طبق بر شمارۀ جلد ورق زدن > جلد سوم > حكم آنچه دانش فرا خوانى جانها ناميده میشود؟

(شماره بخش 3; صفحه 309)

حكم آنچه که دانش فرا خوانى جانها ناميده میشود

سپاس وستایش خدا راست، درود وسلام بر پیامبر خدا، وبر آل واصحاب او وبر کسیکه به هدايت او اقتدا کرد، وبعد:
در میان بسیاری از مردم از نویسندگان وغير آنها چیزی دانش فرا خوانى جانها ناميده میشود شیوع یافته، وبنداشتند که آنها جانهاى مردگانرا به راه که دست اند کاران این شعبده آن را اختراع کرده اند احضار نموده خبرهاى مردگان ونعمت وعذاب وغير آن از اموری که گمان میکنند مردگان را می دانند از آنها می پرسند.
ومن به این موضوع بسیار تامل کردم برایم واضح شد که دانش باطل وشعبده شيطاني است هدف از آن تخریب وفاسد کردن وعقيده هاى واخلاق ومشتبه ساختن امور برای مسلمانان ودست یافتن به ادعای دانستن غيب در بسیاری چیز هاست.
ولذا بر آن شدم که مقالۀ مختصری برای توضیح دادن وبیان حق ونصیحت کردن برای امت وفاش کردن مکر وفریب آنها بر مردم بنویسم، پس میگویم: شکی نیست این مسأله را مانند همه مسایل دیگر باید به كتاب خدا وسنت بيامبر او صلى الله عليه وسلم ارجاع کرد پس هرچه را ثابت کردند ماهم آن را ثابت می کنیم، وآنچه را که نفی کردند نفی میکنیم، چنانکه خداوند (عز وجل) فرموده است: ﭿ اي مومنان فرمانبرداري كنيد خدا را و فرمانبرداري كنيد پيغامبر را و فرمانروايان را از جنس خويش پس اگر اختلاف كنيد در چيزي پس برګردانید او را بسوي خدا و بسوی پيغامبر اگر اعتقاد داريد بخدا و روز آخرت اين بهترست و نيكوتر باعتبار عاقبت.
(شماره بخش 3; صفحه 310)
ومسألۀ (الروح يا جان) از امور غيبي است تنها خداوند سبحانه وتعالى حقیقت آن را میداند، وارد شدن در آن بدون دليل شرعي درست نیست، خداوند متعال فرموده است: ﰿ داننده پنهان است پس مطلع نميسازد بر علم غيب خود هيچ يك را(26) مگر كسي كه راضی است از پيغامبر پس هر آئينه خدا روان ميكند پيش روی های وي و پس پشت وي فرشتگان نگاهبان را. وخداوند سبحانه وتعالى در سورۀ نمل فرموده است: ﭿ بگو نميداند هر که در آسمان ها و زمين است غيب را مگر خدا آیت.
ودانشمندان خدا را رحمت كردند در بارۀ مراد از جان در فرمودۀ خداوند متعال در سورۀ اسراء اختلاف نموده اند ﭿ ﭿ و سؤال ميكنند ترا از روح بگو روح از فرمان پروردگار من است و شما نداده شدهايد از علم مگر اندكي پس بعضی از آنها گفتند: این همان جان است که در بدنهای انسانها است وبنابر این آيت دليل بر آن است که جان امری از امر خداست کسی چیزی از آن نمیداند مگر آنچه را خدا برای او تعلیم داده است؛ زیرا علم غیب خاص خدا راست وآنرا از خلق محجوب نموده است، وهر آئینه قرآن كريم وحديثهاى درست از بيامبر خدا صلى الله عليه وسلم دلالت بر آن دارد که جانها مردگان بعد از مرگ جسمها باقی میمانند، وازجملۀ این دلایل فرمودۀ خداوند متعال است: ﯿ ﭿ خداي تعالي قبض ارواح ميكند نزديك موت آن و آن روح که نمرده است قبض آن ميكند نزديك خواب آن پس نگاه ميدارد آنرا که حكم موت كرده است بر وي و ميگذارد آن ديگر را تا وقتي معين آیت.
