طبق بر شمارۀ جلد ورق زدن > جلد ششم > موضع مسلمان نسبت به آشوبها

(شماره بخش 6; صفحه 81)

موضع مسلمان نسبت به آشوبها

سپاس وستایش پرودگار عالمیان راست وعاقبت نیکو پرهیز گاران راست، درود وسلام خدا بر محمد بنده وفرستادۀ او وبر همسران وفرزندان او باد، چنانچه که خدا ابراهيم وبر آل ابراهيم درود وسلام فرستاد، واز خداوند عز وجل مسئلت میداریم كه برکت بر محمد، وبر همسران وفرزندان او اندازد چنانچه بر ابراهيم وبر آل ابراهيم برکت انداخت پاکیست او را وبزرگوار وستوده صفات است. سپس:
من خداوند عز وجل را سپاسگزارم بر اینکه که منت نهاد واین فرصت دیدار با برادران مسلمان وبزرگوار، وفرزندان عزیز فراهم آورد، واز او مسألت میداریم این دیدار را دیدار مبارک گرداند، واز آنچه که برای ما تعلیم داده بهرمند سازد، واینکه قلبها واعمال ما را اصلاح فرماید، وما را از شرارت ها وبدیهای نفسها واعمال ما نگهدارد، ودین خود را نصرت کند وشان ومقام آنرا عالی گرداند، واحوال همۀ مسلمانان جهان را اصلاح وبهبودی بخشد، وزمام امور آنها را بدست بهترین آنها قرار دهد واز افرد آشوبگر وشرارت آنها را نگهدارد که او جود دهنده وکریم است.
وسپس از سر پرستان ودست اندر کاران دانشگاه محمد بن سعود رحمه الله ودعوت ایشان از من برای حضور در این دیدار سپاسگزاری میکنم، واز او سبحانه وتعالی مسئلت میداریم که اجر وثواب مضاعف برایشان ارزانی فرماید، وهمۀ ما را به آنچه که در آن صلاح دين ودنيای ما، وصلاح امت است موفق بدارد، بدرستيكه او تعالی بخشنده وبزرگوار است.
سپس ای برادران وفرزندان گرامی وارجمندم: عنوان سخنرانی: (موضع مسلمان نسبت به آشوبها است) آشوب - از شر آن به خداوند پناه می بریم - پیامبر صلى الله عليه وسلم خطر آنرا بیان فرموده است.
آشوب (فتنه) چیست؟:
فتنه واژۀ مشترک است که معنای زیادی را افاده میکند، بر شرك که بزرگترین فتنه ها است اطلاق میشود چنانچه خداوند عز وجل فرموده است: ﯿ و كارزار كنيد اي مسلمان بايشان تا آنكه نباشد هيچ فتنه يعني غلبه كفر و باشد دين همه براي خدا
(شماره بخش 6; صفحه 82)
يعني تا شرکی وجود نداشته باشد، وخداوند متعال فرمود: و سؤال ميكنند ترا از ماه حرام از جنگ كردن در ان بگو جنگ كردن در وي سخت كاريست و بازداشتن از راه خدا و ناگرويدن بخدا و باز داشتن از مسجد حرام و بيرون كردن اهل اينکه مسجد از وي سختتر است نزديك خدا و فتنه انگيختن سختتر از كشتن وفتنه بر تعذيب وسوزانیدن نیز اطلاق میشود، آنگونه که خداوند متعال فرموده است: بچشيد اينکه عقوبت خود را اينست آنچه آن را شتاب طلب ميكرديد وخداوند عز وجل فرمود: ﭿ ﭿ ﭿ هر آئينه آنانكه عقوبت كردند مردان مسلمانان و زنان مسلمانان را باز توبه ننمودند پس ايشانراست عذاب دوزخ و ايشان راست عذاب سوختن ومراد در اینجا عذاب وسوزاندن است، آنهارا فتنه کردن يعني تعذیب کردند. وفتنه بر آزمایش وامتحان نیز اطلاق میشود، چنانچه که خداوند متعال فرموده است: و مبتلا ميكنيم شما را به سختي و آسودگي بطريق امتحان يعني امتحان وآزمایش، وخداوند عز وجل فرمود: جز اينکه نيست که اموال شما و اولاد شما امتحان است يعني برای امتحان وآزمایش تا معلوم شود چه کسی با اموال واولاد خود در طاعت خدا کمک می گیرد، وچه کسی حق خدارا بجا می آورد، واز محرمات او اجتناب میکند، ودر نزد حدود خدا نسبت به کسی که منحرف میشود، واز هوای نفس خود پیروی می کند می ایستد. وچنانچه خداوند متعال فرموده است: و بپرهيزيد از فتنه که نرسد بآنانكه ستم كردند از شما بتخصيص یعنی: بلکه همه را فرا می گیرد.
