طبق بر شمارۀ جلد ورق زدن > جلد سوم > جهاد تنها برای دفاع نیست

(شماره بخش 3; صفحه 171)

جهاد نه تنها به دفاع

سپاس ستایش خداوند پروردگارعالميان راست، وسلام ودرود وبرکت بر بنده وبيامبرش او وبهترین مخلوق او، پیامبر ما محمد وبر آل ویارانش وبر آنانیکه راه آنها را پیمودند وبه هدایت او اقتدا کردند تا روز قیامت باد، واز خداوند عز وجل توفيق رسیدن به حق مسئلت مي داريم هر آئينه او بر هر چیز قادر است.
اما بعد: پس از آنجا که بسیاری از نویسندگان عصر حاضر فهم موضوع جهاد برایشان مشتبه گردیده، وبسیاری از آنها بى علم وارد این موضوع شده اند، وکه جهاد تنها برای دفاع از اسلام گمان کرده اند، واز اهل اسلام مشروع گردیده، وبرای آن مشروع نشده که مسلمانان بر دشمنان شان در سرزمین های آنان یورش برند، وآنها را به اسلام فرا خوانند وبه آن دعوت کنند، پس اگر قبول کردند واگر نه با آنها جنگیدند، تا سخن خدا عالی ودين او حاکم گردد.
از آنجا کها برخی از مردم بود این سخن را گفته اند، نامه ها وكتاب های بسیاری در این باره صادر شده، ديدم وفکر کردم که بسیار بجا خواهد بود که سخنرانی امشب من در این خصوص به عنوان: جهاد تنها برای دفاع نیست باشد،
(شماره بخش 3; صفحه 172)
پس میگویم وخداوند سبحانه وتعالى توفیق دهند وهدایت کننده به راه راست است: هر آئینه خداوند عز وجل وسپاس ومنت او راست بيامبران را فرستاد وکتابها را برای هدایت ثقلين جن وانس، وبرای بیرون کردن آنها از تاریکها بسوی روشن این از روی لطف واحسان او تعالی نازل فرمود. وخداوند عز وجل بندگان را بر شناخت، وتوحيد وعبادت خود آفرید، آنها را آفرید تا او را عبادت واطاعت کنند. ولی خداوند سبحان بنابر علم خود به احوال آنها واینکه عقلهای ایشان نمیتواند بطور مستقل تفاصيل عبادت او را به گونۀ که خداوند عز وجل را راضی کند درک کنند، ونمیتوانند به تنهایی حكمهاى عادلانۀ را که باید وفق آن رفتارنمایند، واخلاق وصفتها را که که باید با آن خود را آراسته نمایند بدانند، خدا پیامبران خود را بشارت دهنده وبیم دهنده فرستاد، تا كسانی مکلف اهل زمین را بسوی توحيد خداوند سبحانه وتعالی واخلاص عبادت برای او وبسوی اخلاق وكارها که اورا راضی میسازد ارشاد ورهنمایی، واز كارهاى واخلاق که موجب خشم خداوند عز وجل میگردد بر حذر نمایند، وسيستمها ونقشه ها واحکامی را که می بایست طبق آن رفتاد نمایند برای آنها ترسیم کنند، وکتابها را برای توضیح وبیان همین امر نازل فرمود، زیرا خداوند او عالم به احوال بندگان وبه آنچه که آنها را اصلاح، وسعادت دنیا وآخرت آنها در آن است دانا میباشد، پس او به احوال حاضر وگذشته وآیندۀ ایشان عالم است، ولذا پیامبران را فرستاد وکتابها را برای بیان حق وارشاد بسوی آن نازل كرد، ورهنمایی مردم بسوی سببهاى نجات وراه سعادت در زندگی دنیا وآخرت است، وكتابها را برای بيان این امر عظيم نازل کرد، خداوند عز وجل در کتاب روشن خود فرمود: ﭿ خدا كارساز مومنانست بيرون ميآرد ايشان را از تاريكيها بسوي روشني و آنانكه كافراند كارسازان ايشان بتانند بيرون ميآرند ايشانرا از روشني بسوي تاريكيها وخداوند عز وجل فرمود: اي مسلمانان ياد كنيد خدا را ياد كردن بسيار(41) و به پاكي بخوانيد او را درصبح و درشام(42) اوست آنكه رحمت ميفرستد بر شما و دعاي رحمت ميكنند بر شما فرشتگان او تا بر آرد شما را از تاريكيها بسوي روشني و هست خدا بمسلمانان مهربان(43) دعاي خير ايشان روز که ملاقات كنند بخدا سلام است و آماده كرده است براي ايشان مزد نيك ونیز خداوند عز وجل فرمود: و نيافريديم جن و انس را مگر براي آنكه پرستند مرا خداوند متعال فرمود: ﭿ هر آئينه فرستاديم پيغامبران خود را به نشانهاي واضح و فرود آورديم همراه ايشان كتاب و ترازو تا عمل كنند مردمان بانصاف و فرود آورديم آهن را بسبب آن جنگ سخت است و منفعتهاي ديگر است براي مردمان و تا بداند خدا كسي را که نصرت دهد خدا را غائبانه و پيغمبران او را هر آئينه خدا توانا غالب است
(شماره بخش 3; صفحه 173)
وخداوند سبحانه وتعالى بیان فرموده که اوست مردم را از تاریکها بسوی روشن بیرون می کند، وآن از راه پیامبران فرستاد ونازل کردن کتابها، وبيان نموده است که بيامبران او با دليلهاى روشن فرستاده شده اند، وخداوند سبحانه كتاب وميزان را همراه آنها به قسط وعدالت نازل کرده است.
