طبق بر شمارۀ جلد ورق زدن > جلد سوم > سوالهای مهم وپاسخ آن

سوالهای مهم وپاسخ آن

اینها سوالهای اند در 23 صفر سال 1406 هـ برای من مطرح شد واین جواب آن است:
س1: گفته میشود: که مشركين نخستین اعتراف داشتند که آنها خدایان خود را عبادت نمیکردند مگر برای اینکه آنها را به خدا نزدیک کنند، وبتهارا می پرستیدند، پس بر کسانی که از آنها بنام قبر پرستانان یاد می کنید چگونه به شرک حکم می کنید، ودر حالیکه آنها بتها را پرستش نمی کنند، ونه گفته اند که عبادت می کنند، ولكن آنها تبرک می جویند؟
ج1: عبادت به آرای مردم شناخته نمیشود بلکه به حكم خداوند عز وجل شناخته میشود، پس مشركین نخستین معبودات آنها چند گونه بود، بعضی آنها بتهارا، وبعضی آنها انبياء را، وبعضی ایشان صالحين را، وبعضی ایشان درختان وسنگهارا، وبعضی آنها غير آن را عبادت می کردند، پس همه یکسان نبودند، وخداوند همۀ آنها را کافر خطاب کرد تا اینکه ایمان آورند ودر دین خدا داخل شوند، وتنها خدای یگانه را پرستش نمایند، خداوند متعال فرموده است: و سزاوار نيست که فرمايد شما را که پروردگار گيريد فرشتگان و پيغامبران را آيا به كفر فرمايد شما را بعد از ان که مسلمان شده باشيد
(شماره بخش 3; صفحه 137)
پس پرستش کنندگان انبیا وملائكه را كفار نامیده است، اگر به حق گوش ندهند، ومعلوم است که اهل طائف لات را عبادت میکردند، واو مرد صالحی بود پس خداوند آنها را کافر خواند، تا اینکه داخل اسلام شوند، ونبي صلى الله عليه وسلم با آنها جنگید تا آینکه داخل اسلام شدند، وبه همين ترتيب مسیحیان يا نصارى مسيح را عبادت می کنند، ومادرش را عبادت می کنند، ومسيح نبي است، ومادرش صديقه است، ومسیحیان با عبادت کردن حضرت مسیح ومادر او کافر شدند، وبه همين ترتيب يهود"جهوديان" دانشمندان ورهبان وعزير را عبادت کردند، وگفتند: او پسر خداست، وبا این کار خود کافر هستند، وخداوند متعال در كتاب عزيز خود فرموده است: ﭿ ﭿ بگو بخوانيد آنانرا که گمان داريد الوهيت در حق ايشان بجز خدا پس نتوانند برداشتن سختي را از شما و نه تغير دادن(56) آنانكه ايشانرا ميپرستند كافران طلب ميكنند بسوي پروردگار خويش قرب را که كدام يك از ايشان نزديكتر باشد و توقع دارند رحمت او را و ميترسند از عذاب او وخداوند سبحانه وتعالی از بعضی مشركين خبر داده است که آنها مردان صالحي را عبادت میکردند وآنها را وسیلۀ تقرب به خداوند قرار می دادند، ورحمت او را آرزو مى كردند، واز عذابش می ترسیدند، پس عبادت غیر خدا را بر آنها رد وانکار نمود، وبیان فرمود که آنها ضرری را از عبادت کنندگان شان دفع ویا بر طرف نمی کنند.
وعلما در تفسير این آيت گفته اند: درشان مسيح ومادر او وعزير، ودر بارۀ هر مرد صالح وپیامبر نازل شده است.
و ابن مسعود رضی الله عنه گفته است: در بارۀ مردمانی از انس نازل شده، که مردمانی از جن را پرستش می کردند، پس جنها مسلمان شدند، وانس ها همچنان بر عبادت آنها متمسک ماندند.
پس حاصل اینکه این آیت در بارۀ صالحين وانبياء نازل شد، وخداوند عبادت کنندگان آنها را کافر حکم کرد، وخبر داد که این معبودان ضرری را از پرستش کنندگان خود دفع وبر طرف کرده نمیتوانند.
وخداوند متعال فرمود: ﭿ اينست خدا پروردگار شما او را است پادشاهي و آنانكه ميپرستيد بجز وي مالك نميشوند مقدار پوست خسته.(13) اگر بخوانيد ايشانرا نشنوند خواندن شما را و اگر بفرض بشنوند قبول نكنند گفته شما و روز قيامت منكر شوند شريك مقرّر كردن شما را
