شماره بخش 3; صفحه 90)
ای نویسنده، عقلت کجا رفت تا اینکه این مقاله قبیح را در بارۀ دين اسلام که بهترین ادیان، بلکه تنها دین بر حق خداوند است نوشتی اسلامی که هم وهم دولت وهم عبادت است وجهاد وهم شمشیر است وهم مصحف وهم فرهنگ است وهم حكم واو مشتمل بر صلاح امر دنيا وآخرت وسعادت فرد وجامعه در این زندگی دنیا وآخرت است. آیا دینی که این بعضی از محاسن ومزايا وعظمتهای آن است شایسته نیست که به آن دعوت شود وزیبایی ها وعظمتهایش در صفحات روزنامه های سيار ومجلات ونشرات وبر منابر ودر سائر محافل ومجالس پخش ونشر شود. آیا سزاوار آن نیست که مالها وتلاشها برای دعوت وترغيب وگرویدن به آن وحاکم ساختن آن بر جامعه واستقامت بر آن متمرکز شود وبطلان وبی بنیادی افکار ومذاهب وادیان مخالف آن بر ملا گردد. آیا قرآن كريم که بزرگترین كتاب وبرترین ووالاترین دستور وقانون اساسی است بدرستی به دعوت کردن به إسلام ونشر محاسن ومنحصر کردن رستگاری در دعوت به آن امر نفر موده است وتصریح نموده که اهل آن بهترین ونیکوترین امت برای هدایت نمودن مردم بیرون شده اند بخاطر اینکه به قرآن ایمان دارند ومردم را به آن دعوت می دهند، واگر این را فراموش کرده بودی پس فرمودۀ خداوند عز وجل را بشنو: ﭿ بگو اينکه راه من است ميخوانم بسوئي خدا با حجتي ظاهر من و پيروان من نيز ميخوانند آیت. خداوند سبحانه وتعالی در این آیت كريمه توضیح فرموده که پیروان رسول صلى الله عليه وسلم به حقيقت وكمال آنها دعوتگران به راه او از روی بصیرت وآگاهی هستند، وراه او همان اسلام است که تو دعوتکردن مسلمانان را به آن ایراد گرفته ای. وخداوند متعال فرموده است: ﭿ دعوت كن ( يعني مردمان را) بسوي راه پروردگار خويش به دانش و پند نيك و مناظره كن با ايشان بطريقي که وي نيك است
(شماره بخش 3; صفحه 91)
خداوند سبحانه وتعالی در این آیت پیامبر خود صلى الله عليه وسلم را امر نموده که مردم را به اسلام دعوت دهد وبا مخالفان آن با حکمت وموعظۀ نیکو گفتگو ومباحثه کند، وتو میدانی وهمچنین غير تو از خوانندگان میداند که هر مذهبی که به آن دعوت نشود ومحاسن وزیبایی های پخش نشود ومردم از آن غفلت کند فراموش میشود، ورو به زوال می نهد، واین اگر دلالت به چیزی بکند دلالت بر آن میکند که اهل آن مذهب از آن روگردان شده اند وبه آن توجه واهتمام ندارند پس تو چگونه به قلم خود اجازه دادی، بلکه مروءت وعربی بودن تو اگر غيرت بر اسلام نداشتی چگونه برایت اجازه داد این مقاله زشت را بگویی که مقتضا وخلاصۀ آن: دعوت به ترک اسلام واعراض از آن است واینکه در روزنامه های سيار بين مردم ذکر وبیان نشود، ودينی که حالش این باشد چه ارزشی خواهد داشت، پاکیست خدا را چقدر بزرگ است شان او وخداوند بزرگ وعظیمتر از آن است که ارزش دین او آن باشد که تو نویسنده آنرا ذکر کردی.
