طبق بر شمارۀ جلد ورق زدن > جلد سوم > حکم شریعت در مورد غلام احمد پرویز

(شماره بخش 3; صفحه 268)

حكم شريعت در مورد غلام احمد پرویز

سپاس وستایش خدا راست، ودرود وسلام بر پیامبر خدا، وبر آل واصحاب او وبر کسیکه به او دوستی ومحبت ورزید. اما بعد:
آنچه را که ( مجلۀ حج ) در شمارۀ دوم صادر شده در 16 شعبان سال 1382 هـ از استفتای تقدیم شده به آن از برادر ما علامه شيخ محمد یوسف بنوری مدير مدرسۀ عربي اسلامي در کراچی پیرامون حكم شريعت اسلامي در مورد غلام احمد پرویز که در این اواخر در کشور هند ظهور کرده، ودر بارۀ حكم عقیدۀ او که جناب طالب فتوا نمونه های از آن برای استفتای خود ودر بارۀ کسی که به این عقائد می گروند وبه آن دعوت میدهند نشر کرد مطالعه کردم؟ تاآخر..
وجواب هر که این نمونه های را که طالب فتوا در استفتای خود از عقائد غلام احمد پرویز ذکر کرده، تأمل كرد،
(شماره بخش 3; صفحه 269)
وبیست نمونه است ودر استفتای نشر شده در مجلۀ مذكور توضیح داده شده است، هر کسی از اهل علم وبصیرت این نمونه ها را تامل کند بطور قطع میداند ویقین میکند شخص معتقدبه این عقاید ودعوت کنندۀ به آن كافر به کفر بزرگ ومرتد از اسلام است وباید از او خواسته شود که توبه کند، پس اگر توبه آشکار کرد وخود را تکذیب نمود آنرا روزنامه های محلي نشر کند همچنانکه عقیده باطل خود را در آن نشر کرد واگر این کار را نکرد کشتن او بر زمامدار مسلمانان واجب است، واین چیزیست به بداهت از دين اسلام معلوم است وادله از كتاب وسنت واجماع اهل علم بسیار است ونمیشود همه آنرا در این جواب بر شمرد، وهر نمونه از نمونه های که طالب فتوا از عقائد (غلام احمد پرویز) ارایه داده است، كفر وردت او را از اسلام به نزد علمای شريعت اسلامي واجب میکند.
واین است پارۀ از نمونه های که به آن اشاره کردیم تا خواننده وقاحت وقباحت وبعد آنرا از اسلام بداند، وکسی که به آن معتقد است به خدا وروز آخرت، وبه رسول صلى الله عليه وسلم وبه آنچه که خداوند عز وجل ورسول او صلى الله عليه وسلم از آخرت وبهشت ودوزخ خبر داده اند ایمان ندارد، ونیز بايد بداند کسیکه معتقد آن بطور کامل از آنچه که رسولان خدا آورده اند ایمان ندارد ودشمنی شديد با اسلام ومسلمانان دارد ودر مکر وتوطئه کردن مهارت دارد، حياء وادب را کنار گذاشته است.
از خداوند متعال مسألت میداریم ما ومسلمانان از شر آنچه که این زنديق ملحد را به آن مبتلا کرد در پناه خود نگهدارد.
نمونۀ اول: از عقائد ملحد (غلام احمد پرویز) بنا بر آنچه که مجلۀ مذكور در استفتای که اکنون به آن اشاره شد آن را نشر کرده است میگوید: (همه آنچه در قرآن كريم از صدقات وتوريث ودیگر احكام مالي آمده همۀ اینها مؤقت وتدريجي است وبسوی دور آینده تدریجا پیش می رود واز آن به نظام ربوبي یاد کرده وقتیکه آن مرحله بیاید این احکام پایان میابد؛ زیرا این احکام موقت بود ومستقل نبود).
نمونه دوم: (رسول وکسانیکه با او بودند از قرآن احكامی را استنباط کردند وآن شريعت بود، وهمچنان کسانیکه بعد از او از اعضای شوراي او حكومت مركزي آنها آمدند واحکامی را از قرآن استنباط کردند واین احكام شريعت آنها در آن عصر بود وبه شريعت سابق بر آن مکلف نبودند. وبعد این تنها به یک باب اختصاص نداشت، بلکه در ابواب عبادات ومعاملات واخلاق نیز انجام میگرفت وبه همین دلیل قرآن تفصيلات عبادت را تعیین نکرد).
