طبق بر شمارۀ جلد ورق زدن > جلد سوم > قول به مباح دانستن تحديد نسل مخالف شريعت وفطرت ومنافع امت است

(شماره بخش 3; صفحه 326)

قول به مباح دانستن تحدید نسل

مخالف شريعت وفطرت ومنافع امت است

ستایش خداوند یکتا راست ودرود وسلام بر پیامبر خدا، وبر آل واصحاب او باد، اما بعد:
بعضی از روزنامه های محلي در این اواخر خبری را نشر کردند مفاد آن اینکه جناب مفتي عمومی در اردن به جايز دادن حديد نسل فتوا داده واینکه اگر حكومت آنرا تصویب ومقرر نمود عمل کردن به آن لازم است. واین خبر در میان مردم اشتهار یافت وبسبب عجیب بودن وتقبیح کردن مسلمانان آنرا به سخن مجالس تبدیل شده است. وبه همین جهت سوالات بسیاری در بارۀ حكم این مسأله مطرح میشود وآیا این فتوى درست است ویا خطا است پس من بیان آنچه که شریعت خدا در این مسئله بر آن دلالت میکند بر خود وبر امثال خود واجب دانستم، پس میگویم: بدان ای خواننده خداوند من وشمارا به رسیدن به حق موفق گرداند، من فتواى مذكور را خواندم وبر آنچه که جناب مفتي عمومی در اردن در صادر کردن این فتوى بر جواز تحديد نسل استناد کرده، واینکه حكومت اگر آنرا تصویب ومقرر بدارد عمل به آن لازم میشود تامل کردم، پس در یافتم که فتوای او بر فرمودۀ خداوند عز وجل: ﯿ و بايد که بر پاكدامني مقيّد باشند آنانكه نمييابند اسباب نكاح تا آنكه توانگر كند ايشان را خدا از فضل خويش وبر فرمودۀ پیامبر صلى الله عليه وسلم: ای گروه جوانان: كسي كه از شما توانايي ازدواج كردن دارد، ازدواج كند. زيرا اين كار، باعث حفاظت چشم وشرمگاه، مي شود و كسي كه توانايي ازدواج را ندارد، روزه بگيرد. چرا كه روزه، شهوت را ضعيف وكنترل ميكند
(شماره بخش 3; صفحه 327)
وبر احاديث دال جايز دادن عزل استناد کرده است، این ادلۀ مفتي است که مفتی در این فتواى بزرگ خود بآن اعتماد کرده است - وآنجا امر دیگری نیز وجود دارد که آنرا پیشگفتاری برای فتوى قرار داده وآن این گفتۀ اوست در اول فتوایىش: "بدرستی که نگرانی های جهان نسبت به افزایش جمعیت در همه کشورها گسترش یافته وکارشناسان آن را هشدار دهنده از خطر وفجایع بزرگ دانسته اند" سپس در آخر فتوى چنین گفته است" اگر حكومت تصمیم بگیرد وآنرا مقرر کند عمل به آن لازم میشود؛ زیرا این یک امرمتفق عليه است که اگر ولي امر به قول ضعيف گرفت عمل به آن حتمی میشود" مقصود - از كلام مفتي پایان یافت.