ومراد از كتاب: كتابهای آسمانی كلام خداوند جل وعلا است، که راستگو تر از او نیست: و كيست راستگوتر از خدا در سخن
وميزان وهمان عدل است يعني شريعتهاى مستقيم الهی، وحكمهاى عادلانۀ که مشتمل بر اسباب سعادت در دنيا وآخرت است.
(شماره بخش 3; صفحه 174)
همچنین پیامبران را فرستاد، وهمچنین کتابها را نازل کرد، کتابهای آسمانی را نازل فرمود که شریفترین وعظیمترین آنها كتاب عظيم الهی قرآن است، وپیش از آن کتابهای تورات وانجيل وكتابهای دیگر را بر فرستادگان وپیامبران خود علیهم الصلات والسلام نازل فرمود، ومشتمل بر شرائع واحكام وتعالیمی بودند که مردم را بسوی خیر وسعادت امر واز شر بر حذر میداشتند، وخداوند سبحانه وتعالی در قرون گذشته برای هر قومی پيامبری از خود آن قوم می فرستاد، آنها را بسوی خير رهنمایی میکرد، وآنها را به توحید خدا امر واز شرک منع می نمود، وخداوند شرایع واحکامی را برایشان مقرر می فرمود واو حکیم ودانا ومهربان است، وهر پيامبری را که خداوند بسوی يك ملت فرستاد، او را به توحید فرستاد که خلاصۀ دعوت پيامبران الهی است، وآنها را به محبت خدا، اخلاص برای او، ومتوجه کردن قلبها بسوی او سبحانه وتعالی امر فرمود، وشرائع را که لایق حال آنها بود به زبان پیامبرش، وآنگونه که حکمت خداوندی، ولطف ومهربانی وعلم او به احوال آنها سبحانه وتعالى اقتضا می کرد توصیه ومقرر می نمود.
واز آنجا که رسالت محمد صلى الله عليه وسلم رسالت فرا گیر برای همۀ اهل زمین از جن وإنس بود، خداوند عز وجل او را با شريعتی فرستاد که قابل تطبیق برای همۀ اهل زمین در زمان او، وبعد از زمان او تا روز قيامت میباشد، درود وسلام خداوند بر او باد.
همچنین حكمت خداوند عز وجل اقتضا کرد، وبيامبران الهی عليهم الصلاة والسلام بر اصول وپایه های دین جمع ومتفق شدند، وشرائع بنابر احوال وشرایط ومحیطهای زندگی آنها متنوع گردید، بنابر آنچه که حكمت خالق دانا، ورحمت او عز وجل، وإحسان ولطفش برای آنها اقتضا میکرد.
