طبق بر شمارۀ جلد ورق زدن > جلد سوم > حكم اسلام در بارۀ اعمار مجدد آثار باستانی

(شماره بخش 3; صفحه 334)

حكم اسلام در بارۀ اعمار مجدد آثار باستانی

سپاس وستایش خدا راست ودرود وسلام بر پیامبر خدا وبر آل وياران او باد وسپس:
بعضی از روزنامه ها مقالاتی را پیرامون احيای آثار واهتمام به آن از بعض نویسنگان واز آن جمله از استاد صالح محمد جمال نشر کرده است. وجناب علامه شيخ عبدالله بن محمد بن حمید پاسخ آن را به نحو احسن داد وخداوند پاداش بزرگ بریش عطا فرماید، ولیكن استاد انور ابو جدایل خداوند او را هدایت کند وراه صواب را برایش الهام فرماید به این پاسخ قناعت نکرد ویا اینکه آنرا مطالعه نکرده ومقالۀ را در این موضوع نوشت روزنامۀ مدينه آنرا در شمارۀ صادر شده به شمارۀ 5448 وتاريخ 22 /4 /1402 هـ آنرا بعنوان (طريق الهجرتين) نشر کرد وطی آن گفته است: "ومقالۀ منتشر شده در رروزنامۀ مدينه در شمارۀ 5433 وتاريخ 7 /4 /1402 هـ از استاد پژوهشگران عبد القدوس انصاری پیوسته بر آنچه که اديب پژوهشگر استاد عبد العزیز رفاعی در بارۀ تحقيق اماکنی که رسول الله صلى الله عليه وسلم در راه خود هنگام هجرت از مکه به مدینۀ منوره پایین شده بودند نشر کرد، ما را بر آن میدارد که همت مسئولين را تحریک داده وعلامت های را در آنجاها گذارند تا دلالت بر آن کند مانند گذاشتن دو خيمه نزدیک به دو خیمۀ ام معبد
(شماره بخش 3; صفحه 335)
به همراه گذاشتن علامات ونشانه های دیگری که مناسب آن اماکن باشد این البته بعد از گرفتن تدابیر لازم برای منع هرگونه تجاوزی که به آن صفت تقديس دهد ویا تبرك جستن ویا انحراف از مقتضيات شریعت باشد، زیرا مقصود آشنا ساختن طلبه ودانش آموزان وپژوهشگران وجهان گردانی است که میخواهند با این منزلگاههای این راه وجایگاهها است تا سختیها ومشکلاتی را که رسول صلى الله عليه وسلم در سفر سري ومحرمانۀ دیدن آن را بدانند واز آن درس وعبرت بگیرند وخود را بر تحمل کردن سختیها ومشقتهای دعوت عادت دهند؛ ودر این راه وتحمل سختیهای آن به پیامبر عليه الصلات والسلام اقتدا کنند.
واینکه راه فرعی برای آن آماده کرده شود که از راه عمومی خارج شود ودر مسیر آن استراحتگاهها برای سیاحان درست کرده شود وهمچنان به آسان ساختن راه بالاشدن به اماكن وجود آنحضرت صلى الله عليه وسلم از غار حرا گرفته تابه ثور واسپی که سراقه بن مالک ایشان را تعقیب ودنبال کرد تا رسیدن ایشان به قباء وجاهای دیگری که قبل از آن در مکه مكرمه در آن وقت کذرانده بودند مانند خانۀ ارقم بن ابو ارقم وشعب ابو طالب که در آنجا محاصره ماندند واهل مکه با ایشان مقاطعه کردند وطريق دخول ایشان در فتح مکه سپس پایین شدن ایشان در ابطح، وهمچنان در حدیبیه وحنین وبدر. وهمینطور جاهای ایشان در مدینۀ منوره. وجاهای غزوات ایشان. وبود وباش ایشان در روستاها وقریه های آن سپس مسیر آنحضرت صلى الله عليه وسلم به خیبر وبه تبوک، وماندن شان در آنجاها این بخاطر اعطای شرح وتوضیح مفصل از جهاد بی مانند ایشان در نشر دعوت اسلامي وکار برای اقتدا کردن به آنحضرت در مسیر دعوت وجهاد)ا. هـ.