از زبیر بن عوام رضي الله عنه وجماعتی از سلف در بارۀ فتنه آمده وآنها گفته اند: (گمان نمی کردیم که در میان ما باشد تا آنکه واقع شد) وسبب آن کشته شدن عثمان رضی الله عنه بود، وگروهی از جهال وظالم، ودر میان آنها افراد متأول بودند که حق بر او پوشیده ماند وامور برایش مشتبه شد، ودنبال او رفتند تا آنکه عثمان رضي الله عنه باشبهه باطل وتأويلات فاسد کشتند، سپس این فتنه بزرگ وفراگیر شد، وشر آن به مردمانی رسید که رابطۀ به آن نداشتند، ودر زمرۀ ظالمان نبودند، وبسبب آن ما جراى میان علی رضي الله عنه ومعاویه رضی الله عنه رخ داد، وآنچه که در روز جمل وصفین روی داد همۀ آن بسبب فتنۀ بود که ظالمان در عثمان رضي الله عنه مرتکب شدند، وگروهی از مردم بلند شدند ودر سر آنها معاویه خواهان خون مقتول عثمان رضي الله عنه شدند، واز علی
(شماره بخش 6; صفحه 83)
رضي الله عنه که مسلمانان او را به خلافت بیعت کرده بودند ازو خواستند، قاتلان را برای آنها تسلیم بدهند، وعلی رضي الله عنه به آنها گفت در وضعیت کنونی نمیشود قاتلان را برای آنها تسلیم دهد وبرایشان وعدۀ خیر داد، واین موضوع را بعد از آن مورد بررسی قرار خواهد داد، واو اکنون نمیتوان آنها را به قتل رساند، وفتنۀ وجنگ روز جمل وروز صفین روی داد که ماجرایش معلوم است، تا اینکه جمعی از سلف رضي الله عنهم از آن جمله زبیر رضي الله عنه گفت: آيت در همین مورد نازل شده است؛ زیرا همۀ این معنا را در بر میگیرد، واین اولین فتنه بود که در آيت در این امت داخل شد و بپرهيزيد از فتنه که نرسد بآنانكه ستم كردند از شما بتخصيص و بدانيد که هر آئينه خدا سخت عقوبت است وجمع بزرگی از صحابه وغیر صحابه از آن آسیب دیدند، ودر آن عمار ابن یاسر وطلحه بن عبیدالله، که از جملۀ ده تن بشارت داده شدگان به بهشت بود کشته شد، وزبیر واو نیز از جملۀ ده تن بشارت داده شدگان به بهشت بود، وتعداد زیادی از صحابه وغير آنها در این جنگ جمل وصفین، بسبب همین فتنه کشته شدند.
وفتنه همچنان بسبب شبهات وشهوات واقع میشود، چقدر از فتنه ها در میان مردم که سبب آن شبهات بی اساس است، چنانکه برای جهمیه ومعتزله وشیعه ومرجیه، وغير آنها از طوائف اهل بدعت رخ داد، بسبب شبهات گمراه شدند، واز طريق اهل سنت وجماعت خارج شدند، وفتنۀ برای آنان وبرای غیر آنان شد، جز آنکه خداوند او را رحم فرمود.
وراه نجات از فتنه ها همانا تمسك به كتاب خدا وبه سنت رسول او عليه الصلات والسلام است، چنانچه که آن از علی رضی الله عنه بصورت مرفوع روایت شده است: فتنه ها وآشوبها میباشد، عرض کرده شد: ای رسول خدا راه خروج از آن چیست؟ فرمودند: کتاب خدا در آن خبر قبل از شما وخبر بعد از شما وحکم آنچه که در آن اختلاف می کنید وجود دارد حدیت. ومراد از فتنه ها: فتنه های شهوات وشبهات وجنگ، وفتنه بدعتها، همه انواع فتنه ها - خلاصی ونجات از آنها نیست مگر به تفقه وبصیرت یافتن در كتاب خدا وسنت رسول او صلى الله عليه وسلم ومعرفت راه وروش وطریقه سلف امت از صحابه رضي الله عنهم، وکسانیکه از مسلک آنها پیروی کردند.