(شماره بخش 3; صفحه 138)
پس دعای آنها را برای شان شرک نامید، با وجود آنکه آنها را دعا نکردند مگر برای اینکه شفیعان آنها میباشند، وبه این معنا دعا نکردند که آنها مالک ضرر ونفع هستند، ویا خلق میکنند ویا روزی می دهند، بلکه خداوند از آنها گفته است: آنها گفتند: عبادت نميكنيم ايشانرا مگر براي آنكه نزديك سازند ما را بخدا در مرتبه وگفتند: ايشان شفاعت كنندگان مااند نزد خدا پس به این سبب آنها را به كفر حکم کرد، وآنها اعتقاد نداشتند مگر اینکه آنها شفیعان ومقربون هستند، واین زعم وادعا را نداشتند که آنها خلق می کنند ویا روزی می دهند، ویا نفع ویا ضرری می رسانند.
وخداوند متعال فرمود: و هر که بخواند با خدا معبود ديگر را که هيچ حجتي نيست به پرستید ان درثبوت آن معبود پس جز اينکه نيست که حساب او نزدي پروردگار اوست هر آئينه رستگار نميشوند كافران آنها را كفار نامید وآنها آن معبودان را عبادت نکردند بخاطر اینکه نفع ویا ضرری می رسانند، ویاخود میتوانند نفعی را جلب ویاضرری را دفع می کنند، ویا خلق می کنند، وبلکه آنها را عبادت کردند با این خیال وگمان که آنها را به خدا نزدی کند ودر نزد او برایشان شفاعت می کنند.
خداوند متعال فرمود: ﭿ ﰿ و كيست گمراه تر از كسيكه بخواند بکند بجز خدا چيزي را که قبول نكند خواندن اورا تا روز قيامت و اينکه معبودان باطل از خواندن ايشان غافلاند(5) و چون جمع كرده شوند مردمان میباشد اين معبودان ايشانرا دشمن و باشند به عبادت ايشان منكر پس این عام برای انبياء وصالحين وغير آنها است.
ومقصود این است که اهل علم بطور کل، اجماع بر آن دارند کسی که غير خدا: بت ویا پیامبر ویا مرد صالحی ویا جني ویا غير آن را عبادت کرد، پس بطور مطلق او کافر است،
(شماره بخش 3; صفحه 139)
واگرچه معبود نبي ویا مرد صالحی باشد، واین اجماع همۀ اهل علم است، وادله از قرآن وسنت بر آن بسیار واضح است، وبعضی آن پیش گذشت، خداوند توفیق دهنده است.
س2: واما قول سوال کننده: آنها گفتند ما آنها را عبادت نمیکنیم مگر اینکه ما را نزدیک کنند، پس به عبادت اعتراف کردند ولیكن این متأخرين نمی گویند که آنها را عبادت می کنند، وبلکه میگویند به آنها تبرک می جویند.
ج2: وجواب اینکه گفته شود: اعتبار به حقائق ومعنى است نه به اختلاف الفاظ پس اگر گفتند: آنها را عبادت نمی کنیم بلکه به آنها تبرک می جوییم، این برایشان نفعی نمی رساند، ما دامیکه فعل مشركين قبل از خودشان را انجام میدهند، واگرچه که آن را عبادت نمی نامند، بلکه توسل ویا تبرک می نامند، پس دل بستن بغير خدا، ودعا کردن وخواستن از مردگان وانبياء وصالحين وذبح کردن برای آنها ویا سجود به آنان، ویا فریاد خواهی به آنها، همۀ اینها عبادتند واگرچه آنرا خدمت نامند، ویاچیز دیگری نام گذارند، زیرا عبرت به حقائق است نه به اسما چنانکه پیش گذشت.
واز همین قبيل است قول جماعتی که همراه نبي صلى الله عليه وسلم به حنین رفتند، هنگامیکه مشركان را دیدند اسلحۀ خود را بر درخت سدرة آویزان می کنند، گفتند: ای رسول الله برای ما همینطوردرخت دارای حلقه ها قرار ده ، پس پیامبر صلى الله عليه وسلم فرمودند: خدا بزرگ است گفتید آنچنانکه بنى اسرائیل برای موسى گفتند: برای ما مثل خدایان آنها مقرر کن
پس مقاله را یکی گردانید، با آنکه آنها گفته بودند: برای ما درخت دارای حلقه ها مقرر کن، پس قول آنها را مثل قول بنی اسرائیل گردانید، زیرا عبرت به معنى وحقائق چيز است، به الفاظ نيست.



  قبلی     بعد