طبق بر شمارۀ جلد ورق زدن > جلد سوم > آیا پیامبر صلی الله علیه وسلم بر جانشینی على رضی الله عنه وصیت نمود

(شماره بخش 3; صفحه 324)

آیا پیامبر صلی الله علیه وسلم به جانشینی علی رضي الله عنه وصیت نمودند

یکی از خوانندگان می پرسد:
حكم در بارۀ قومی که ادعا میکنند که رسول صلى الله عليه وسلم خلافت را براى علی رضی الله عنه وصیت نمود، ومیگویند: صحابه رضي الله عنهم علیه او توطئه کردند چیست؟
پاسخ: این قول از احد فرقه های مسلمان گفته وشنیده نشده جز شیعه وآن قول باطل است اصلی از احاديث ثابت از رسول الله صلى الله عليه وسلم برای آن وجود ندارد بلکه ادلۀ زیادی دلالت بر آن دارد که خليفه بعد از پیامبر صلی الله علیه وسلم ابوبکر صدیق رضي الله عنه وازسائر اصحاب پیامبر صلى الله عليه وسلم میباشد، ولیكن آنحضرت صلى الله عليه وسلم تصریح وتوصیۀ قاطع بر آن نکرده است اما امر نموده بگونۀ که دلالت به خلیفه بودن ابوبکر بعد از پیامبر صلی الله علیه وسلم میکند، آنجا که در بیماری شان به او دستور دادند که برای مردم نماز بدهد، وهنگامیکه امر خلافت بعد از ایشان برای آن حضرت عليه الصلات والسلام ذکر شد فرمودند: خدا ومومنان جز ابوبکر را نمی گذارد وبه همین جهت صحابه رضي الله عنهم بعد از وفات پیامبر صلى الله عليه وسلم واز جملۀ آنها علی رضی الله عنه به او بیعت کردند، واتفاق بر آن داشتند که ابوبکر بهترین آنها میباشد. ودر حديث ابن عمر رضي الله عنهما ثابت است که صحابه رضي الله عنهم درزمان حيات یامبر صلى الله عليه وسلم میگفتند: بهترین این امت بعد از وفات پیامبر آن ابوبکر پس از او عمر پس از او عثمان است وپیامبر صلى الله عليه وسلم آنها را بر این سخن تایید می نمود وآثار متواتر از علی - رضي الله عنه است که وی میگفت: بهترین این امت بعد از نبی آن ابوبکر پس از آن عمراست وعلی رضي الله عنه میگفت کسی را به نزد من نیاورند که مرا بر ابوبکر وعمر برتری دهد مگر اینکه حد افترا کننده را بر او جاری واو را دره خواهم زد ویک روزی هم علی( رضى الله عنه) نگفت که او بهترین این امت بعد از پیامبرش میباشد ونه گفت که رسول صلى الله عليه وسلم خلافت را برای او سفارش ووصیت کرده است ونگفت که صحابه رضي الله عنهم بر او ظلم کرده وحق او را گرفته اند. ووقتیکه فاطمه
(شماره بخش 3; صفحه 325)
رضي الله عنها وفات یافت برای دوم بار به صدیق بيعت کرد برای تاکید به بيعت اول وتا به مردم إظهار بدارد که او با جماعت است ودر نفس او چیزی از بیعت ابوبکر رضی الله عنهم نیست وزمانیکه عمرضربت خورد ومسئلۀ اختیار خلیفه را شورى بين شش نفر از ده تن از بشارت داده شدگان به جنت گذاشت واز جملۀ آنها علی رضی الله عنه بود، واین کار عمر را بر او ایراد نگرفت نه در زمان حیات عمر ونه بعد از وفات او است، ونگفت که او از همۀ آنها اولاتر وشایست تراست، پس چگونه جایز است برای کسی بر رسول الله صلى الله عليه وسلم دروغ ببندد وبگوید: که آنحضرت خلافت را برای علی وصیت کردند وعلی خود این را ادعا نکرد واحدی از صحابه آن را برای او دعوا نکرد، بلکه همه بر خلافت ابوبکر وعمر وعثمان اجماع کردند، وعلی رضي الله عنه به آن اعتراف وبا همۀ خلفا در جهاد وشورى وغير آن همکاری نمود. پس از آن مسلمانان بعد از صحابه بر آنچه که صحابه اجماع کرده بودند اجماع نمودند وبعد از آن برای احدی از مردم وبرای هیچ گروهی وبرای شیعه وغیر آنها جایز نیست دعوا کنند که على او وصي است واینکه خلافتی که قبل ازاو بود باطل است، همچنان برای احدی جایزنیست بگوید که صحابه برعلى ظلم کرده اند، وحق اورا گرفتند بلکه این باطل ترین باطل وبدگمانی نسبت به اصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم واز جملۀ آنها علی رضي الله عنه وعنهم أجمعين میباشد.
وهر آئینه خداوند متعال این امت محمدي را منزه گردانیده وآنرا از جمع شدن بر گمراهی حفظ کرده است، واحادیث صحیح وزیادی از پیامبر صلى الله عليه وسلم ثابت است که آنحضرت فرمودند: همیشه یک طایفۀ از امت من بر حق پیروز می باشد پس محال است که امت در اشرف قرن های آن بر باطل جمع شود که آن خلافت ابوبکر وعمر وعثمان است، وکسی که به خدا وروز آخرت ایمان دارد وکسی که ادناترین بصيرت به حكم اسلام دارد این را نمیگوید وخدا یاری رسان است وتحول وقدرتی نیست مگر بواسطۀ خداوند عالی مرتبه وبزرگوار.
وبدرستی که امام علامه شيخ الإسلام سخن را در بارۀ این مسئله در کتاب خود منهاج السنة بسط داده، هر که خواسته باشد به آن مراجعه کند وآن کتاب ارزشمندی است قابل عنايت ومراجعه واستفاده است توفيق از جانب خداوند است ودرود وسلام خدا بر پیامبر ما محمد وبر آل واصحاب او باد.



  قبلی     بعد