چنانکه دكتر فاروق اخضر در مقالۀ که در روزنامۀ جزيرة در شمارۀ 3354 وتاريخ 13/1/1402 هـ به توسعه دادن اماكن اثري وباستانی در مملكت برای دیدار مستمر مسلمانان از آن، به گمان او برای تضمین درآم اقتصادی بعد از آنکه پترول تمام میشود - دعوت داده است واز جمل چیز هایکه به آن استدلال کرده: (این است که سياحت ديني ومذهبی در مسيحيت در واتيكان یکی از درامدهای اساسی برای اقتصاد ايتاليا میباشد، واسرائيل شیشه های خالی را به يهودان امریکا فروخت بر اعتبار اینکه این شیشه ها پراز هوای قدس میباشند) همچنان اشاره کرده که این منجر به فواید زیادی خواهد شد: (مانند ثبت شدن معلومات در باره اى اسلام در نزد کودکان مسلمان.... وتا آخر).
ونظربه آنکه احيای آثار متعلق به دين منجر به خطرهای نسبت به عقيده میشود خواستم حق را توضیح دهم وآنچه را که اهل علم در این باره نوشته اند تایید نمایم وبا آنها در کار خیر ونیکی وتقوى ونصیحت برای خدا وبرای بندگان او وبر طرف کردن اشتباه وتوضیح حجت همکار شوم. پس میگویم:
(شماره بخش 3; صفحه 336)
بدرستی که عنايت واهتمام به آثار به صورتیکه ذکر شد منجر به شرك به خداوند جل وعلا میشود؛ زیرا نفسها ضعیف است ودوست دارد به چیزهای که به گمان او مفید است دل ببندد. وشرک به خداوند چند نوع است واکثر مردم آنرا نمی شناسند. وکسیکه در نزد این آثار ایستاده میشود برابراست که حقيق باشد ویا غیر حقیقی بدون دلیل برایش معلوم میشود که افراد جهل چگونه خود را به خاک، وآنچه که از درخت وسنگ در آنجا است می مالند، ونزد آن نماز میخوانند ودعا میکنند با این گمان که این کار او طاعت برای خداوند سبحانه وتعالی وحصول شفاعت است. ویا مشکلی با آن بر طرف میشود. ویک عده از دعوتگران گمراه کر بر بت پرستی در نفسهای خود خود بزرگ وتربیت شده اند ومثل این آثار را برای گمراه ساختن مردم استفادۀ سو میکنند تا از طریق آن کسب مالی بدست آورند، وآنجا کسی نیست که به زیارت کنندگان بگوید مقصود از آمدن وزیارت کرد آنها از اماکن تنها درس گرفتن وعبرت گرفتن است ولیکن مسئله در آنجا بر عکس است. وشخص عاقل این حالت را در کشورهای که به دلبستن به آرامگاهها مبتلا شده وآنرا بجای خدا عبادت ودر آن مانند کعبه طواف میکنند مى بيند با این تصور که اهل آنها اولياء هستند پس چگونه خواهد بود حال این مردم اگر به آنها گفته شود که این آثار پیامبر صلى الله عليه وسلم است. چنانکه شيطان نیز خسته ومانده نمیشود که هر لحظۀ را مناسب بیند مردم را به گمراهی وشرک می اندازد. خداوند متعال از موقف شیطان بنی آدم خبر میدهد ومی فرماید: ﰿ گفت شيطان پس قسم بعزّت تو که البته گمراه كنم ايشان را همه يكجا(82) مگر بندگان خالص كرده تو از ايشان وخداوند متعال همچنان از حال شيطان دشمن خدا خبر میدهد: ﰿ ﭿ ﭿ پس گفت بسبب آنكه مرا گمراه كردي البته بنشينم براي آدميان براه راست تو يعني تا ازان منع كنم(16) پس البته بيايم بسوي ايشان از پيش ايشان و از پس پشت ايشان و از جانب راست ايشان و از جانب چپ ايشان و نيابي اكثر ايشان را شكرگزار
(شماره بخش 3; صفحه 337)
وشیطان آدم را گمراه کرد واو را از بهشت خارج نمود با وجود آنکه خداوند متعال آدم را از دست شیطان ووسوۀ او بر حذر داشته بود وبرایش بیان کرده بود که شیطان دشمن اوست چنانکه خداوند متعال در سورۀ طه فرموده است: ﭿ و نافرماني كرد آدم پروردگار خود را پس گم كرد راه را(121) باز برگزيدش پروردگار او پس برحمت بازگشت بر وي و راه نمود