(شماره بخش 3; صفحه 270)
نمونۀ سوم: فرمودۀ خداوند متعال: ﭿ اي مومنان فرمانبرداري كنيد خدا را و فرمانبرداري كنيد پيغامبر را و فرمانروايان را مراد از اطاعت خدا ورسول او اطاعت از مركز امت است؛ یعنی حكومت مركزي، ومراد از اولوالامر انجمنهای است که تحت نظر حکومت برگذار میشوند، پس حكومت مركزي بطور متستقل تشريع واحکام صادر میکند ومراد از اطاعت خدا اطاعت كتاب او قرآن ومراد از طاعت رسول اطاعت احاديث او نیست، پس هر حكومت مركزي که بعد از عصر رسالت بر پاشد منصب آن منصب رسول بوده پس اطاعت خدا ورسول همانا اطاعت این حكومت بوده، ورسول بخاطر اینکه امير وامام این حكومت مركزي بود اطاعت می شد، پس این حكومت مركزي است که اطاعت میشود).
نمونۀ چهارم: (قرآن كريم تصریح کرده که رسول مستحق طاعت نیست وحق ندارد که مردم را به طاعت خود امر كند ومراد از اطاعت خدا ورسول فقط اطاعت مركز نظام دين است که احكام قرآن را اجرا می کند).
نمونۀ ششم: (مراد از جنت ودوزخ مکانهای خاص نیست، بلکه مراد کیفیتها وحالتهای است برای انسان).
نمونۀ نوزدهم: (ايمان به قدر خير وشر آن مكرو فریب مجوسي است وآنرا عقیده برای مسلمانان ساختمه است).
(شماره بخش 3; صفحه 271)
خوانندۀ عزیز اینها نمونه های بود از استفتای نشر شده در مجله به ترتیبی در آن آمده بود برایتان نقل کردم؛ تا صحت آنچه را که اکنون برایت ذکر کردم بدانید واگر بقيۀ نمونه های را که در مجله است بخوانید از کفر وزشتی افکار او آن را میدانید که اینها را تایید می کند وشمارا به بسیاری از آيات روشن خدا وبراهين قاطع او بر حكمتش در بندگان او وقدرت عظيم او را بر دگر گون کردن قلبها واز بین بردن آن تا آنکه به حدی می رسد که عقل بشری آن را تصور نمیکند ارشاد مینماید، خدا منزه است وچه قدر قدرت او بزرگ وکامل است، همچنين مهري نهد خدا بر دل آنانكه نميدانند واین نمونه های را که ذکر نمودیم آيات زیاد واحاديث صحيح واجماع اهل علم بر بطلان آن دلالت می کند. پس از جملۀ آيات فرمودۀ خداوند سبحانه وتعالى است: ﭿ ﭿ ﭿ ﭿ بگوئيد ايمان آورديم بخدا و به آنچه فرود آورده شد بسوي ما و بآنچه فرود آورده شد بسوي ابراهيم و اسمعيل و اسحق و يعقوب ونبیره یعقوب و به آنچه داده شد موسي و عيسي را و آنچه داده شدند پيغامبران از پروردگار خويش تفريق نمي كنيم در ميان هيچ كس از ايشان و ما برای حق عز و جل منقاديم(136) پس اگر باور دارند آنچه باور داشتيد شما پس راه يافتند و اگر برگشتند پس جز اين نيست که ايشان در مخالفتاند پس زود باشد که كفايت كند خدا بانتظام تو ايشان را و اوست شنوا دانا واین ملحد به آنچه خداوند بر محمد صلى الله عليه وسلم، وآنچه که بر رسولان قبل از او نازل فرموده ایمان نیاورده است، بلکه بطور کامل آنرا انکار نموده است، چنانکه انكار کردن او طاعت خدا ورسولش وانكار کردن جنت ودوزخ وانكار قدر دلالت بر آن میکند، پس بدین ترتیب او هدایت یافته نیست، بلکه او اهل كفر والحاد وگمراهی است خداوند متعال فرمود: ﭿ هر آئينه دين معتبر در نزد خدا اسلام است. واین ملحد به آن ایمان ندارد وبه این عقیده است که طاعت رسول صلى الله عليه وسلم مقيد به حيات آنحضرت است واینکه او با این معنا اطاعت نشده است که رسول است بلکه به این معنا اطاعت شده که امير حكومت مركزي است، واین ملحد همچنان به طاعت خدا وپای بندی به آن باور ندارد بلکه طاعت در نزد او برای حكومت مركزي است (چگونه که باشد)، واین در تكذيب خدا وتكذيب كتاب او ودر انكار اسلام وانكار اینکه آن دینی باشد که پای بندی به آن واجب باشد صریح است، وهمانا دين در نزد او آن است که حكومت مركزي آنرا وضع تشریع نموده وبه آن امرت کرده است واگرچه که مخالف قرآن وسنت باشد، وخداوند متعال فرموده است: ﰿ و هر که طلب كند غیر اسلام دينی ديگر را پس هرگز قبول كرده نخواهد شد ازو و او در آخرت از زيان كاران است
(شماره بخش 3; صفحه 272)