أما جنس توحيد که اصل اصول است، همۀ پيامبران خدا بر آن جمع ومتفقند، وهمچنین بقيۀ اصول مانند وجوب صدق وعدل وتحريم دروغ گفتن وظلم وامر به مكارم اخلاق، وکارهای نیک، ونهي از ضد آن پس اینها اصولی اند که همۀ بيامبران عليهم الصلات والسلام بر آن متفقند چنانکه خداوند عز وجل فرموده است: و هر آئينه فرستاديم در هر گروهي پيغامبري را که عبادت خدا را كنيد و احتراز كنيد از بتان (یا از شیطان ) وخداوند عز وجل فرمود: ﭿ و نه فرستاديم پيش از تو هيچ از پيغمبري مگروحي فرستاديم بسوي وی که نيست هيچ معبود برحق غير از من پس منرا پرستش كنيد وخداوند عز وجل فرمود: (فرستاديم) به پيغامبران مژده دهندگان و بيم كنندگان تا نباشد مردمان را بر خدا الزام بعد فرستادن پيغامبران
(شماره بخش 3; صفحه 175)
واز صول اساسي: ايمان به خداوند وبيامبر او وتوحيد خداوند، واخلاص به او، وايمان به روز آخرت، وبه بهشت ودوزخ، وايمان به همه بيامبران خدا، وبدون تفرقه میان آنها، ومانند این اصول که همۀ پیامبران الهی بر آن مجتمع ومتفقند، وهمه كتب الهي یکدیگر خود را تایید وتصدیق میکنند.
اما جنس فرعها شرائع در آن متنوع میباشد، گاهی بعضی از مسائل فرعي در یک شریعت مباح ودر شریعت دیگری حرام میباشد، وگاهی چیزی در شریعت سابق حرام ودر شريعت بعد از آن مباح میشود، واز همین گونه مسایل اینکه خداوند جل وعلا عيسى عليه الصلات والسلام را به شريعت تورات با تخفيف وتيسير بعض آنچه در آن بود، وخبر دادن بعض آنچه که در آن اختلاف کردند، وحلال ساختن بعضی آنچه بر آنها در تورات حرام گردیده بود فرستاد، همه اینها از لطف وآسانی خداوند عز وجل برای آنها بود، چنانچه خداوند سبحانه وتعالى وقتیکه تورات وانجيل وقرآن را ذکر کرد بعد از آن فرمود: براي هر گروهي از شما مقرر ساخته ايم شريعتي و راهي را وخداوند سبحانه وتعالی در شرع خود حکیم وبه آنچه مصلحت بندگانش وبه قدرت وتوان آنها ارتباط دارد دانا است، همچنانکه خداوند در تعیین مقادیر حكيم سبحانه وتعالى است، خداوند جل وعلا میفرماید: ﭿ ﭿ ﭿ ﭿ هر آئينه ما فرود آورديم توريت را در وي هدايت و روشني است حكم ميكنند بآن پيغمبران که منقاد حكم الهياند براي يهود و حكم ميكنند خداپرستان و احبار ايشان همه حكم ميكردند بآنچه حافظان گردانيده شدهاند از كتاب خدا و بران گواه بودند پس گفتيم مترسيد از مردمان و بترسيد از من و خريد مكنيد بآيتهاي من بهاي اندك و هر که حكم نه كند بآنچه خدا فرو فرستاده است پس ايشانند نامعتقدان(44) و لازم ساختيم بر يهود در تورات که شخص بعوض شخصست يعني عوض او بايد كشت و چشم بعوض چشمست و بيني عوض بينيست و گوش عوض گوشست و دندان عوض دندان و حكم زخمها اعتبار مماثله است پس هر که عفو كند آن زخم پس اينکه عفو كفارتست وي را و هر که حكم نه كند بآنچه خدا فرستاده است پس ايشانند ستمكاران
(شماره بخش 3; صفحه 176)
این همه در شريعت تورات بود، وخداوند این حكمها را برای این امت به عنوان تشریع مقرر داشت، وسنت به تایید آن آمد وبیان نمود که این شریعت خداوند برای این امت در مورد نفس وچشم وبینی وگوش ودندان میباشد، چنانکه آن در شريعت خدا از كتاب خداوند سبحانه وتعالی، واز سنت پيامبر او عليه أفضل الصلاة والسلام معلوم است، سپس بعد از آن فرمود: ﭿ و از پس فرستاديم بر پي اين پيغمبران عيسي پسر مريم را باور دارنده آنچه پيش او بود که تورات است و داديم اورا انجيل در وي هدايت و روشني است و باور دارنده آنچه پيش وي بود که تورات باشد و هدايت و پند پرهیزگاران را پس آن دلالت بر این کرد که این كتاب عظيم یعنی انجيل در آن هدایت وروشن وموعظه ها وآموختن است، وبعد از آن فرمود: و بايد که حكم كنند اهل انجيل بآنچه فرو فرستاده است پس دلالت بر آن