خداوند عز وجل فرمودند هستيد شما بهترين امتي که بيرون آورده شد براي مردمان ميفرمائيد بكار پسنديده و منع ميكنيد از ناپسنديده و باور ميداريد خدا را وخداوندی که بزرگ است یاد او فرمود: و بايد که باشد از شما گروهي که بخوانند بسوي نيكوكاري و بفرمايند بكار پسنديده و منع كنند از ناپسنديده و آن گروه ايشانند رستگاران وخداوند متعال فرمود: و كيست نيكوتر باعتبار سخن از شخصي که دعوت كرد مردمان را بسوي خدا و كار شايسته كرد و گفت هر آئينه من از مسلمانانم تفکر ودقت کن ای نویسنده وتأمل کنید شما ای خوانندگان این آيات را که پروردگار چگونه به دعوتگران بسوی خدا به رستگاری واینکه آنها بهترین ونیکوترین امتها هستند وهیچ کس نیکو گفتار تر از آنها نیست حکم نموده است. وصاحب مقاله از راه آنها بر حذر میدارد وروش آنان را بباد انتقاد میگیرد کند واز آنها تعجب میکند تعجب کسی که آنرا انکار ورد کند، سپس همۀ ما تأمل می کنیم آیا خداوند به محض گفتن لفظی ویا به نام گذاشتن به نامهای اسلامی ویا منسوب بودن به دولت اسلامی از اهل اسلام راضی شده. یا اینکه مسلمانان را به ايمان وعمل که فلاح ورستگاری وخير وسعادت در دنيا وآخرت بر آن مرتب میشود فرا خوانده است، مسئله بسیار واضح است بلکه روشن تر از آفتاب در وسط روز است ولیكن امر همانطور که خداوند عز وجل فرموده: هر آئينه حال اينست که نابينا نميشوند چشمها و ليكن نابينا ميشوند آن دلها که در سينهاند واگر بیم آن نبود که بعضی جهال فریب این مقاله را نخورد وصاحب آن اصلا ارزش رد کردن را نداشت زیرا باطل بود وبی اساس بودن آن به حدی ظاهر وآشکار است که عوام مردم مسلمان نیز آنرا میدانند چه رسد به روشنفکران آنها، واز خداوند میخواهیم نویسندۀ آنرا هدایت کند ما واو را به توبۀ صادقانه بر گرداند.
واما گفتۀ او در آخر مقاله اش بعد از آنکه نماز وزكات وحج را ذکر کرده چنین است:
(شماره بخش 3; صفحه 92)
(اسلام همۀ ارکان را در بردارد لیكن آنها به عنوان قواعد در بردارد که نظام كامل زندگی بر آن استوار است، زندگی همه اش با همه آنچه که از ارزشها وتصورات در خود دارد، اسلام در اصل خود نظام زندگی است نظامی است مبتنی بر تصور خاص نسبت به زندگی با همه آنچه که در آن از ارزش است وبر اساس این تصور صحيح نظام سیاسی ونظام اقتصادی ونظام تربيتی ونظام اخلاقی آن استوار می باشد) تا آخر..
پس جواب اینکه به این نويسنده گفته شود: وقتیکه اسلام دينی بود این اسس ومبانی را در بر داشت وقابل آن است که حيات را در همه شئون آن تنظیم کند پس چگونه دعوت کردن اهل اسلام را به آن ونشر محاسن وزیبایی های آنرا ایراد گرفت وبگویی که مردم مسلمان هستند واگرچه که به لفظ هم باشد اگر تنها لفظ اسلام کافی باشد واین مقاصد واین مبانی که اخیرا به آن اشاره کردید تحقق نیابد، این امر عجيب وتناقض غريبی است ویا پوشاندن حقیقت وفریب دادن است پس چرا نمی گویید که اسلام دنی است خوبی وصلاح امر دنيا وآخرت بر آن مرتب میباشد واهل خود را در دنیا وآخرت خوشبخت می کند وتنها آنرا بر این دنیا منحصر ساختید. آیا گمان می کنید که این دين تنها برای اصلاح دنيا وبه آخرت ارتباطی ندارد یا پاسخ چیست؟ بدرستی که مقام واضح است به تفصيل احتیاج ندارد وهر که کمترین علم وآگاهی به اسلام داشته باشد میداند که آن نظام شایسته ودر برگیرندۀ همه آنچه که در آن سعادت بشريت در این دنيا ودر آخرت باشد هست، وهمانا خلل از سوى بعض اهل آن بسبب جهل ایشان به اسلام ویا عدم تطبيق آنها حكام آنرا میاید، وواقع حال در قديم وجدید شاهد است برای هر کسی که در احوال مسلمانان در صدر اسلام ودوره های بعد از آن نگاه وتامل کند. پس تو ای نویسنده از خدا بترس ونفس خود را محاسبه وبه خدای خود توبه کن واز اشتباهات خود بر گرد رجوع کردن به حق فضيلت است. بلکه واجب است وآن در دنيا وآخرت از اصرار بر باطل برایت بهتر است. واز خداوند متعال برای خود وبرای تو وبرای سایر مسلمانان توفيق آنچه را که او را راضی وخشنود کند وهدايت به راهش مسئلت میکنم واو بهترین اجابت کنندۀ دعا ویاری کننده است وتحول وقدرتی جز به او نیست وخداوند ما را کافی وبهترین یاور است ودرود وسلام خداوند بر بنده وفرستادۀ او محمد وبر آل واصحاب او باد.



  قبلی     بعد