وثابت شد
(شماره بخش 3; صفحه 311)
پيامبر اکرم صلى الله عليه وسلم روز بدر دستور داد تا بیست وچهار كس از سران قریش را در یکی از چاههای کثیف ومتعفن بدر بیندازند وعادت پيامبر خدا صلی الله علیه وسلم این بود که هرگاه بر قومى پیروز می شد سه شب در میدان جنگ میماند بدین جهت در روز سوم بدر دستور داد شترش را آماده کنند سپس به راه افتاد وصحابه نیز بدنبالش به راه افتادند آنها میگویند: ما فکر میکردیم که برای انجام کاری می رود ولی آنحضرت به مسیرش ادامه داد تا اینکه کنار آن چاه ایستاد وهر یک از کشته شدگان را با نام شان ونام پدرش صدا می زد ومی فرمود ای فلان بن فلان آیا بهتر نبود که از خدا وپيامبرش اطاعت میکردید همانا ما به آنچه که پروردگار ما وعده داده بود رسیدیم آیا شما به آنچه پروردگارتان وعده داده بود رسیدید راوی میگوید: عمر گفت: ای پيامبر خدا با جسدها که جان ندارند سخن میگویید پيامبر خدا فرمود سوگند به ذاتی که جان محمد دردست اوست شما سخنان مرا بهتر از آنان نمیشنوید، ولی نمیتوانند جواب بدهند
و از پیامبر صلی الله علیه وسلم ثابت شده که هرآیینه مرده صدای کفش تشییع کننده گان را هنگامیکه از نزد او برمیگردند میشنود
علامه ابن القيم رحمه الله گفت: "وسلف بر این اجماع دارند وآثار متواتر از ایشان آمده که مرده زیارت زنده را میداند واز آن خوشحال میشود ابن القيم نقل کرده که ابن عباس رضي الله عنهما در تفسير فرمودۀ این خداوند تعالى فرموده است: ﯿ ﭿ خداي تعالي قبض ارواح ميكند نزديك موت آن و آن روح که نمرده است قبض آن ميكند نزديك خواب آن پس نگاه ميدارد آنرا که حكم موت كرده است بر وي و ميگذارد آن ديگر را تا وقتي معين
به من رسیده است که جانهاى زندگان ومردگان در خواب باهم ملاقات میکنند واز یک دیگر احوال پرسی مینمایند پس خداوند جانهاى مردگان را را باز میدارد وجانهاى زندگان را به بدنهای آنها رها می کند" سپس: ابن القيم رحمه الله"گفت: وهمچنان دلیل بر ملاقات کردن جانهاى زندگان ومردگان آن است که زنده مرده را در خواب می بیند واز مرده میخواهد که او را خبر دهد ومرده آنچه را که زنده نمیداند برایش خبر میدهد پس خبرش مصادف میشود با آنچه که خبر داده است".
(شماره بخش 3; صفحه 312)
این باوری است که سلف بر آن هستند که جانهاى مردگان باقي هستند تا آن وقت که خدا خواسته باشد ومیشنوند، ولی ثابت نشده است که در غیر از خواب با زندگان تماس بگیرند، همچنان آنچه را که شعبده بازان ادعا میکنند که میتوانند جانها هر کسی از مردگان را بخواهند احضار می کنند وبا او سخن میگویند واز او سوال کنند صحت ندارد واین ها ادعاهای باطل هستند ودلیلی از نقل وعقل آنرا تایید نمی کند، بلکه خداوند سبحانه وتعالى اوست عالم به این جانها واوست متصرف در آن وتنها اوست قادر بر رد آنها به بدنهای آنها هرگاه که خواسته باشد، پس تنها او است تصرف کننده درملك وخلق خود وکسی نیست بااومعارضه ومنازعه کند، اما کسی ادعای غیر از این را می کند پس ادعای چیزی آن می کند که به آن علم ندارد، وآنچه که ازخبرهاى جانها میگوید برای مردم دروغ میگوید ، یا برای کسب مال، یا برای اثبات قدرت خود بر چیزی که بر آن قدرت ندارد آن را میگوید، یا میخواهد مردم را به شک اندازد دين وعقيدۀ آنها را تخریب وفاسد کند.