دارد که در آن حكمها است که اهل انجيل از دانشمندان بنی اسرائیل به آن حکم می کنند، ومعلوم است که عيسى عليه الصلات والسلام به شريعت تورات فرستاده شد، وبا وجود آن با چیزهای غیر آنچه در تورات است فرستاده شد، ودر شريعت او نیز تخفيف وآسان بعض آنچه در تورات است وجود دارد، پس از آن فرمود: ﭿ وهر که حكم نه كند بآنچه خدا فرو فرستاده است پس ايشانند بدکاران. سپس خداوند عز وجل فرمود: ﭿ ﯿ و فرو فرستاديم بسوي تو كتاب را براستي باور دارنده آنچه پيش وي است از كتاب و نگهبان بر وي پس حكم كن در ميان ايشان بآ نچه فرو آورده است خدا و پيروي مكن خواهش های ايشان را اعراض كنان از آنچه آمد بتو از حكم الهي براي هر گروهي از شما مقرر ساخته ايم شريعتي و راهي ر ا
(شماره بخش 3; صفحه 177)
همچنین به پیامبر خود محمد عليه الصلاة والسلام فرمود، وكتاب خود قرآن را به حق نازل کرد زیرا خداوند آن را به حق وبرای حق نازل فرمود، پس آن مشتمل بر حق ومؤيد حق، وتشریع کننده برای حق وتصدیق کنندۀ کتابهای قبل از خود، وبيامبران گذشته ورساله ها آنها آمد، پس كتاب عظيم قرآن تصدیق کنندۀ بيامبران گذشته، وتصدیق کنندۀ كتابهای گذشته وگواهى آن است که این کتابها از جانب خداوند عز وجل میباشند، واین کتابها عبارتند از تورات وانجيل وزبور وصحیفه های موسى وابراهيم وغير آن از كتابهای که خداوند آنها را بر پيامبران خود عليهم الصلات والسلام نازل فرمود، سپس خداوند جل وعلا بیان فرمود که هر یک از این پیامبران شریعت وطریقۀ دارند، پس این دلالت بر آن دارد که شرائعی که پیامبران وفرستادگان آوردند متنوع بوده است، همچنانکه اسس وپایه های ايمان به خدا وپيامبران او وفرشتگان وكتابها وايمان به روز آخرت، وايمان به بهشت ودوزخ وقدر، ودیگر احكام عمومی که عدالت وراستی را واجب، وستم ودروغگویی ومانند آن را تحریم می کند بیان کرده است.
پس اینها اصول کلی مورد تبعیت است، واز حكمت خداوند عز وجل این بود که هر پيامبر را به زبان قوم او فرستاد، تا آنچه را که با آن بسوی آنها فرستاده شده، وبيان روشن برای آنها بفهماند، وبنا بر این خداوند عز وجل فرمود: و نه فرستاديم هيچ پيغامبر را مگر بزبان قوم او تا بيان كند براي ايشان آیت.
واز آنجا که محمد صلى الله عليه وسلم از عرب بود، وعرب ها اولین مردمی بودند که دعوت اورا می شنیدند، وپیامبر با دعوت خود با آنها مواجه میشد، او را به زبان آنها فرستاد، واگرچه محمد عليه الصلات والسلام فرستاده شده برای همۀ بشر بودند، ولی خداوند او را به زبان قومش فرستاد، وقوم او را مبلغين ودعوتگران بسوی امتهای دیگری بعد از آنها میایند قرار داد، وهمه مردم را به پیروی از این پیامبرعليه الصلاة والسلام وسير بر طریقۀ او امر فرمود، پس بر آنها واجب شد که از او پیروی کنند، وزبان او وزبان كتاب عظيم خداوند را بیاموزند، واین پیامبرعظيم محمد عليه الصلات والسلام است خداوند اورا رحمت برای همۀ عالميان فرستاد، چنانچه خداوند متعال فرمود: و نه فرستاديم ترا مگر از روي مهرباني بر جهانیان
(شماره بخش 3; صفحه 178)
وهمچنانکه پيامبران قبل از او رحمت برای کسانیکه بسوی آنها فرستاده شدند ارسال داشت تا ظلم را از آنها دور، وتباه وحكمهاى طاغوتها را از آنها بردارند، ونظامهای شایسته وحكمهاى عادلانه را بجای آن قرار دهند، وبه همین منظور خداوند محمدًا صلى الله عليه وسلم را فرستاد، تا سيستمهای تباهى، وخلقهاى منحرف، وظلم وجور، از جامعۀ انسانی بردارد وحكمهاى وسيستم عادلانه را جای گزین، آن نماید، پس خداوند او را فرستاد، تا ستم وتباه را ریشه کن، وسيستمهاى وطاغوتها مستبد را که به باطل برمردم حکمروایی، وبر آنها ستم وبر حقها آنها تجاوز وآنها را به بردگی می گیرند ریشه کن ونابود کند.