وهمه آنچه را که مردم میگویند وبه آن در جنگ خود ودر صلح خود به آن عمل میکنند باید بر كتاب وبر سنت رسول او عليه الصلات والسلام عرضه کرده شود، خداوند عز وجل در کتاب گرامی خود می فرماید: ﭿ اي مومنان فرمانبرداري كنيد خدا را و فرمانبرداري كنيد پيغامبر را و فرمانروايان را از جنس خويش پس اگر اختلاف كنيد در چيزي پس برګردانید او را بسوي خدا و بسوی پيغامبر اگر اعتقاد داريد بخدا و روز آخرت اين بهترست و نيكوتر باعتبار عاقبت.
(شماره بخش 6; صفحه 84)
يعني عاقبت نیکو دارند، این همان راه راست وراه حق است، به کتاب خدا یعنی مراجعه به قرآن کریم، وبرگرداند به رسول یعنی مراجعه به آنحضرت صلی الله علیه وسلم در حيات ایشان وبه سنت صحیح آنحضرت بعد وفات ایشان عليه الصلات والسلام.
واین چنین خداوند جل وعلا می فرماید: ﯿ ﭿ ﭿ پس قسم به پروردگار تو که ايشان مسلمان نباشند تا آنكه حاكم كنند ترا در اختلافي که واقع شد ميان ايشان باز نيابند در دلهای خويش تنگي از آنچه حكم فرمودي و قبول كنند بانقياد وحاکم گردانیدن رسول یعنی حاکم گردانیدن كتاب وسنت، خداوند متعال فرموده است: آيا حكم جاهليت ميخواهند و كيست خوبتر از خدا باعتبار حكم براي قومي که يقين دارند پس آنچه غیر از حكم خداوند است از حكم جاهليت است خداوند جل وعلا فرموده است: ﭿ ﭿ وهر که حكم نه كند بآنچه خدا فرو فرستاده است پس ايشانند نامعتقدان. ﭿ وهر که حكم نه كند بآنچه که خدا فرستاده است پس ايشانند ستمكاران. ﭿ وهر که حكم نه كند بآنچه خدا فرو فرستاده است پس ايشانند بدکاران.
پس خلاص کننده ونجات دهنده از فتنه ها به توفيق خداوند همانا حاکم ساختن كتاب خدا وسنت رسول او صلى الله عليه وسلم است، وآن از طریق مراجعه کردن به اهل سنت وعلمای سنت، آنانیکه در كتاب خدا ودر سنت رسول او صلى الله عليه وسلم فقاهت ودر ایت حاصل کرده اند، وبطور عمیق آن را خواندند ومطالعه کردند، واحکام آنرا دانستند، وطبق آن رفتار نمودند، پس همۀ امت از انس وجن وعجم وعرب واز مردان وزنان، بر آنان واجب است که به كتاب خدا وسنت رسول او عليه الصلات والسلام حکم کنند، وبر روش ونهج سلف امت از صحابه رضی الله عنهم وپیروان نیک آنها رفتار نمایند، در صلح وجنگ، در عبادات ومعاملات، در آنچه که مردم اختلاف کرده اند، در اسمای خداوند ودر صفات او، در زنده شدن بعد از مرگ وحشر شدن، در جنت ودوزخ، ودرهر چیز، واز آن جمله نیز جنگها است که برخی از مردم آنرا دامن می زنند وباید حكم خدا در آن تطبیق شود.
وهمچنین در آمادگی برای جنگ واز چه کسی باید کمک گرفت واز چه کسی نباید کمک گرفت همۀ این امور باید به کتاب خدا وسنت رسول او ـ علیه الصلات والسلام ـ عرضه کرده شود.
(شماره بخش 6; صفحه 85)
واز آن جمله فتنۀ حاكم عراق است که در یازدهم محرم امسال آنرا بر پا کرد، - خداوند با او با آنچه مستحق آن است معامله کند - در حمله بر دولت کویت واشغال آن، وتهديد او بر این کشور وکشورهای خليج است، این فتنه ها نیز باید كتاب خدا وسنت رسول او عليه الصلات والسلام بر آن حکم کند.