وآنچه را که این دروغگویان وشعبده بازان از احضار کردن جانها ادعا می کنند همانا آن جانهاى شياطين است که باعبادت کردن وتحقيق مطالب آنها را خدمت میکنند وبه دروغ نامهاى مردگان را برای آنها میگویند، چناچه خداوند متعال می فرماید: ﰿ و همچنين پيدا كرديم براي هر پيغمبري دشمنان را که شياطيناند از آدميان و جن بطريق وسوسه القا ميكند بعض ايشان بسوي بعض سخن بظاهر آراسته تا فريب دهند و اگر خواستي پروردگار تو نميكردند اينکه كار پس بگذار ايشان را بافتراي ايشان(112) تا ميل كنند بسوي او دلهاي كسانيكه ايمان ندارند به آخرت و تا پسند كنند او را و تا عمل كنند آنچه ايشان كننده آنند يعني آنچه لايق ايشانست وخداوند متعال فرمود: ﭿ ﭿ ﭿ ﭿ و روز که حشر كند خدا ايشان را همه يك جا گويد اي گروه جن تابع خودرا بسيار گرفتيد از مردمان و گفتند دوستان ايشان از آدميان اي پروردگار ما بهره مند بساز بعض ما را به بعض و رسيديم بميعاد خويش که معيّن كرده بودي براي ما گويد خدا آتش جاي شما است جاويدان آنجا ليكن آنچه خدا خواسته بودنيست هر آئينه پروردگار تو استواركار داناست ودانشمندان تفسير گفته اند بهره ولذت بردن جن به انس با عبادت کردن آنها با تقدیم کردن قربانیها نذرها ودعاها است وبهره بردن ولذت بردن انس از جن بر آورده کردن نیازهای آنهاست که آنرا از آنها در خواست می کنند، وبعض امور غیبی را که جن در نقاط دور از آن مطلع میشوند، یا استراق سمع میکنند به آنها خبرمی دهند واگر فرض کنیم که كسان برای احضار جانها چیزی از عبادت را برای آنها تقدیم نمی کنند این حلال بودن آنرا ایجاب نمی کند زیرا سؤال کردن شياطين ومنجمان وكاهنان شرعًا ممنوع است، وتصديق کردن آنها در آنچه که از آن خبر می دهند حرمت وگناه آن بزرگتر بلکه آن یکی از شاخه های كفر است؛ بنا به فرمودۀ پیامبر (صلی الله علیه وسلم): هر که نزد منجم وستاره شناس که میگوید علم غیب وجای چیزهای دزدی شده را میداند بیاید و در باره چیزی از او سوال کند نماز چنین شخصی چهل شب پذیرفته نمیشود ودر مسند احمد وکتابهای سنن از پیامبر (صلی الله علیه وسلم) ایشان فرمودند: کسیکه نزد کاهن می آید وآنچه او می گوید تصدیق می کند،هر آظینه کافر شده است بآنچه که به محمد نازل شده است
(شماره بخش 3; صفحه 313)
آیات واحادیث زیادی در این معنی آمده است، وشكی نیست این جانها را که آنها به گمان خود احضار می کنند در آنچه که پیامبر صلى الله عليه وسلم از آن منع کرده است داخل میباشد: زیرا آن از جنس جانها است که به كاهنان ومنجمان نزدیک میشود واز نوعهاى شياطين میباشد پس حكم آن را می گیرد، پس سوال کردن واحضار کردن وتصديق کردن آن جایز نیست، بلکه همۀ اینها حرام ومنكر بلکه باطل است، بدلیل حديثهاى واثارها که در این مورد شنیده شده است، وزیرا آنچه را که از این جانها نقل میکنند ازعلم غیب بشمار می رود، وخداوند پاک فرموده است: ﭿ بگو نميداند هر که در آسمان ها و زمين است غيب را مگر خدا
وگاهی این جانها همان شياطين نزدیک به مردگان میباشند که جانها آنهارا خواستند واز آنچه که از حال مرده خبر دارد به آنها خبر می دهد وادعا می کند که جانى مردۀ است که نزدیک به او بود، پس تصديق کردن واحضارکردن وسؤال کردن او جایز نیست بنابر دلیلی که قبلا گذشت، وآنچه را حاضر می کند جز شياطين وجن چیز دیگر نیست در مقابل آنچه که از عبادت برای آنها تقدیم میکند آنها را بکار می گیرد ودر حالیکه گردانیدن هیچ چیزی از عبادت برای غیر خدا جایز نیست بلک شرک بزرگتر است که بنده را از دیانت اسلام بیرون می کند واز آن به خدا پناه می بریم.