یکی از همان شواهد داستان بنی اسرائیل مع سامری است، آنگاه که از زیورات آنها برایشان گوسالۀ ساخت تا آن را بجای خداوند عبادت کنند وشيطان عبادت آن را برایشان مزین کرد با آنکه بطلان آن آشکار بود. ودر جامع ترمذى وغير آن به اسناد صحيح از ابو واقد الليثى رضی الله عنه آمده است وی گفت: يا پيامبر خدا صلی الله علیه وسلم به حنین رفتیم وما هنوز تازه از کفر به اسلام گرویده بودیم ومشرکان را درخت سدر بود نزد آن جمع می شدند وسلاحهای خود را در آن آویزان میکردند وبه آن (ذات انواط) دارای حلقه ها گفته می شد ما از نزد درخت سدری گذر کردیم وگفتیم ای رسول خدا برای ما مثل ذات انواط اینها مقرر کن.پس پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود:خدا بزرگ است هر آئینه این همان راه وروش است سوگند به ذاتیکه جانم دردست اوست گفتید آنچه را که بنی اسراییل به موسی گفتند: برای ما خدای مثل خدای اینها مقرر کن ختما به راه وروش اقوامیکه قبل از شما بودن می روید تشبیه داد گفتۀ آنها را ذات أنواط برای ما مقرر کن چنانکه آنها ذات أنواط دارند به قول بنی اسرائیل که به موسی گفتند برای خدایی مثل خدایانیکه این بت پرستان راست مقرر کن. پس این دلالت بر آن میکند که اعتبار به معاني ومقاصد است به مجرد الفاظ نيست. وبسبب بزرگ بودن وقباحت جرم شرك وخطر آن در از بین بردن عمل خليل عليه السلام را می بینیم از خداوند برای خود وبرای فرزندانش سلامتی از آن دعا وطلب میکند. خداوند متعال ميفرمايد: و ياد كن چون گفت ابراهيم اي پروردگار من بكن اينکه شهر را جاي امن و دور دار مرا و فرزندان مرا از انكه عبادت بتان كنيم(35) اي پروردگار من اينکه بتان گمراه كردهاند بسياريرا از مردمان را آیت. پس وقتیکه انبياء ورسولان الهی - که اشرف خلق وداناترین وبا تقواترین آنها به خداوند هستند اینچنین از خداوند می ترسند - پس غیر آنها بطریق اولى از او بترسند واز شرک ووسایل آن بر حذر باشند.
(شماره بخش 3; صفحه 338)
وبه هر مقداریکه اهل حق تدابیر احتیاطی را بگیرند نمیتواند مانع میان جهال ومیان مفاسدی که بر تعظيم آثار مرتب میشود گردد؛ زیرا مردم از لحاظ فهم وبرداشت ومتاثر شدن وجستجوی حق متفاوت هستند، ولذا قوم نوح عليه السلام - ودًا - وسواعًا - ويغوث - ويعوق - ونسرا پرستش کردند. با آنکه اصل در تصوير آنها یاد آوردن اعمال صالح آنها برای تأسي واقتداء به آنها است نه غلو در بارۀ آنها وعبادت کردن شان بجای خداوند ولیكن شيطان این معنا ومقصد را از یاد وذهن کسانیکه بعد از سابقان آمدند برد وعبادت آنها را بجای خداوند در چشم آنها مزین جلوه داد واین سبب شرک در بني آدم بود- این را بخاری در (صحيح خود) از ابن عباس (رضي الله عنهما) در تفسير این فرمودۀ خداوند متعال روایت کرده است: و گفتند هرگز ترك مكنيد معبودان خود را و هرگز ترك مكنيد ود و سواع و يغوث و يعوق و نسر را
گفت: اینها اسمای مردان شایستۀ از قوم نوح بودند، پس وقتیکه مردند شيطان به قوم آنها القا کرد در مجالس خود که در آن می نشستند مجسمه های آنها را نصب کنند وآنها را بنامهای آنها نام نهادند؛ پس امر شیطان را عملی کردند، پس عبادت نشدند تا آنکه آنها هلاک شدند وعلم نسخ گردید.