وهر که بر آنچه که مفتي در فتواى خود از اقوال اهل علم وبصيرت بر آن اعتماد کرده تامل کند میداند که از مطلب دور شده وخلاف راه صواب رفته وتیرش به هدف نخورده وشما می بینید ادلۀ را که ذکر کرده است به هیچ وآن از وجوه بر رای وفتوای او آنرا اختیار کرده ذلالت نمی کند بلکه ادله در یک جانب وفتوا در جانب دیگر است چنانکه شاعر گفته است:

او به مشـــرق رفت وتو به مغرب رفتی
بيـــن مشـــرق ومغـــرب فاصلۀ بزرگی است

اما آيت كريمه خداوند سبحانه وتعالی آنرا بعد از فرمودۀ خداوند عز وجل ذکر کرده است: ﭿ ﭿ و بنكاح آريد زنان بي شوهر را از قوم خويش و شائستگان را از بندگان خويش و كنيزكان خويش اگر درويش باشند توانگر كند ايشان را خدا از فضل خود و خدا بسيار دهنده و دانا است سپس خداوند متعال فرمود: ﯿ و بايد که بر پاكدامني مقيّد باشند آنانكه نمييابند اسباب نكاح تا آنكه توانگر كند ايشان را خدا از فضل خويش پس خداوند متعال به نكاح کردن امر وترغیب نموده ونکاح کننده را به غنى ساختن وعده داده اگر او فقیر باشد این بخاطر ترغیب کردن وتشویق نمودن به نکاح کردن واینکه به خداوند وفضل وسعت جود وکرم وعلم او به احوال بندگانش اعتماد وتکیه داشته باشد. ولذا خداوند سبحانه وتعالى آيت را با این فرمودۀ خود پایان داده است: ﭿ و خدا بسيار دهنده و دانا است
(شماره بخش 3; صفحه 328)
سپس کسی را که هیچ وسیلۀ برای نکاح کردن ندارد به پکدامنی امر فرموده تا آنکه خداوند از فضل وکرم خود او را غنا بخشد. پس چه حجتی در این آيت بر قطع نسل ویا تحديد آن وجود دارد - وجناب مفتي گمان کرده که امر خداوند به پاکدامنی برای کسی که توان نكاح کردن را ندارد بر جايز دادن قطع وتحديد نسل دلالت میکند؛ زیرا تاخير نكاح بسبب ناتوانی منجر به تاخير نسل ویا قطع آن میشود اگر قبل از ازدواج کرد بمیرد، واین احتجاج عجيب واستدلال نادر الوجود است هیچ ربطی به آيت ندارد بلکه آن از غرائب استدلالات ونوادر احتجاج است وخداوند یاری رسان است.
حافظ ابن کثیر رحمه الله در تفسير دو آيت چنین گفته است: این امر به ازدواج کردن است وطائفۀ ازعلماء بر وجوب ازدواج کردن بر هر کسی که توان آن را دارد دلالت می کند وبه ظاهر این فرمودۀ آنحضرت عليه الصلات والسلام استدلال کرده اند: ای گروه جوانان: كسي كه از شما توانايي ازدواج كردن دارد، ازدواج كند زيرا اين كار باعث حفاظت چشم وشرمگاه، مي شود. وكسي كه توانايي ازدواج را ندارد، روزه بگيرد. چرا كه روزه شهوت راضعيف وكنترل ميكند آن را در بخاری ومسلم از حدیث ابن مسعود تخریج کرده اند، ودر کتب سنن از چندین طریقه روایت شده که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: بازنی ازدواج کنیدکه بتواند فرزندان بسیار بزاید پس من بشما برامتهادرروزقیامت مباهات وافتخار میکنم ودر روايتی حتی با سقط. وايامى جمع أيم برای زن بی شوهر ومرد بی زن گفته میشود، چه ازدواج کرده باشد سپس جدا شده باشد ویا اصلا ازدواج نکرده باشند این را جوهری از اهل لغت نقل کرده گفته میشود: مرد بی زن وزن بی شوهر وفرمودۀ خداوند متعال: اگر درويش باشند توانگر كند ايشان را خدا از فضل خود آیت. علي پن أبي طلحة از ابن عباس رضی الله عنهما گفت: خداوند متعال آنهارا به ازدواج کردن ترغیب وآزادها وبردگان را بر آن امرفرموده است وآنها را وعده داده که ایشان را بی نیاز ومستغنی میسازد وفرمود: اگر درويش باشند توانگر كند ايشان را خدا از فضل خود ابن ابو حاتم گفت برای ما پدرم حدیث گفت برای ما محمود بن خالد ازرق حدیث گفت برای ما عمربن عبدالواحد از سعید یعنی:ابن عبد العزیز گفت به من رسیده است: که ابوبکر صدیق رضی الله عنه گفت: خدا را در آنچه که شما را به نكاح امر فرمودها طاعت کنید وخداوند به وعدۀ خود با شما در مستغنی کردن تان وفا میکند، خداوند متعال فرمود: اگر درويش باشند توانگر كند ايشان را خدا از فضل خود آنرا ابن جریر روایت کرد، بغوی از عمر مانند آن ذکر کرده است، واز لیث از محمد بن عجلان از سعید مقبری از ابو هريره رضی الله عنه گفت: رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمودند:
(شماره بخش 3; صفحه 329)
سه نفررابرخداحق است کمک کند:نکاح کنندۀ که قصد پاکدامنی رادارد ومکاتب که قصدپرداختن مبلغ وام را دارد ومجاهد درراه خدا
آنرا امام احمد وترمذی ونسائی وابن ماجه روایت کرد.