واهل علم وايمان شک ندارند که مرد فاجر عمل منكر وگناه بزرگ وتجاوز فاحش ونا موجه را مرتکب شد. واگر او از دعوتگران به اسلام وحکم کنندگان به شريعت می بود برای او جایز نبود بر گروهی از مردم حمله کند نه بر کویت ونه غير آن مگر بعد از دعوت وبعد از نظر کردن در شبهه ها بر آنها دعوا می کند، وحدود تحكيم او شریعت خدا را در آن است. اما اینکه بر کشوری یورش بکشد واموال مردم را به تاراج برد واسیر بگیرد وهیچ پروایی نکند؟ کسی که ادناترین عقل داشته باشد ویا ادناترین دين مروءت ویا حيا داشته باشد این کار را نمی کند، پس از آن لباس اسلام را می پوشد ومنافقت می کند، وادعا می کند که جهاد میخواهد، وحرمین را حمایت میکند، همینطور نفاق وكفر آشکار میباشد.
ومعلوم است که حزب بعث وکمونیسم ومذاهب ملحد که اسلام را ترک کرده اند مانند سیکولاریسم همه ضد اسلام هستند، واهل آن كافر تر از يهود"جهوديان" ونصارى" مسیحیان" اند؛ زیرا يهود"جهوديان" ونصارى" مسیحیان" ذبیحه های آنها حلال وطعام آنها مباح وزنان پاکدامن آنها نکاح کردن با آنها جایز است، وملاحده منکران وجود خدا طعام وزنان آنها مباح نیست، وهمچنین بت پرستان از همین جنس هستند وزنان شان جایز نیست، وطعام آنها مباح نیست. پس هر ملحدی که به اسلام ایمان ندارد او بدتر از يهود"جهوديان" ونصارى" مسیحیان" است. پس بعثیان وسیکولارها که اسلام را پشت سر خود گذاشته اند وغير اسلام را میخواهند، وهمچنان کسانی که کمونستان وسوسیالستان نامیده میشوند همه مذاهب ملحد که به خدا وبه روز آخرت ایمان ندارد كفر وشر آنها بد تر از يهود"جهوديان" ونصارى" مسیحیان" میباشند وهمچنین بت پرستان وقبر پرستان ودرخت پرستان وسنگ پرستان کافرتر از يهود"جهوديان" ونصارى" مسیحیان" میباشند، واز این جهت خداوند احكام آنها را از هم فرق کرده است، واگرچه در كفر وگمراهی مشترک اند وسر نوشت نهایی همۀ آنها دوزخ است، لیكن در كفر وگمراهی متفاوت هستند، واگرچه همۀ ایشان را كفر وگمراهی جمع ونهایت همۀ ایشان آتش است.
(شماره بخش 6; صفحه 86)
لیكن آنها چند قسم میباشند: پس اگر بعثي ادعاي اسلام را می کند پس باید بعثيت وسوسیالستی وکمونستی خود را ترک کند واز آن بیزاری وبه خدا توبه کند تا راستی او ثابت ودانسته شود، پس از آن اگر این دشمن فاجر خبيث صدام حاكم عراق میباشد: اگر میخواهد مسلمان شود وتوبه کند پس باید بعثیت خود را ترک کند، واز آن بیزاری کند، واسلام خود را اعلان کند، وکشور را برای اهل آن برگرداند، وحقوق را به صاحبان آن بر گرداند، واز این کار خود به خداوند توبه کند، وآنرا اعلان کند، وارتش خود را از کویت بیرون کند، وتوبۀ خود را به خداوند اعلان کند، وشريعت را در کشور خود تطبیق نماید تا مردم راستی او را بدانند.
ومقصود اینکه جهاد او از مهمترین جهاد است، وآن جهاد دشمن آشکار است، تا از او انتقام گرفته شود، وحقوق به اهل آن بر گردانده شود، وتا فتنۀ راکه بر پا کرده خاموش شود، پس جهاد علیه او بر کشورهای اسلامي لازم است، واین دولت اسلامي مملکت عربستان سعودی وکشور آنرا کمک کرده جهاد ایشان در برابر او جهاد شرعي است، ومجاهد در آن اگر نیت نیک داشته باشد مقام شهادت برایش امید میشود، واجرعظيم می برد.