اما عمل کردن مثل آنکه يهود ونصارى کردند، خداوند عز وجل ما را از راهى شان بر حذر داشته است؛ زیرا راه آنها را گمراهی وهلاکت است وتشبه به آنها در اعمال آنها که مخالف شرع است جایز نیست، وآنها به گمراهی وپیروی از هوای نفس وتحریف کردن آنچه را انبيای ایشان آوردند مشهور میباشند. وبنابر این وبنابر دیگر اعمال گمراه ککندۀ که دارند ما از تشبه به آنها وپیروی از راه ایشان منع شده ایم، وحاصل سخن آن مفاسدی که از اهتمام به آثار واحيای آن بوجود میاید امر محقق است ومقدار وحجم وانواع ومنتهای آنرا جز خداوند کسی نمیداند، پس منع احيای آن برای بستن راه فساد ووسایل شرک واجب گردید، ومعلوم است که اصحاب نبي اکرم صلى الله عليه وسلم ورضي الله عنهم ایشان داناترین مردم به دین خدا ومخلصترین مردم به رسول الله صلى الله عليه وسلم، وكاملترین مردم در نصیحت کردن بندگان خدا میباشند واین آثار را احیا وتعظیم نکردند وبه احیای آن دعوت هم ندادند بلکه زمانیکه عمر
(شماره بخش 3; صفحه 339)
رضي الله عنه بعض مردم را دید که به نزد درختی می روند که پیامبر صلى الله عليه وسلم زیر آن بیعت مسلمانان را گرفته بود دستور به قطع کردن آن درخت داد؛ از بیم آنکه مبادا مردم درشان آن درخت غلو ومبالغه کنند ومنجر به شرک بشود. ومسلمانان این کار را از او سپاسگذاری کردند وآنرا از مناقب او بر شمرده اند.
واگر احيا کردن ویا زيارت کردن آن جایز می بود نبي اکرم صلى الله عليه وسلم آنرا در مکه وبعد از هجرت میکردند ویا به آن امر می نمودند ویا اصحاب آن را میکردند ویا مردم را به آن ارشاد می نمودند. وپیشتر گفتیم که اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم داناترین مردم به شريعت خدا ومخلص ترین مردم به رسول خدا صلى الله عليه وسلم وناصحترین مردم برای خدا وبرای بندگان او بودند واثری از آن حضرت واز آنان حفظ نشده که به زیارت غار حرا رفته باشند آنگاه که در مکه بودند ویا به غار ثور رفته باشند، ودر هنگام بجای آوردن عمرۀ قضا نیز این کار را نکردند، وهمچنان در سال فتح مکه ودر حجه الوداع این کار را انجام ندادند ومحل دو خيمۀ ام معبد وبه محل درختى بيعت نرفتند پس دانسته شد که زيارت کردن آن وهموار ساختن راه بسوی آنجا بدعت است اصلی در شریعت خدا ندارد. وآن از بزرگترین وسایل بسوی شرک اکبر است. وقتیکه بنا ساختن بر سر قبرها ومسجد گرفتن آن از بزرگترین وسائل شرک بود نبي اکرم صلى الله عليه وسلم از آن نهی کردند، ويهود ونصارى را بسبب اینکه قبرهای انبيای خود را برای خود مساجد گرفتند لعنت کرد وخبر دادند که هر کسی که این کار را می کند از بد ترین خلق خدا میباشد.