وهر آئینه پیامبر صلى الله عليه وسلم ازدواج داد آن مرد را که جز ازار خود چیز دیگری نداشت وتوان یک انگشتری از آهن نداشت وبا وجود آن او را با آن زن ازدواج دادند وتعلیم دادن آنچه از قرآن حفظ داشت مهر برای او تعیین کرد دیده شده از كرم خداوند تعالى ولطف او این است که او را به اندازۀ کافی روزی دهد.
واما آنچه را که بسیاری از مردم به عنوان حدیث میاورند "با فقرا ازدواج کنید خداوند شما را مستغی وبی نیاز میگرداند" پس آن اصلی ندارد وتا کنون اسناد قوي وضعيفی برای آن ندیده ام، وآنچه که در قرآن است ما را کافی است، وهمچنان احاديثی را که آوردیم بحمد ومنت خداوند ما را استغنا میدهد، وفرمودۀ خداوند متعال: ﯿ و بايد که بر پاكدامني مقيّد باشند آنانكه نمييابند اسباب نكاح تا آنكه توانگر كند ايشان را خدا از فضل خويش این امر خداوند است به پاکدامنی از حرام برای کسی توان مالی ندارد ازدواج کردن را ندارد چنانچه که پیامبر صلى الله عليه وسلم فرموند: ای گروه جوانان هر کسی از شما توان ازدواج کردن را دارد پس باید ازدواج کند زیرا این کار باز دارندۀ چشم ومصئونيت دهنده برای شرمگاه است وکسی که توان آنرا ندارد پس بر اوست روزه بگیرد واین کار دافع ونگه دارندۀ او از ارتکاب زنا است مطلب ومقصود به پايان رسید. وبه آنچه که اکنون ذکر کردیم وآنجه که از حافظ بن کثیر رحمه الله در تفسير آن دو آيت نقل کردیم معنای آنها برای خوانندگان روشن میشود که آنها بر شرعی بودن نكاح وتشویق بر آن دلالت میکند زیرا در آن منافع بزرگی نهفته از آن جمله رفع شهوت وپاکی شرمگاه وفرو بستن چشم وافزایش نسل می باشد. اما استدلال به آن دو آیت بر جايز دادان قطع حمل وتحديد نسل استدلال نامانوش ونا آشنا ودور ازحق میباشد، واما حدیث ابن مسعود رضی الله عنه كه پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: ای گروه جوانان: كسي كه از شما توانايي ازدواج كردن دارد، ازدواج كند زيرا اين كار باعث حفاظت چشم وشرمگاه مي شود وكسي كه توانايي ازدواج را ندارد، روزه بگيرد چرا كه روزه شهوت را ضعيف وكنترل ميكند
(شماره بخش 3; صفحه 330)
واین حدیث به همان معنای دلالت میکتد که دو آیت قبل دلالت داشتند یعنی تشویق وترغیب بر نكاح وبيان بعض حكمت ها واسرار آن، وهمچنان دلالت بر آن میکند که اگر کسی توان نکاح کردن را ندارد میتواند روزه بگیرد؛ زیرا روزه شهوت را ضعیف وراههای شيطان را تنگ میسازد، وآن از اسباب عفت وفرو بستن چشم است وبه هیچ وجهی از وجوه در آن دلیل بر مباح بودن قطع حمل ویا تحديد نسل نیست بلکه در آن اشاره بر تاخیر نکاح است برای کسی که توان آن را ندارد تا هنگامیکه قدرت آنرا بیابد ودلیل بر شرعي بودن بکار بردن وسایل عفت است تا در حرام واقع نشود. واما احتجاج به احاديث عزل بر تحديد وآن از جنس ما قبل آن است ودور از حق ومخالف مقاصد شریعت است؛ زیرا عزل همانا ریختاندن مني در بيرون از فرج است تا زن باردار نشود واین کار را انسان در هنگام ضرورت انجام میدهد مثل اینکه زن بیمار میباشد ویا به کودکی شیر می دهد ومی ترسد که بار داری به او ویا به کودک ضرر کند وبرای