اما آنچه که به استعانت بغير مسلمانان مربوط میشود پس حكم آن در نزد اهل علم معروف است، ودلیلها در این مورد زیاد است. وصواب آن است که فیصلۀ هيئت كبارعلماء در مملکت عربستان سعودی آنرا در بر گرفته، آن اینکه استعانت گرفتن بغير مسلمانان بنابر ضرورت جایز است برای بر گرداندن دشمن ظالم ونابود کردن آن وحمايت کشور از شر او است، اگر نیرو وقوت مسلمان در پس زدن دشمن کافی نبود استعانت گرفتن از کسی که گمان می رود در دفع شر وتجاوز دشمن کمک ویاری می کند جایز است، چه آنکس که از او کمک خواسته میشود يهودی باشد وچه نصراني ویا بت پرست یا غیر آن میباشد، اگر دولت اسلامي می دانست که نزد او نیروی است میتواند دشمن مشترک را سرکوب کند، واین وآن از پیامبر صلى الله عليه وسلم بوقوع پیوسته است، در مکه از مطعم بن عدی کمک خواست هنگامیکه از طائف برگشت واز اهل مکه بعد از مرگ عمویش ابو طالب ترسید، پس از غير او پناه خواست ودر خواستش را نپذیرفتند، پس از مطعم پناه خواست واو از سران كفر مکه بود واو را حمایت کرد وقتیکه ضرورت آنرا اقتضا کرد، وپیامبر عليه الصلات والسلام خود را بر مشركان در منازل آنها در منی پیش می کرد از آنها پناه میخواست تا رسالت پروردگار خود را ابلاغ کند، واز عبدالله بن اریقط در سفر وهجرت خود به مدينه کمک خواست - واو كافر بود - وقتیکه دانست او قابل آن است ایشان را رهنمایی کند، ودر نشان دادن راه از ناحیۀ او خطری دیده نمیشود، ودر روز بدر فرمود: کمک نمی گیرم از مشرک
(شماره بخش 6; صفحه 87)
ونفرمود که استعانت نگیرید بلکه فرمود: کمک نمی گیرم زیرا در آن وقت بحمد الله به آنها احتیاج نداشت، جماعت مسلمانان همراه ایشان بود، واین از اسباب هدايت کسی بود که او را رد کرد تا آنکه اسلام آورد. ودر روز فتح از سپرهای صفوان بن امیه کمک گرفت، ودر حالیکه او بر دین قوم خود بود وگفت: ای محمد آنرا به زور میخواهی؟ فرمودند: نه ولیکن عاریتی تضمین شده واز یهود در خیبر کمك خواست آنگاه که مسلمانان از کشت وزراعت به جهاد مشغول شدند، وبر نیم محصول خیبر با آنها قرار داد کرد تا از درختان خرما وکشت وزراعت آنرا بصورت نیمه کاری سرپرستی کنند نیم آن برای مسلمانان ونیم آن برای یهود باشد، وآنها یهود(جهود) میباشند، چون پیامبر مصلحت را در آن دید. از آنان در آن کمک گرفت، وبر بقای آنانرا در خيبر موافقت کرد، تا آنکه مسلمانان برای اموال خود در خیبر در عهد عمر فارغ شدند پس عمر رضي الله عنه آنانرا از آنجا بیرون راند.
پس از آن قاعدۀ معروف است خداوند جل وعلا می فرماید: ﭿ و حال آنكه بتفصيل بيان كرده است براي شما آنچه بر شما حرام ساخته است مگر آنچه مضطر باشيد بسوي او
ومسلمانان اگر به دشمنی که شر او کمتر از دشمن دیگر است، واستعانت گرفتن از آن بر دشمنی که شریر است ممکن بود کمک گرفتن باکی ندارد.
ومعلوم است که ملاحده"بى خدايان" وبعثیان وامثال آنها شریر تر از يهود"جهوديان" ونصارى" مسیحیان"هستند. وملاحده همۀ آنها شریرتر از اهل كتاب میباشند، وشر آنها بزرگ است پس استعانت عارضی از طوائف مشركان برای دفع تهاجم دشمن شریر وخبیث وحمايت مسلمانان از شر او شرعا جائز است بنا بر ادله وقواعد شرعي است.