واین ملحد چنانکه پیش گذشت به این آيت ایمان ندارد پس تکذیب خدارا میکند وبر او اعتراض دارد پس در آخرت از زیان کاران است وزیان کار در آخرت زیان کار مطلق كافر است ومستوجب جاودان ماندن او در دوزخ میشود از آن به خدا پناه می بریم. وخداوند متعال فرموده است: ﭿ اي مومنان فرمانبرداري كنيد خدا را و فرمانبرداري كنيد پيغامبر را و فرمانروايان را از جنس خويش پس اگر اختلاف كنيد در چيزي پس برګردانید او را بسوي خدا و بسوی پيغامبر اگر اعتقاد داريد بخدا و روز آخرت اين بهترست و نيكوتر باعتبار عاقبت. وخداوند متعال فرموده است: فرمان روای نیست جزخداوند را وامر فرموده که جز ذات پاک او احدی پرستش نکنید این توحید دین محکم واستوار است وخداوند عز وجل فرمود: و آنچه اختلاف كرديد دران هر چه باشد پس فيصل كردن او حواله بخدا است. واین کج اندیش ملحد به این آيات ایمان ندارد وطاعت خدا ورسول او مراجعه آنها را واجب نمیداند چنانکه پیش گذشت، بلکه آن برای حكومت مركزي واجب میداند، وهمه اینها در حکم نمودن به کفر وگمراه بودن عقيدۀ او وتكذيب کردنش خدا وكتاب او ورسول ومسلمانان کافی است وهر کسی که با چنین اوصافی باشد پس كفر وانحراف وبعد وی از هدایت احتیاج به بر پا نمودن ادله ندارد زیرا بسیار واضح وروشن تر از آفتاب نیمۀ روز است، وآيات در این معنى بسیار است.
واما احاديث از رسول الله صلى الله عليه وسلم حدیث صحیح در بخاری ومسلم وغیر آنهاست آنحضرت فرمودند: پیامبرخاص بسوی قوم خود فرستاده می شد ومن به همۀ مردم فرستاده شده ام ونیز حدیث صحیح از آنحضرت عليه الصلاة والسلام است فرمودند: همۀ امت من داخل بهشت میشوند مگر آنکه ابا ورزید، گفته شد: ای رسول خدا، وچه کسی ابا می ورزد؟ فرمودند: کسی که مرا اطاعت کرد داخل بهشت شد وکسی که نافرمانی مرا کند پس هر آئینه ابا ورزیده است آنرا بخاری روايت كرد.
ودر قرآن كريم خداوند متعال می فرماید: بگو اي مردمان هر آئينه من پيغامبر خدا یم بسوي شما همه يكجا ومیفرماید: هر که فرمانبرداری پیغامبر را کند پس هر آئينه کرده است فرمانبرداري خدا را .
(شماره بخش 3; صفحه 273)
واین ملحد به بعثت آنحضرت وبه وجوب طاعت او ایمان ندارد ونه او را رسول بسوی همۀ مردم میداند وبه نزد این زنديق فقط در حیاتش اطاعت میشود بخاطر اینکه امير حكومت مركزي است نه برای آنکه رسول خداست. پاکی خداراست این چه قدر سخن زشت وچقدر از هدایت دور است، وپتحقیق مسلمانان إجماع قطعي کرده وبه بداهت از دين معلوم ودر كتب اهل علم نقل شده هر که خداوند سبحانه وتعالی، ویا رسول او صلى الله عليه وسلم را اگرچه در چیز اندکی تکذیب کند، ویا خروج از دين او را تجویز دهد، ویا بگوید که محمد صلى الله عليه وسلم خاص بسوی عرب ویا خاص به اهل زمان خودش فرستاده شده پس او كافر ومرتد از اسلام است خون ومال او مباح است، در این حکم بين اهل علم بحمد الله اختلافی نیست پس به طول دادن کلام ونقل نمودن اجماع آنها از منابع آن ضرورت ندارد. وامیدوارم در آنچه که ذکر کردم برای خواننده وطالب فتوا کافی باشد؛ زیرا كفر این ملحد (غلام احمد پرویز) آنگونه که از آرا ومعتقدات او ذکر شده به بداهت برای عموم مسلمانان معلوم میشود چه رسد به علمای آن پس ضرورت به بسط دادن ادله بر آن نیست واز خداوند متعال مسألت میداریم مسلمانان را از او وامثال او حفظ نماید، واینکه دشمنان اسلام را درجا که هستند سرکوب وسرنگون کند، ومکر آنها را خنثی وبه خشم خودشان آنها را هلاک سازد وهر آئینه خداوند بر هر چیز قادر است.
وکافی است ما را خداوند واو بهترین یاوراست، تحول وقدرتی جز بواسطۀ خداوند عالی مرتبه وبزرگ نیست، ودرود سلام وبرکت خدا بر بنده وفرستادۀ او سرور وپیشوای ما محمد فرستاده شده با شریعت کامل بسوی همۀ مردم تا روز قیامت وبر آل وصحاب وپیروان نیک او تا روز جزا باد، وسپاس وستایش خداوند پروردگار جهانیان راست..



  قبلی     بعد