این اقدام به عزل می کند، ویا هر وسیلۀ شرعی دیگر را بکار می برد، سپس این کار را با بر طرف شدن ضرورت ترک میکند ودر این کار قطع حمل وتحديد نسل نیست بلکه استفاده کردن بعضی اسباب ووسایل به تاخیر اندازندۀ باردار شدن وبرای غرض شرعي میباشد، واین بنابر صحیحترین اقوال علما ممنوعیت ندارد چنانکه احاديث عزل بر آن دلالت داشت واز آن گذشته عزل کردن مستلزم منع حمل نیست وگاهی منی سبقت میکند داخل فرج میشود وزن به اجازۀ خداوند حمل میگیرد. ولذا نبي اکرم صلى الله عليه وسلم در بعضی احاديث وارد شده در مورد عزل فرموده اند: هیچ نفس مخلوقی نیست مگراینکه خداوندآنرا آفریده است وروایت شده است از نبي صلى الله عليه وسلم كه فرموده است: از هر آبی حمل بوجود نمی آید پس چه حجتی در احاديث عزل بر تحديد نسل وجود دارد برای کسی در این مقام دقت وتامل کافی نماید بطور بیطرفانه آنرا برسی کند. از خداوند متعال برای خود وبرای جناب مفتي عمومی در اردن وبرای سائر برادران مسلمان ما رسیدن به حق ودور بودن از خطا در فهم مسئلت ميدارم.
وهرکه آنچه را که ما ذکر کردیم، وآنچه را که از اهل علم نقل کردیم تأمل كند میداند که مباح دانستن تحديد نسل قول مخالف با شريعت كامل الهی است که برای تحصيل مصالح وتحقیق منافع وتكميل آن، ومنع مفاسد وتقليل آن آمده میباشد وهمچنانکه مخالف فطرت سالم انسانی میباشد وزیرا خداوند متعال بندگان خود را بر محبت اولاد وبکار گرفتن اسباب در زیاد شدن نسل آفریده وبا آن در كتاب خود منت گذاشته وآنرا از جملۀ زينت وزیبایی دنيا قرار داده است.
خداوند متعال فرموده است: و خدا آفريد براي شما از جنس شما زنان را و آفريد براي شما از زنان شما پسران و نبيرگان و روزي داد شما را از پاكيزهها
(شماره بخش 3; صفحه 331)
وخداوند متعال فرمود: مال و فرزندان آرائش زندگاني دنيا است وهمچنان هر که این مقام را مورد دقت وتامل قرار دهد میداند که که مباح دانستن تحديد نسل مخالف مصالح امت است زیرا افزایش نسل از جمله اسباب قوت ونیرومندی وشکوه وعزت آن است وتحديد نسل ضد میباشد وسبب کاهش یافتن امت وضعیف شدن وفنا وانقراض آن میشود، واین برای همۀ عقلا معلوم وروشن است ونیازی به استدلال ندارد، واما نگرانی مفتي از افزایش جمعیت وگفتۀ کارشناسان براینکه که افزایش جمعیت به فنا وهلاک هشدار می دهد این را نباید شخص عاقل به آن التفات کند، چه رسد به عالم که احكام مخالف شريعت را بر آن معلق کند، وعلم غيب به خداوند سبحانه وتعالی اختصاص دارباوست خالق بندگان ورازق آنها واوست در کتاب گرامی خود می فرماید: و نيافريديم جن و انس را مگر براي آنكه پرستند مرا(56) نميخواهم از ايشان رزق را و نميخواهم که مرا طعام دهند(57) هر آئينه خدا همونست رزق دهنده توانمند استوار واو عز وجل می فرماید: و نيست هيچ جنبنده در زمين مگر بر خداست روزي او ومی فرماید: و بسا جانوران که برنميدارند روزي خود را خدا روزي ميدهد او را و شما را نيز و اوست شنوا دانا ومی فرماید: پس طلب كنيد از نزديك خدا روزي را و پرستش او كنيد و شكر او بجا آريد بسوي او بازگردانيده خواهيد شد وبدرستی که احادیث صحیح از پیامبر صلى الله عليه وسلم است فرموده اند: هرآیینه خداوند متعال هنگامیکه جنین را خلق کرد فرشته راامرمیکندکه رزق واجل وعمل اورا بنویسد