اما آنچه از پیامبر صلى الله عليه وسلم در فتنه ها وآشوبها ونشستن از آن وشرکت نکردن در آن در نزد اهل علم معروف است، وتفصيل آن قرار ذیل است:
پیامبر صلی الله علیه وسلم میفرماید: هر آئینه فتنه ها وآشوبها خواهد بود که نشیننده در آن بهتر از ایستنده وایستنده در آن بهتر از رونده ورونده در آن بهتر از سعی کننده است کسی میخواهد آنرا از دور بنگرد وکسی می تواند به پناهگاهی پناه برد پس این کار را بکند این فتنه ها وآشوبها فتنه های اند چهرۀ آن وراه بسوی حق در آن دانسته نمیشود بلکه آن مشتبه است، واز این نوع فتنه ها مسلمان دوری می گزیند، واز همین باب است فرمودۀ آنحضرت صلى الله عليه وسلم: نزدیک است که بهترین مال انسان مسلمان گوسفند باشد به دره های کوهها وبه اماکن وباران دنبال آن برود با دین خود از فتنه وآشوب فرار کند آنرا بخاري در صحيح تخریج کرد، واز همین باب است فرمودۀ آنحضرت صلى الله عليه وسلم هنگامیکه از ایشان سوال شد: کدام مردم بهتر اند؟ فرمود: مومن مجاهد در راه خدا، عرض شد: سپس؟ فرمودند: مومنی در درۀ از دره های کوه خدا را عبادت کند وبه مردم شر او نرساند
(شماره بخش 6; صفحه 88)
پس مقصود این است که در هنگام واضح نبودن امور، وهنگام ترس مسلمان بر نفس خویش از آن دوری می گزیند، اما اگر ظالم از مظلوم ومبطل از محق معلوم بود پس واجب آن است با محق وبا مظلوم ضد ظالم وضد مبطل قرار گرفت، چنانچه پیامبر - صلی الله علیه وسلم - فرموده اند: برادرت را اگر ظالم ویا مظلوم است یاری کن عرض شد: ای رسول خدا چگونه او را در حالیکه ظالم باشد کمک ویاری کنم ؟فرمودند: از ظلم کردن او را باز دار واین کمک کردن برای او است یعنی او را از ظلم کردن منع کند وآن یاری کردن او است.
وقتیکه فتنه در عهد صحابه رضي الله عنهم رخ داد مسئله بر بعضی مردم مشتبه شد، وبعضی صحابه از مشارکت در آن خود را عقب کشیدند، بخاطر احاديث فتنه ها است، مانند سعد بن ابی وقاص ومحمد بن مسلمه وجماعت دیگری رضي الله عنهم ولیكن فقهای صحابه که اهل علم بودند همراه على شدند، وجنگیدند؛ زیرا او اولاترین دو گروه به حق بود، واورا ضد خوارج وضد باغیان مردم شام؛ هنگامیکه حق را شناختند كه علی مظلوم است، وواجب آن است که نصرت کرده شود، وزیرا او است امامی که باید از او تبعیت وپیروی شود، واینكه معاویه وکسانیکه همراهش بودند به شبهۀ قتل عثمان بر او بغاوت کردند.
خداوند متعال در کتاب عظیم الشأن خود می فرماید: و اگر دو گروه از مسلمانان با يكديگر جنگ كنند پس صلح كنيد ميان ايشان پس اگر تعدي كرد يكي ازين دو گروه بر ديگري پس جنگ بكنيد بآن گروه که تعدي ميكند نفرمود کناره گیری کنید فرمود: ﯿ پس جنگ بكنيد بآن گروه که تعدي ميكند تا آنكه رجوع كند بسوي حكم خدا پس اگر رجوع كرد صلح كنيد ميان ايشان بانصاف و داد دهيد هر آئينه خدا دوست ميدارد داد دهندگان را پس وقتیکه ظالم شناخته شد واجب است که مظلوم کمک شود بدلیل فرموده عز وجل: ﯿ پس اگر تعدي كرد يكي ازين دو گروه بر ديگري پس جنگ بكنيد بآن گروه که تعدي ميكند تا آنكه رجوع كند بسوي حكم خدا وبغاوت کنندگان درعهد صحابه معاویه ویاران او، ومعتدلان علی وأصحاب او بودند وبنا بر آن بزرگان صحابه علی را یاری ونصرت کردند، وهمراه او شدند چنانکه معلوم است.
وآنحضرت صلى الله عليه وسلم در همین معنا در حديث صحيح در قصۀ خوارج فرمود: گروه سرکش از میان مسلمانان خارج میشود آنرا نزدیکترین دو گروه به حق میکشند پس علی وأصحاب او که اولاترین دو طائفه به حق میباشد آنانرا کشت.
وآنحضرت صلى الله عليه وسلم در حديث عمار فرمود: عمار را گروه سرکش می کشد پس او را معاویه واصحاب او در واقعۀ صفین کشتند.