پس خداوند این پیامبر عليه الصلات والسلام را فرستاد، تا این سيستمهاى تباهى، وخلقهاى ستمى را بر چیند، ومستکبران وستمگران را نابود، ورهبران فاسد را از میان بر دارد، ورهبران شایسته، ونظامهای عادلانه ومنصفانه، وشرائع حكيمانه را که مردم را سر جایشان قرار میدهد، ومیان سیاه پوست وسفید پوست، وسرخ پوست وغیر آن، ومیان توانكر وففير، ومیان شريف، وفرو مایه در نزد مردم فرق نمی گذارد، بلکه شريعتش همه را به یک چشم نگاه می کند، بلکه همه را ارشاد ورهنمایی وهمه را امر وهمه را نهی می کند، وخداوند سبحانه وتعالى بیان فرموده که گرامی ترین مردم نزد او با تقواترین آنهاست، چنانکه خداوند متعال فرموده است: اي مردمان هر آئينه آفريديم شما را از يك مرد و يك زن و ساختيم شما را جماعتها و قبيلهها تا با يكديگر شناسا شويد ونفرمود بر یک دیگر تفاخر کنند، یا برخی بربرخی دیگر ادعای برتری نماید، یا بعض شما بعضی دگررا برده بگیرد، یا بعضی بر بعضی دیگر فخر کند، ولی فرمود: "تا یک دیگر را بشناسید" سپس خداوند سبحانه وتعالی فرمود: ﰿ گراميترين شما نزديك خدا پرهيزگارترين شما است هر آئينه خدا دانا خبردارست وپیامبر (صلی الله علیه وسلم) فرمودند: هر آئینه خداوند بمن وحی نمود که شما تواضع وفروتنی کنید تا کسی بر کسی فخر وکسی بر کسی تجاوز نکند آنرا مسلم در صحیح خود تخريج كرد.
وخداوند متعال در قران کریم فرمود: هر آئينه خدا دوست نميدارد هر نازنده را خود ستاينده را
(شماره بخش 3; صفحه 179)
پس خداوند این پیامبرعظيم عليه الصلاة والسلام را به رسالت فراگیر ونظام همه جانبه در همۀ شئون عبادي وسياسي، واقتصادي واجتماعي، ورزمی وغير آن از امور زندگی مرد فرستاد، پس هیچ چیزی را نگذاشت مگر حکم آنرا بیان نموده است، وخداوند عز وجل در موردش فرمود: و نه فرستاديم ترا مگربراي مردمان همه مژده دهنده و ترساننده و ليكن اكثر مردمان نميدانند ونیز خداوند عز وجل فرمود: اي پيغامبر هر آئينه ما فرستاديم ترا گواهي دهنده و مژده رساننده و ترساننده(45) و خواننده بسوي خدا بحكم او و چراغ روشن پس خداوند سبحانه وتعالى بیان فرمود که این پيامبر چراغ روشن برای مردم است که راه آنها را روشن وبه راه پروردگارشان آنها را رهنمایی می کند، که هرکه بر آن دین استقامت نمود نجات یافت وبه خير وسر انجام نیکو وپسندیده پیروز گردید وهر که از آن منحرف شد نومید وناکام وذلیل وخوار گردید، وخداوند عز وجل فرمود: ﭿ ﭿ ﭿ هر آئينه آمد بشما از جانب خدا نوري و كتابي روشن(15) بسبب آن دلالت مي نمايد خدا كسي را که طلب رضا ی او كرد بسوي راه هاي نجات و بيرون مي آرد ايشان را از تاريكي ها بسوي روشني بارادۀ خود و دلالت مي كند ايشان را بسوي راه راست همچنین خداوند عز وجل درشان این پیامبر بزرگ وکتاب روشن او فرمود.