(شماره بخش 3; صفحه 332)
پس هر مخلوقی رزق مقدر خود را دارد آن گونه که خداوند اسباب آنرا میسر گردانیده است، پس چگونه برای شخص عاقل لایق وسزاوار است تحديد نسل را از ترس تنگی زندگی وروزگار مستحسن ومباح بداند وخداوند سبحانه وتعالی ضامن رزق وقادر بر هر چیز است. واگر جمعیت در هر جا افزایش یافته، اسباب ووسایل تولید نیز در هر جای افزایش یافته است، ونسبت به گذشته آسان ومتنوع گردیده واین از دلائل حكمت خداوند سبحانه وتعالی وكمال قدرت وعنايت او به مصالح بندگان است، سپس چگونه برای مسلمان جایز است به پروردگار خود گمان بد داشته باشد؛ تا تحديد نسل را برای امت مباح گرداند وتا اگر دولت از ترس فقر وتنگدستی آن را مقرر داشت عمل کردن وپای بندی به آن لازم باشد پس ایمان به خدا واعتماد به خبر او وتوكل بر او کجا شد، سپس این گمان مشابهت به كفار است که اولاد خود را از ترس فقر می کشتند وخداوند این کار آنها را نکوهش وتوبیخ نمود وفرمود: و مكشيد اولاد خود را از ترس فقر ما روزي ميدهيم شما را و ايشان را وخداوند سبحانه وتعالی در آيت سورۀ اسراء فرمود: و مكشيد اولاد خود را از ترس تنگدستي ما روزي ميدهيم ايشان را و شما را هر آئينه كشتن ايشان هست گناهي عظيم واما قول مفتي در آخر فتوى "واگر دولت تصمیم گرفت که عمل کردن به آن لازم باشد، واز امور متفق عليه این است که اگر ولي امر به قول ضعيف گرفت عمل کردن وپای بندی به آن حتمی است" پس این قول بسیار بی ارزش بلکه بطلان آن آشکار است زیرا حکومت در کار معروف وجایز اطاعت میشود نه در آنچه که به امت ضرر می رساند وخالف شریعت مطهر است ومباح دانستن تحديد نسل مخالف شرع ومصلحت ومنفعت امت است پس چگونه امت بر آن ملزم باشد وخداوند متعال در حق نبي خود صلى الله عليه وسلم فرمود: و بيفرماني نكنند ترا در كار نيك وآنحضرت صلى الله عليه وسلم جز به معروف به چیز دیگزی امر نمی کند ولیكن خداوند عز وجل خواسته است برای امت اعلان وارشاد فرماید که طاعت زمامداران، تنها در امر به معروف میباشد، وحدیث صحیح است از پیامبر(ص) که فرمودند: اطاعت کردن فقط در امر معروف وپسندیده است وآنحضرت
(شماره بخش 3; صفحه 333)
صلی الله علیه وسلم فرمود: اطاعت کردن درست نیست از مخلوق در جای که معصیت ونافرمانی خداوند صورت گیرد واحادیث در این معنی بسیار است، وکلام مختصری بود خواستیم از آن حق را آشکار واشتباه وابهام را بر طرف نماییم ومسلمانان را به آنچه که از شریعت خداوند سبحانه وتعالی در بارۀ این مسأله میدانستیم ارشاد ورهنمایی کنیم. واز خداوند متعال مسألت میداریم که ما وسائر مسلمانان را بر آنچه که مورد رضای اوست موفق بدارد وفقه وفهم در دين وثبات بر آن برای همۀ ما ارزانی فرماید، وهمگان را از فتنه های گمراه کننده ووسوسه های شيطان در پناه خویش نگهدارد وهر آئینه او بر همه چیز قادر است ودرود وسلام خداوند بر بنده ورسول او محمد وبر آل واصحاب او باد.



  قبلی     بعد