(شماره بخش 6; صفحه 89)
پس معاویه وأصحاب او باغیان وسرکشان میباشند لیكن مجتهدان گمان کرده اند که آنها در در خواست نمودن خون عثمان اشتباه نکرده اند، چنانکه طلحه وزبیر روز جمل وهمراه ایشان عایشه رضی الله عنها گمان کردند، لیكن دچار اشتباه شدند، پس ایشان را اجر اجتهاد واجر رسیدن به صواب را بدست نیاوردند.
وعلی را اجر اجتهاد واجر صواب است، واین قاعدۀ شرعي در حق مجتهدان از اهل علم است، هر که در طلب حق در ادله نظر کرد واجتهاد به خرج داد قاضی بود ویا مصلح ویا جنگنده اگر به حق رسید او را دو اجر واگر دچار اشتباه شد او را یک اجراست، که اجر اجتهاد اوست، چنانچه که پیامبر (صلی الله علیه وسلم) فرموده اند. اگر حاکم حکم کرد واجتهاد نمود وبه حق رسید پس او را دو اجر است واگر حکم کرد واجتهاد نمود ودر اجتهاد خود دچار اشتباه شد پس او را یک اجر است مقبول همگی (اتفاق به صحت آن است)، پس هر فتنۀ که بدست هر انسانی از مسلمانان ویا اهل بدعت ویا از طرف كفار رخ میدهد در آن نظر کرده میشود، پس مسلمان همراه محق ودر کنار مظلوم ضد ظالم وضد مبطل قرار می گیرد، وبدین ترتیب حق یاری ونصرت میشود وامور مسلمانان استقامت ميیابد، وظالم از ظلم خود بر می گردد، وطالب حق می داند که واجب آن است که بر نیکو کاری وتقوى کمک وبر گناه وتجاوز وظلم کمک صورت نگیرد، برای عمل به این فرمودۀ خداوند پاک: ﭿﭿ و با يكديگر مدد كنيد بر نيكوكاري و پرهيزگاري و با يكديگر مدد مکنید بر گناه و ستم پس قتال علیه باغي وقتال علیه كافر که ضد مسلمين حرکت کرده وقتال علیه کسی که بر مسلمانان تجاوز وتهاجم کرده حق وبر ونصرت برای مظلوم وسرکوب کردن ظالم است، پس قتال مسلمانان ضد صدام وامثال او از نیکو کاری وهدایت است، وواجب است آنچه را که در توان دارند در جنگ علیه او بکار گیرند، واز هر جهتی که می بینند در سرکوب کردن ظالم واز بین بردن او وخلاص کردن مسلمانان از شر او کمک می کند کمک بگیرند، وبرای مسلمانان جایز نیست که از یاری مظلومان دست بردارند وآنرا به ظالم بگذارند وظالم هرچه میخواهد با آنها بکند بلکه واجب است ظالم را باز داشت ومظلوم در کم ویا زیاد یاری ونصرت نمود.
(شماره بخش 6; صفحه 90)
پس بر همۀ مسلمين واجب است که در دین خود تفقه وبصیرت حاصل نمایند وتا هر کاری را که انجام می دهند ویا ترک می کنند آگاهانه انجام دهند وترک کنند، ودر همۀ امور كتاب عظيم خداوند وسنت نبي كريم را حاکم بگردانند، وآنهارا تعلیم بگیرند وبدانند، ورضای خدا وروز آخرت را نیت داشته باشند، وحكم خدا را بر بندگان او اجرا باشد، واز هوای نفس بر حذر باشد، وهوای نفس انسان را به دوزخ می اندازد، خداوند متعال فرموده است: ﯿ و پيروي مكن خواهش نفس را که آن گمراه كند ترا از راه خدا وخداوند عز وجل فرمود: ﭿ پس اگر قبول نكنند سخن ترا پس بدانكه جزين نيست که پيروي ميكنند خواهش نفس خود را و كيست گمراهتر از كسيكه پيروي خواهش نفس خود كند بدون راهنمائي از خدا هر آئينه خدا راه نمينمايد گروه ستمكاران را وانسان عاقل ودارای بصيرت گمان نمی کند که اگر صدام رها کرده شود ودر جزیره فساد کند واز شمال وجنوب او را در باطلش کمک کنند، چه فاجعه های بزرگ وفساد وشر زیادی روی خواهد داد، اگر او بتواند نقشه های شوم وخبیث خود را اجرا کند، ولیكن از نصرت خداوند جل وعلا ورحمت وفضل ولطف واحسان او که زمامداران در مملکت عربستان سعودی از نیت شوم او آگاه شدند، واز نیروهای چند ملیتی در جنگ با او ودفاع از دين وکشور کمک گرفتند تا آنکه خداوند مکر شوم او را باطل کرد واو را به مراد خبیثش نرساند.