خداوند با این کتاب واین پیامبر مردمان را از تاریکها بسوی روشن وتاريكها كفر ونادان وستم واستبداد واستعباد بسوی روشن توحيد وايمان، وبه روشن هدایت وعدل، واز ستم شاهان وسرکشان به فراخنای اسلام، واز حكممها آن ظالمانۀ آنها به شریعت سراسر رحمت ورأفت رهنمون میکند، پس شريعت خداوند که پیامبر خود محمدًا - صلى الله عليه وسلم - به آن فرستاده است شريعت كامل میباشد، شريعت هدایت ونور، وعدل وحكمت، وگرفتن حق مظلوم از ظالم، ورهنمایی مردم به اسباب سعادت، وملزم ساختن آنها به قبول حق وعدل، ومنع کردن آنها از ظلم وبیداد، وربط دادن آنها به برادری ایمانی، وامر کردن آنها بر نیکی وتقوى، وتوصيه کردن به حق وصبر بر آن وبرادری،
(شماره بخش 3; صفحه 180)
ونصیحت کردن بعضی بعضی دیگر را، وخلاص کردن آنها از ظلم وجور وسکشی وتجاوز ودروغ وهمه نوعهاى تباه تاهمه برادر ودوست یک دیگر در راه خدا وهمکار یک دیگر در انجام دادن کارهای نیک وتقوا باشند، هر یک دیگری را نصیحت کند، وامانت را ادا کند وبر یک دیگر خیانت نکنند، واو را دروغ نگوید، واو را تحقیر ننماید، وغیبت وسخن چینی علیه یک دیگر نکنند، بلکه بايد هرچه خیر است برای او دوست داشته باشد وهرچه شر است برای او نپست، چنانکه خداوند متعال فرموده است: جز اينكه نيست كه مسلمانان برادران يکديگر پس صلح كنيد ميان دو برادر خويش وپیامبر خدا علیه الصلاة والسلام فرمود: یکی از شما ایمان نمیاورد تا که برای برادر خود آن چه را دوست دارد که برای ذات خود دوست دارد ودر صحیح بخاری ومسلم از جریر پسر عبدالله بجلی رضی الله عنه گفت: بیعت کردم به پیامبر صلی الله علیه وسلم به برپا داشتن نماز ودادن زکات ونصیحت برای هر مسلمان وهمچنان پیامبر علیه الصلاة والسلام فرمودند: دين عبارت از نصيحت وخير انديشی است، گفتیم: برای چه کسی؟ فرمود: برای خدا وبرای کتابش ورسولش وبرای پيشوايان مسلمانان، وبرای همه مسلمانان آنرا مسلم در صحیح خود تخريج كرد، وخداوند سبحانه وتعالی در كتاب عزيز خود در مورد عموم رسالت فرمود: بگو اي مردمان هر آئينه من پيغمبر خدا ام بسوي شما همه يکجا آن خداي که او را است پادشاهي آسمانها و زمين نيست هيچ معبود برحق مگر او زنده ميكند و ميميراند پس ايمان آريد بخدا و به پيغامبر او که نبي اميست آنكه تصديق مينمايد خدا را و سخنان او را و پيروي كنيد او را تا بود که شما راه ياب شويد
وخداوند سبحانه وتعالى خبر داده است که این پيامبر آنها را از اخلاق بد وكارهاى زشت شان پاک وبه اخلاق شایسته وپسندیده، وكارهاى نیک رهنمایی می کند خداوند جل وعلا فرمود: هر آئينه نعمت فراوان داد خدا بر مؤمنان آنگاه که فرستاد در ميان ايشان پيغامبري از قوم ايشان، ميخواند بر ايشان آيات خدا و پاك ميسازد ايشان را و ميآموزد ايشانرا كتاب و علم و هر آئينه بودند پيش ازين در گمراهي آشكارا ونیز فرمود:
(شماره بخش 3; صفحه 181)