وکمسیون مطالعات علمي وافتاء در دار الافتای عربستان سعودی
(شماره بخش 3; صفحه 314)
فتواى را پیرامون خوابانیدن بطریقۀ مغناطیسی که یکی از انواع احضار کردن جانها است صادر نموده ومتن آن این است: "خوابانیدن بطریقۀ مغناطيسي نوعی از نوعهاى كهانت با بکار بردن جني است که خواب دهند بر کسی که او را خواب میدهد مسلط میسازد وبه زبان او سخن می گوید وبرای او قدرت انجام دادن بعضی کارها را می دهد با مسلط شدنش بر او اگر با خواب دهنده راستی کرد وتحت فرمان او میباشد در مقابل آنچه که خواب داده شده با آن به او نزدیک میشود، وآن جني كس خواب داده شده را تحت ارادۀ وفرمان خواب دهند میاورد وهرچه که او بخواهد آنرا باکمک جنی انجام می دهد اگر آن جنی با كس خواب دهنده راستی کرد، وبنابر این استفاده کردن خوابانیدن مغناطيسي وگرفتن آن طريقه ویا وسيلۀ برای رهنمایی کردن به جاى سرقت يا دزدى ویا جیز گم شده ویا معالجۀ بیمار، یا انجام دادن هر کار دیگری بواسطۀ خواب دهنده جایز نیست بل شرك است نظر به آنچه که پیش گذشت، ودیگر اینکه متوسل شدن ورو آوردن به غير خدا است در چیزهای که فراتر از سببهاى عادي است که خداوند آنرا به مخلوقات خود گذاشته وآن را برایشان مباح گردانیده است ) گفتار کمسیون بپایان رسید.
واز جمله کسانیکه حقيقت این ادعاى باطل را آشکار نموده دكتر محمد محمد حسین در كتاب خود " الروحية الحديثة حقيقتها وأهدافها " میباشد واو از کسانی بود که مدت طولانی فریب این شعبده ودروغ را خورده بود، سپس خداوند او را به حق هدایت فرمود ودروغ وبی اساسی این ادعارا بر ملا ساخت بعد از آنکه در عمق آن داخل شد وجز خرافات ودروغ چیز دیگری در آن نیافت، وگفته است کسانیکه در احضار کردن جانها مشغول هستند راههای مختلفی را بکار می برند، بعضی آنها كسانى مبتدی ونوکار هستند وبر پیالۀ کوچک یا فنجان اعتماد می کنند وبین حرفهای انتقال می کند که بر روی میز رسم شده است، وپاسخهای جانها حاضر کرده شده - حسب گمان آنها - از مجموع حروف بحسب ترتيب انتقالش در آن تشکیل میابد. وبعضی آنها بر طريقۀ بسکت اعتماد می کند که در کنار آن قلم گذاشته میشود پاسخهای سوالات سوال کنندگان با آن نوشته میشود، وبعضی آنها بر میانجی اعتماد می کنند مانند میانجی تنويم مغناطيسي است.
ویاد آور شده است که او در مدعي احضار کنندۀ جانها شک دارد واینکه پشت سر آنها کسی است که آنها را پیش حرکت میدهد بدليل تبلیغاتیکه برای آنجام میگیرد، وروزنامه ها ومجلاتی سابقا به هیچ چیزی از مسایل مربوط به جان وزندگى آخرت نمی پرداختند اکنون در نشر کردن اخبار آنها مسابقه میکنند، واین روزنامه ها ومجلات هیچ روزی از روزها به دین وایمان به خدا دعوت نمیداند. وگفته است آنها به زنده ساختن دعوت فرعوني وغير آن از دعوت های جاهلي اهتمام وتوجه دارند، همچنان یاد آور شده است کسانیکه اصل این فكر وایده را ترویج دادند مردمانی هستند که چیز عزيزی را از دست داده اند پس خود را به اوهام تسلیت میدهند، ومشهورترین کسی که این بدعت را ترویج داد آقای اولیور لودج است که پسر خود را در جنگ جهانی اول از دست داد، ومانند او بنیانگذار مکتب روحيه (کسانیکه میگویند روح ماده نیست) در مصر
(شماره بخش 3; صفحه 315)
احمد فهمی ابو الخیر
که پسرش درسال 1937 م فوت کرد، وآن پسر بعد از طول انتظار برایش ارزانی شده بود.