واز خداوند میخواهیم که عاقبت نیک گرداند، وشر او وشر غير او را از ما دفع کند، وارتشهای اسلامی ما وکسانی آنها را کمک می کنند بر حاكم عراق پیروز گرداند تا از ظلم خود دست بردارد، وارتش خود را از کویت بیرون کند، واز حد خود تجاوز نکند، همچنان از خداوند میخواهیم ارتش ما را برفقه در دين توفیق دهد، وشرگناهان وشر تقصيرات ما را از ما دفع کند، وشر همه کفار از همه ملیتهای آنرا از ما بر گرداند، وآنها را به کشورهایشان بر گرداند وما از شر آنها سالم ودر امان باشیم، وآنانرا که سعادت نصیب شان کرده به اسلام هدایت کند، واز كفر نجات شان دهد.
واز خداوند میخواهیم همه ایشان را هدایت کند، وبه حق آنرا بر گرداند، وما را از شر بعثیان ومسیحیان ودیگران نگاه دارد، وآنانرا به اسلام هدایت وما را از شر آنان نجات دهد، وآنانرا بر كفرب اقی میمانند به کشورهایشان بعد از سلامتی مسلمانان بر گرداند، وبعد از بین بردن دشمن خدا حاكم عراق ولشکر او است، واینکه برای عراق
(شماره بخش 6; صفحه 91)
مرد صالحی را بر گزیند که شریعت خدا را در میان آنها تطبیق کند، وهمچنان از او میخواهیم کسی را حاکم وزمامدار مسلمانان قرار دهد که كتاب خدا وسنت رسول او عليه الصلات والسلام را بر آنان حاکم گرداند، وشر زمامداران مسلمانان را که مخالف شریعت خدا هستند از مسلمانان دفع کند، وزمامداران مسلمانان را اصلاح کند، وبه صراط مستقيم خود هدایت کند، وزمام امور آنانرا بدست بهترین آنها قرار دهد، واحوال همۀ مسلمانان جهان را اصلاح وبهبودی بخشد، وشر دشمنان شان را از آنها دفع کند، ومکر ودسیسه دشمنان را باطل وخنثی گرداند، وشر آنانرا از ما دفع کند، وما را از شر گناهان ما حفظ کند، وتوبۀ نصوح را بر ما عنایت فرماید، وآنچه را که امروز در کویت نازل شده واین محنت وفتنۀ بزرگ را که در آنجا روی داده است پند وعبرت بر گرداند، وسبب درمان وبیداری همه قرار دهد، وحکومت ما را به کارهای خير موفق کند، وبر طاعت خدا ورسول او توفیق دهد، وبر آماده کردن ارتشی که ما را از دشمنان بی نیاز کند موفق گرداند.
از خداوند متعال مسئلت میداریم که همسایگان ما را به چنگ زدن به کتاب خدا وسنت رسول او هدایت کند، وایشان را بر حق وهدایت متحد گرداند، وبر طاعت خدا ورسول او کمک فرماید، وایشان از دشمنانیکه در میان آنها از منافقان واز جنگندگان با خدا ورسول او وجود داشته باشد، که بر مخالفت كتاب خدا وسنت رسول او عليه الصلات والسلام دعوت میدهند نگهدارد.
از خداوند میخواهیم مکر دشمنان خدا را باطل وخنثی گرداند واتحاد آنانرا متفرق گرداند ودعوتگران به حق به آنچه که در آن رضای او است موفق بدارد، واحوال همۀ مسلمانان جهان را اصلاح وبهبودی بخشد، وكلمۀ ما همه مسلمانان را بر حق متحد در هر جا كه هستيم جمع ميكند، واز شر دشمنان ما در هر جا که هستند ما را نگاه بدارد، هر آئینه او بخشنده وبزرگوار است، درود وسلام خداوند بر بنده وپيامبر او پيامبر ما محمد، وبر آل واصحاب وپیروان نیک او باد.



  قبلی     بعد