ﰿ ﭿ ﭿ اي مسلمانان آمده است بشما پيغامبري از قبيله شما دشوارست بر وي رنج شما حريصست بر هدايت شما بمسلمانان بخشاينده مهربان هست تا آيتها دیگر ودال بر نصیحت کردن آنحضرت عليه الصلات والسلام، واینکه خداوند او را فرستاده است تا مردم را تعلیم دهد وبه مکارم اخلاق رهنمایی کند واز تاریکها بسوی نور؛ از ظلمات جهل وکفر واخلاق بد بسوی نور ايمان وتوحيد وسعادت اخلاق نیک وپسندیده، وعدل ودرستی واصلاح بیرون کند، واز آن جا که زمین قبل از بعثت آنحضرت عليه الصلاة والسلام بر از ستم وتباه وكفر بود، وشرک همه کس وهمه جا را فرا گرفته بود وفساد در روی زمین انتشار یافته بود جز آنکه خداوند خواسته بود اندکی از ماندگان اهل كتاب که قبل از بعثت آنحضرت عليه الصلاة والسلام مرده بودند، از آنجاکه وضعیت اهل زمین اینطور اسفباربار بود خداوند بر اهل زمین لطف ومرحمت فرمود ودر میان آنها این پیامبر بزرگ محمد عليه الصلات والسلام را مبعوث کرد ودر حالیکه آنها نیاز شدیدی به بعثت او داشتند، پس خداوند عز وجل او را با شریفترین كتاب وشریفتری رسالت وفراگیرترین آن فرستاد وبوسیلۀ او امت را نجات، واهل زمین را از تاریکها به سوى روشن بیرون کرد، آنها را از گمراهی به هدایت، واز ظلم وجور به عدل وانصاف وآزادی کامل مقيد به قيود شريعت برون آورد، وخداوند سبحانه وتعالى هنگامیکه آنحضرت را مبعوث کرد به دعوت وارشاد بسوی خداوند عز وجل، وبه اقامۀ حجتها از دین حق وصراط مستقیم بر کسانی که بسوی آنها فرستاده شده بود امر فرمود، پس آنحضرت داشت مردم را در مکه بسوی خدا رهنمایی وارشاد می کرد، واین چنین کسانیکه اسلام آوردند، ازاهل مکه نقش خود را در دعوت بر حسب حال خود گاهی بطور محرمانه وگاهی بطور علنی ایفا میکرد، پس سیزده سال در مکه
(شماره بخش 3; صفحه 182)
مکث کردند ومردم را بسوی خداوند عز وجل دعوت وقوم خود را بیم می داد وبسوی خير رهنمایی می کرد وكتاب خدا را برایشان تلاوت می نمود، وآنها را به مكارم اخلاق وكارهاى نيكو دعوت میکرد، وخداوند او را به كشتى علیه اهل مکه امر نکرده بود، وتنها ماموربه دعوت وتوضیح حق وبیان خلق نیکو، وهشدار مخالفان باسخن نیکو وگفتگوی نرم بر حذر میداشت چنانکه خداوند متعال فرموده است: ﭿ دعوت كن ( يعني مردمان را) بسوي راه پروردگار خويش به دانش و پند نيك و مناظره كن با ايشان بطريقي که وي نيك است وخداوند متعال فرمود: از بي ادبهائي ايشان درگذشتن نيكو خداوند پاک فرمود: و صبر كن بر آنچه ميگويند و ترك كن ايشانرا ترك كردن نيكو خداوند سبحان فرمود: پس آشكار كن بآنچه فرموده ميشوي و اعراض كن از مشركان وامثال این آيتها که در آن امر به گذشت واعراض از آنها وگفتگو به راه بهتر وغیر آن، ودر آن امر به كشتن آنها نبود، زیرا مقام وموقعیتی که مسلمانان در آن قرار داشتند آن را برنمی تابید چون تعداد مسلمانان اندک ودشمنان شان بسیار بودند وقدرت واقتدار در دست آنها بود پس از حکمت خداوند آن بود که پيامبر خود ومسلمانان را از جهاد با دست منع کند وتنها به جهاد با زبان ودعوت اکتفا کنند وآنها را امر فرمود که دست كشتن بگیرند، پس خداوند با این ترتیب هر کس را از مسلمانان که خواست هدایت نمود، مانند الصدیق ـ رضی الله عنه ـ وعمر فاروق ـ رضی الله عنه ـ وعثمان ـ رضی الله عنه ـ وعلی ـ رضی الله عنه ـ وزبیر بن عوام وسعد بن ابو وقاص وعبد الله بن مسعود وعبد الرحمن بن عوف وسعيد ابن زيد وطلحه بن عبید الله وجمع بزرگی از صحابه خدا از همه راضى كرد.



  قبلی     بعد