ودر حدیثی که از آنحضرت در صحيح مسلم رحمه الله از جندب ابن عبدالله بجلی رضی الله عنه روایت است وی گفت: رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمودند: آگاه باشید وبه تحقیق کسانیکه پیش از شما بودند قبرهای پیامبران ونیکوکاران خود را مساجد ميگرفتند وبر حذر باشید که قبرها را برای خود مساجد نگیرید ومن شما را از آن منع میکنم ودر صحیح مسلم همچنان از جابر بن عبد الله رضی الله عنه گفت: پیامبرصلی الله علیه وسلم از گچ کردن قبر واز نشستن بر آن واز بنا کردن بر آن منع نمودند وترمذى اسناد صحیح را به آن افزوده، اینکه بر بالای او نوشته بکند واحادیث در این معنی بسیار است.
وهر آئینه شريعت کامل سلام بر وجوب سد ذرائع قولي وفعلي دلالت دارد. وعلماء با ادلۀ زیادی بر آن استدلال کرده اند، وعلامه ابن القيم رحمه الله از آن در کتاب خود: إعلام الموقعين نود ونه دليل را ذکر کرده همۀ آن بر وجوب سد ذرائع که منجر به شرک وگناهها میشود دلالت می کند، واز آن جمله این فرمودۀ خداند متعال را ذکر کرده:
(شماره بخش 3; صفحه 340)
ﭿ و اي مسلمانان دشنام مدهيد كساني را که مشركان ميپرستند بجز خدا زيرا که ايشان دشنام خواهند داد خدا را از روي ظلم بغير دانش آیت. وفرمودۀ پیامبر (صلی الله علیه وسلم): بعد از صبح نماز نیست تا آنکه آفتاب طلوع کند وبعد از عصر نماز نیست تا آنکه آفتاب غروب کند برای بستن راه عبادت آفتاب بجای خداوند است.
وبرای جلوگیری از تشبه به کسانیکه آن را عبادت میکنند. واز آن جمله نیز ذکر کرده است که نبي اکرم صلى الله عليه وسلم از ساختن مساجد بر سر قبرها نهی کردند ولعنت نمود کسی را دست به این کار زده است وهمچنان از گچ زدن قبرها وگرفتن آنها به عنوان مساجد ونیز از نماز خواندن بسوی آن واز روشن کردن چراغ بر سر قبر منع کردند وبه هموار کردن آنها دستور دادند واز جشن گرفتن وبار سفر بستن بسوی آن منع کردند تا ذريعۀ نشود برای بت پرستی وشرک آوردن به خدا واین را بر همه حرام گردانیدند چه آنکس که قصد عبادت آنرا کرده باشد وآنکه نکرده باشد وآنرا از باب سد ذريعه منع نمودند.
پس واجب بر علمای مسلمانان وبر زمامداران آنهاست که از مسلك پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم واصحاب او رضي الله عنهم در این باب وغير آن پیروی نمایند، واز آنچه که رسول الله صلى الله عليه وسلم نهی کرده نهی کنند وهمه وسایل وذرائع را که منجر به شرک وگناهها وغلو درشان انبياء واولياء میشود منع کنند تا مقام توحيد محفوظ ومصون بماند وراههای شرک ووسائل آن کاملا بسته شود. واز خداوند متعال مسئلت میداریم که احوال مسلمانان خوب وبهتر سازد وآنها را در دين فقیه ودانشمند گرداند وعلما وزمامداران آنها را بر حاکم گردانیدن شريعت خدا وحكم کردن به آن در همه امور توفیق عطا فرماید وهمه را به صراط مستقيم خود هدایت کند، هر آئینه او صاحب این کار وقادر بر آن است ودرود وسلام خدا بر بنده وفرستاده اش پیامبر ما محمد وبر آل وأصحاب او وبر کسانیکه به هدایت او اقتدا کردند تا روز قیامت باد.



  قبلی     بعد