ودكتر محمد محمد حسین گفته است: او این بدعت را تمرین کرده وآن را به طریقۀ فنجان ومیز آغاز کرده وچیزی در آن نیافته که كس را قناعت دهد، وبه مرحلۀ میانه منتهی شده است، وسعی کرده آنچه را که تجسيد جان یا صداى مستقیم میگویند وآن را دليل دعوای خود میدانند مشاهده کند موفق نشده است او ويا غير او نيست؛ زیرا اصلا حقيقتی برای آن وجود ندارد، وبلکه بازیهای محكمی است که با حيله های خفي مهارت آمیز با هدف تخریب ديان انجام می گیرد.
وصهيونيست جهانی تخریب کار از آن دور نیست، وچون به این فكرهاى فاسد قناعت نکرده وحقيقت آنرا کشف نموده واز آن بیرون شده وتصمیم گرفته است حقيقت را برای مردم بیان کنت ومیگوید: این گمراهان منحرف همچنان دارند سعی می کنند ايمان وباورهای را که مردم دارند آن را از دلهای آنها بگیرند وآنها را به آمیزۀ از اضطرب واوهام وگمانهای تسلیم کنند، ومدعیان فرا خوانى جانها تنها صفت میانجی جانها را برای پيامبران صلوات الله وسلامه عليهم ثابت می کنند چنانچه که زعيم آنها آرتر فندلای در كتاب خود "على حافة العالم الأثري" در بارۀ بيامبران" گفته است آنها میانجیان در درجۀ عالي از درجات میانجی قرار دارند ومعجزها که بدست آنها ظهور کرد همه پدیده های روحي مانند همان پدیده های است که در اطاق احضار جانها رخ می دهد.
ودكتر حسین میگوید: آنها وقتیکه در احضار کردن جانها موفق نمیشوند میگفتند: میانجی موفق نیست یاخسته است یا اینکه حاضران در نشسته متوافق نیستند، یادرمیان کسانیکه در نشسته حاضر شده کسی وجود دارد که شک می کند یاچلنج میدهد.
واز جمله گمانهای باطل آنها اینکه گمان می برند که جبريل عليه السلام در جلسه هاى آنها حاضر میشود وآنرا با برکت میسازد خدا آنها را از خیر دور کند. مقصود از كلام دكتر محمد محمد حسین بپایان رسید.
واز آنچه که ما در اول جواب ذکر کردیم وآنچه که کمسیون ودكتر محمد محمد حسین
(شماره بخش 3; صفحه 316)
درمورد خوابياندن مغناطيسي بیان داشت بطلان آنچه را که مدعیان فرا خوانى جانها ادعا می کنند که آنها جانهاى مردگانرا احضار واز آنها سوال میکنند روشن میشود، ودانسته میشود که اینها همه کارهای شيطاني وشعبده وباطل است ودر آنچه که پیامبر صلى الله عليه وسلم از سؤال کردن كاهنان ومنجمان وامثال آنها بر حذر داشته اند داخل میشود، وبر مقامات دولتی در کشورهای اسلامی واجب است این اباطیل را منع وکسانی را که با تعامل می کنند مورد مجازات قرار دهند تا از آن خود داری نمایند، همچنان بر سردبیران روزنامه های اسلامی واجب است این اباطیل را نقل نکنند وروزنامه های خود را با آن آلوده نسازند، واگر نقل کردن آن امر ضروری بود پس رد وبطلان آن وهشدار دادن از بازیهای شياطين انس وجن ومكر وفریب آنها را باید نقل ونشر کرد ومردم را از آن بر حذر داشت، وخدا به حقیقت سخن میگوید وبه راه راست رهنمایی می کند، واز او مسئلت ميىداريم كه حالهاى مسلمانان را اصلاح وخوب بسازد، وفهم در دین برایشان عنایت فرماید، واز فریب بدکاران واوليای شياطين آنها را در پناه خود نگهدارد هر آئینه او صاحب آن وقادر بر آن است. درود وسلام خداوند بر پیامبر ما محمد باد.



  قبلی     بعد